تاریخ امروز :
تالار های نیک صالحی - Powered by vBulletin
تبلیغات
تولبار جدید و آپدیت شده مخصوص نیک صالحی آماده دانلود است ، برای دانلود کلیک کنید.

آخرین ارسالهای انجمن




نمایش نتایج: از 1 به 13 از 13

بیماری های درختان میوه

  1. #1
    hamed_shamsnia آواتار ها
    hamed_shamsnia آفلاين است همکار قدیمی
    تاریخ عضویت
    Jun 2007
    سن کاربر
    29
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    4,107
    تشکر
    5,782
    تشکر شده 6,947 بار در 2,298 ارسال
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض بیماری های درختان میوه

    پوسیدگی فایتوفتوراین ساقه و طوقه درختان میوه

    گونه های جنس Phytophthora در گیاهان مختلف تولید بیماری می کنند یکی از خطرناکترین بیماریها، پوسیدگی ریشه و طوقة درختان میوه است تا کنون بیش از 60 گونه فایتوفتورا شناسایی شده که بیش از 15 گونه از ایران گزارش شده است همة گونه های فاتیوفتورا انگل اختیاری هستند و روی گیاهان مختلف ایجاد بیماری می کنند گسترة میزبانی اغلب گونه ها هم زیاد است. پوسیدگیهای طوقه ، یقه و ریشة درختان سیب عملاً در تمام کشورهای سیب خیز جهان شیوع دارد ولی در گلابی فقط پوسیدگی طوقه گزارش شده است.
    علائم بیماری:علائم پوسیدگی ریشه و طوقه در گیاهان مختلف کم و بیش شبیه به هم است بطوریکه غالباً قارچ موجب پوسیدگی ریشه های فرعی و اصلی شده و موجب ایجاد لکه های آبسوخته روی طوقه می شود که این لکه ها بتدریج قهوه ای تا سیاه شده و ممکن است دور تا دور طوقه را فرا بگیرد و گیاه را از پای اندازد هر چند قارچ در ناحیه ریشه و طوقه تولید بیماری می کند اما در شرایط مناسب اسپورهای قارچ بطرف بالا پرتاب شده (باد یا شتک باران ) و باعث آلودگی شاخه ، برگ و میوه می شوند . ترشح صمغ از نواحی طوقه تا ارتفاع نیم متری تنه از علائم بارز بیماری است صمغ ابتدا آبکی و شفاف است و سپس خشک و در نواحی مرطوب و پر باران ، صمغ در اثر بارندگی حل و شسته شده ، سپس پوسیدگی قهوه ای در طوقه و ریشه بوجود می آید.

    بیولوژی و رفتار اکولوژیک گونه های عامل پوسیدگی ریشه و طوقه درختان میوه کم و بیش شبیه همدیگر است و به همین دلیل روشهای مبارزه نیز در آنها از اصول مشابهی پیروی می کند در ایران مهمترین درختان میوة میزبان این قارچ عبارتند از مرکبات ، پسته ، سیب ، گردو و بادام . علاوه بر این بیماری از روی درختان انار ، انجیر، زرد آلو، گلابی و آلو نیز گزارش شده است.

    نشانه های بیماری اغلب نا مشهود است مگر اینکه لایه های خارجی پوست (پریدرم) را تا نزدیکیهای لایة زاینده بردارند و آوندهای آبکشی نمایان شود بافتهای آوند آبکشی در درختهای بیمار به جای آنکه سفید رنگ باشند نکروزه و به رنگ قهوه ای مایل به قرمز هستند که سرانجام با پوسیدن آنها برنگ قهوه ای تیره در می آیند شانکرهای فعال پوسیدگی طوقه در قسمت داخلی تر آوندهای آبکشی حالت نواری مرمری پیدا می کنند و حاشیة مشخص نواحی سالم و آلودة نکروزی را از یکدیگر جدا می کند. در پوسیدگی طوقه ممکن است بافتهای تنه درخت تا ارتفاع یک متری از سطح زمین نکروزه شود. زخمهایی که در اثر این بیماری در تنه ایجاد می شود به سمت پائین (طوقه) و حتی ریشه توسعه می یابند. پوست قسمتهای آلوده بسیار سخت شده و با دست به سختی شکسته می شود پوست تنه در ناحیه طوقه بصورت ورقه های خشک و بطور عمودی از درخت جدا می گردد. با فساد پوست و آوندهای آبکشی در جریان انتقال شیرة پرورده از قسمت هوایی به ریشه اختلالاتی بروز کرده و ممکن است بطور کلی قطع شود و درخت از پا درآید. علائم بیماری گموز ممکن است روی برگ ، جوانه و شاخه نیز ظاهر شود ، برگها از ناحیة دمبرگ حالت رنگ پریدگی به خود گرفته و زرد می شوند این زردی در رگبرگهای میانی به خوبی قابل تشخیص است برگها پس از مدتی ریزش می کنند و درخت ضعیف می گردد. ضعف درخت از نوک درخت شروع شده و به تدریج به قسمتهای دیگر تنه سرایت می کند (Die Back) در مورد مرکبات : در اثر ترشح قطرات باران (Splashing) اسپورهای قارچ از خاک به روی میوه ها منتقل شده و موجب پوسیدگی قهوه ای میوه (Brown Rot) می گردد که در شرایط انباری غالباً پیشرفت می کند و کل میوه قهوه ای می گردد.

