غلامرضا تختي
هفدهم دی ماه سالروز درگذشت اوست. اسطوره بزرگ ورزش ایران، قهرمانی که نامش بر بیشتر ورزشگاه های این کشور نقش بسته، قهرمانی که بیش از دیگران برایش مطلب نوشته اند، از او یاد کرده اند و یادش را گرامی داشته اند. غلامرضا تختی که پیشوند جهان پهلوان با نامش عجین است و جز او هیچ قهرمانی در ذهن مردم شایسته این عنوان نیست.
در دورانی که ورزش ایران نخستین حضورهای بین المللی خود را تجربه می کرد و قهرمانان، آدم های معمولی بودند که بی تکبر در بین مردم می زیستند، روزگاری که تلویزیون نبود و رادیو تنها صدای آگاهی بخش مردم کوچه و بازار و روزنامه های رنگارنگ ورزشی بر روی هیچ دکه ای پیدا نمی شدند، نام های بزرگی در ورزش ایران سربرآوردند که تنها دلخوشی ایرانیان بودند. قهرمانانی که موفقیت هایشان تنها عامل برانگیخته شدن غرور مردم تهی دست و محروم آن زمان بود.
تختی در دهه سی ظهور کرد و از اولین حضور جهانی کشتی ایران صاحب دوبنده تیم ملی شد و بر سکوی جهانی ایستاد. او سال ها ریاضت کشید، تحقیر شد، بوی چرم تشک جزیی از بوی تنش گردید تا روزی در ملبورن بر سکوی نخست المپیک بایستد، بالاتر از قهرمانان روس و آمریکایی و مردم کشورش افتخار کنند که یکی از ایشان بالاتر از نمایندگان ابرقدرت های استعمارگر قرار گرفته و قهرمانشان غرور از دست رفته ای را به آنان بازگردانده است که سالها حسرتش را می کشیدند. او مدال های زیادی از مسابقات جهانی و المپیک دریافت کرد ولی هربار که افتخاری بر افتخاراتش افزود، تنها بار مسئولیت را بردوشش بیشتر حس کرد، نه مغرور شد، نه بر انتظاراتش از آن ها که دوستش می داشتند افزوده شد. او سال ها به عشق مردمی که دوستش داشتند و او به ایشان خالصانه عشق می ورزید، تمرین کرد و افتخار آفرید که اگر چنین نبود آبروی پانزده ساله اش در کشتی جهان را به خاطر کسب شادی بیشتر برای مردم به زیر پا نمی نهاد و در سی و شش سالگی در مسابقات جهانی شرکت نمی کرد.
از او گفتن و از او نوشتن پایانی نخواهد داشت، چراکه او جوانمردی را با افتخار درهم آمیخت تا پوریای ولی زمان خود باشد، تا جهان پهلوان لقب گیرد و یگانه قهرمان جاوید در ذهن و دل مردم سرزمینش باقی بماند.
سال نگار زندگی جهان پهلوان غلامرضا تختی
تولد در تهران (محله خانی آباد)؛ پدر: رجب، مادر: صغری؛ 1309 (5 شهریور)
صدور شناسنامه شماره 500 برای او از حوزه 5 تهران؛ 1309 (6 شهریور)
تحصیل ابتدایی در دبستان حکیم نظامی تهران؛ 1321 - 1315
تحصیل دوره متوسطه اول در دبیرستان منوچهری تهران؛ 1324 - 1321
ترک تحصیل به دنبال گذراندن دوره اول متوسطه؛ 1324
آغاز تمرین کشتی؛ 1325
اعزام به خدمت سربازی؛ 1327
استخدام در اداره راه آهن دولتی؛ 1327 (25 مهر)
شرکت درمسابقه جام فرانسه در وزن پنجم؛ 1328
عزیمت به مسجد سلیمان و اشتغال در شعبه شرکت نفت؛ 1329
عضویت در باشگاه پولاد؛ 1329
شرکت در مسابقه های کشتی پهلوانی تهران؛ 1329
شرکت در مسابقه های کشتی ایران و کسب مقام قهرمانی؛ 1329
عضویت در تیم ملی کشتی ایران؛ 1345 - 1330
نپذیرفتن پیشنهادهای کلان مؤسسه های تبلیغاتی برای شرکت در آگهی های بازرگانی؛ 1345 - 1330
نگارش مقاله ها، کتابها، سرودن شعر، ساخت فیلم، چاپ تصویر و ... به منظور تجلیل از خصائل انسانی و پهلوانی 1330 - ...
شرکت در مسابقه های جهانی کشتی آزاد در هلسینکی (فنلاند) و کسب مدال نقره؛ 1330 (1951م)
جانبداری و حمایت از نهضت ملی ایران و تشکیل کمیته ورزشکاران در منزل وی؛ 1330
شرکت در مسابقه های جهانی و توکیو (ژاپن) و کسب عنوان چهارم؛ 1331 (1952م)
برگزیدن وی به عنوان «بهترین ورزشکار سال ایران»؛ 1334
شرکت در مسابقه های المپیک ملبورن (استرالیا) و کسب مدال طلا و برگزیدن وی به عنوان «ستاره مسابقات»؛ 1335 (1956م)
گرفتن بازوبند پهلوانی ایران و «امتیاز ضرب و زنگ»؛ 1335
شرکت در مسابقه های جهانی استانبول (ترکیه)؛ 1336 (1957م)
گرفتن بازوبند پهلوانی ایران و «امتیاز ضرب و زنگ»؛ 1336
گرفتن بازوبند پهلوانی ایران و «امتیاز ضرب و زنگ»؛ 1337
شرکت در مسابقه های جهانی صوفیه (بلغارستان) و کسب مدال نقره؛ برگزیدن وی به عنوان «ستاره مسابقات»؛ 1337 (1958م)
شرکت در مسابقه های آسیایی توکیو (ژاپن) و کسب مدال طلا؛ 1337
درگذشت پدر؛ 1337
شرکت در مسابقه های جهانی تهران (ایران) و کسب مدال طلا؛ 1338 (1959م)
سفر به آلمان به دعوت دانشجویان ایرانی مقیم آن کشور؛ 1338
سفر به انگلستان؛ 1338
شرکت در مسابقه های المپیک رم (ایتالیا) و کسب مدال نقره؛ 1339 (1960م)
انتقال به سازمان برنامه؛ 1339
شرکت در مسابقه های کشتی دوستانه در ترکیه و بلغارستان به عنوان عضو تیم ملی ایران و برگزیده شدن وی به عنوان «ستاره مسابقات»؛ 1339
سفر به شوروی به همراه تیم ملی کشتی ایران؛ 1340 (1961م)
شرکت در جشن دانشجویان دانشگاه تهران که به افتخار وی ترتیب داده بودند؛ 1340
شرکت در مسابقه های جهانی یوکوهاما (ژاپن) و کسب مدال طلا؛ 1340
اعتصاب وی و سایر کشتی گیران تیم ملی و امتناع آنان از شرکت در مسابقه ها تا برآورده شدن خواسته های چهارگانه شان؛ 1340
آغاز همکاری با گروه های ملی مذهبی؛ 1340
شرکت در جشن کوهنوردان در «تالار فرهنگ» تهران و استقبال مردمی از او که به دنبال آن غلامرضا پهلوی تالار را ترک کرد؛ 1340
اختار ساواک به کشتی گیران مبنی بر اینکه با وی تمرین نکنند؛ 1340
ممانعت حکومتیان از ورود وی به ورزشگاهها؛ 1340
سفر به آلمان برای شرکت در کنفرانس راه آهنهای جهان به عنوان عضویت هیئت رئیسه شورای ورزش راه آهن ایران؛ 1340
شرکت در مسابقه های جهانی تولیدو (آمریکا) و کسب مدال نقره؛ 1341 (1962م)
اعلام وداع با کشتی؛ 1341
پیشنهاد شهرداری تهران به وی و امتناع از قبول این سمت؛ 1341
قبول مشاورت عالی فدراسیون کشتی؛ 1341
جمع آوری و رساندن اعانات مردم به زلزله زدگان بوئین زهرا؛ 1341
شرکت در کنگره جبهه ملی ایران و انتخاب وی به عنوان عضو شورای مرکزی جبهه ملی با کسب یکصد رأی؛ 1341
قطع حقوق ماهانه سازمان برنامه و فدراسیون کشتی؛ 1341
ممنوع الخروج شدن از ایران و ممانعت از سفر وی به آلمان؛ 1342
حضور وی در دانشگاه تهران به دعوت دانشجویان و سخنرانی او؛ 1342
شرکت در جام کیهان مشهد به عنوان «میهان ویژه»؛ 1342
انتخاب وی به عنوان «مرد سال ورزش ایران» از سوی مجله کیهان ورزشی به رغم مخالفت سردمداران رژیم؛ 1342
اعلام نامزدی وی برای انتخاب انجمن شهر تهران بدون اطلاعش، و تکذیب نامزدی انتخابات به وسیله او؛ 1342
گسترش فعالیتهای سیاسی و شرکت در جلسات مخفی نیروهای ملی مذهبی و گزارشهای مأموران ساواک در این زمینه؛ 1342
درخواست فدراسیون کشتی - بنابر توصیه سردمداران رژیم - از وی برای نوشتنن تنفر نامه از احزاب سیاسی و وعده تجلیل از او و امتناع وی از این امر؛ 1342
پاسخ به پیامهای مردم وپذیرفتن دعوت فدراسیون کشتی برای بازگشت به صحنه ورزش؛ 1343 (1964م)
شرکت در مسابقه های المپیک توکیو (ژاپن) و کسب عنوان چهارم؛ 1343
شرکت در کنفرانس راه آهنهای جهان در لایپزیک (آلمان)؛ 1344
شرکت در مسابقه های جهانی در تولیدو (آمریکا)؛ 1345 (1966م)
شرکت در مسابقه های دوستانه کشتی ایران در انگلستان و درخواست دانشجویان ایرانی برای پناهنده شدن و نپذیرفتن وی؛ 1345
پیشنهاد سرپرستی فدراسیون کشتی و نپذیرفتن وی؛ 1345
پیمان عقد با دوشیزه شهلا توکلی؛ 1345 (2 آبان)
ازدواج با دوشیزه شهلا توکلی؛ 1345 (30 بهمن)
تولد فرزندش بابک؛ 1346 (11 شهریور)
اقامت در هتل آتلانتیک تهران؛ 1346 (15 دی)
امضای وصیت نامه در دفترخانه اسناد رسمی شماره 202 تحت شماره 3428 و تعیین مهندس کاظم حسیبی به عنوان قیم فرزندش؛ 1346 (16 دی)
ترک دنیا؛ 1346 (17 دی)
شکستن در اتاق محل اقامتش در هتل؛ 1346 (18 دی)
انتقال به پزشکی قانونی و اجتماع انبوه مردم در اطراف پارک شهر تهران؛ 1346 (18 دی)
آرمیدن در ابن باویه، 1346 (18 دی)



LinkBack URL
About LinkBacks



پاسخ با نقل قول