    عوامل بیماری : Phytophthora spp.(Pythiaceae-Peronosporales-Oomycetes)

    1) پوسیدگی طوقه و ریشة سیب ، گلابی ، انار ،گردو، زردآلو Phytophthora cactorum

    2) پوسیدگی طوقه و ریشة گلابی Ph.syringae, Ph.cactorum

    3) پوسیدگی طوقه و ریشة انار Ph. cactorum, Ph. citrophthora
    4) پوسیدگی طوقه و ریشة انجیر Ph.cryptogea

    5) پوسیدگی طوقه و ریشة آلو سیاه Ph.iranica
    6) پوسیدگی طوقة پسته =گموز پسته =شیره سیاه پسته Ph. megasperma,
    Ph.cryptogea, Ph.dreshcleri , Ph. nicotiana var. parasitica, Ph.citrophthora

    ـ پوسیدگی طوقه انار Pomegranate Crown Rot پوسیدگی طوقه انار در بیشتر باغهای انار استان یزد و شیراز و سایر مناطق انار خیز کشور دیده می شود. پوست درخت در محل طوقه ترک می خورد و بافتهای پوست و قسمتی از چوب دچار پوسیدگی خشک می گردد. در بعضی موارد رنگ چوب در محل طوقه تیره می شود شاخه های سمتی که پوست طوقه آنها دچار زوال شده است از رشد باز ایستاده و برگهای آنها زرد می شود. گاهی پوسیدگی در محل طوقه ها متوقف شده و پوست جدید بوجود می آید که معمولاً بر آمده تر از پوست قدیمی بوده و در حاشیه متورم است. پوسیدگیهای پوست طوقه های مبتلا به بیماری بعد از مدتی خشک شده و می ریزند گاهی پوسیدگی به ریشه ها نیز سرایت می کند و در این صورت درخت به سرعت خشک می شود . در اطراف این درختهای خشک شده و یا مبتلا به بیماری گاهی پاجوش می روید، عامل بیماری پوسیدگی طوقه درختان انار تاکنون به طور قطع مشخص نشده است به ندرت از بعضی درختهای مبتلا به بیماری Phytophthora cactorum جدا شده است ولی نقش آن در پوسیدگی طوقه کاملاً به اثبات نرسیده است. مطالعات انجام شده در باغهای انار شیراز و یزد نشان می دهد که سرمای زمستانه و بهاره می تواند باعث این بیماری باشد. عواملی از قبیل آبیاری زیاد و مصرف کودهای ازته مخصوصا اوره باعث می شود که درخت انار به موقع در پاییز به خواب نرود و مدتی بیشتر سبز باقی بماند. در نتیجه این قبیل درختان انار نمی توانند سرمای 10 تا 14 درجه زیر صفر را تحمل کنند و طوقه آنها دچار ترکیدگی و پوسیدگی می شود. شاخه های صدمه دیده از سرما در بهار دیرتر از خواب بیدار شده و کم برگ می باشند. مطالعات انجام شده با هورمون ژیبرلین که باعث ایجاد تأخیر در خزان درخت می شود نشان می دهد که هر قدر خزان درخت انار در پائیز به تعویق بیافتد درصد سرماخوردگی و در نتیجه پوسیدگی طوقه انار افزایش پیدا می کند.
    مبارزه:
    برای جلوگیری از بروز پوسیدگی طوقه انار اقدامات زیر مؤثر می باشد:

    1ـ آبیاری درخت های انار باید به اندازه نیاز و به موقع انجام شود. به طوری که باعث تغییر در فیزیولوژی طبیعی درخت نشده و منجر به طولانی شدن زمان رشد گیاه نگردد همچنین از مصرف زیاد کودهای ازته باید خودداری گردد.

    2ـ دور طوقه و تنه درختها تا ارتفاع 50 سانتی متر در اواخر پائیز تا اوایل بهار با گونی یا پلاستیک پوشانده شود.

    3ـ از کشت دوم مانند سبزی ، صیفی و جالیز در باغهای انار حتی الامکان باید خودداری شود چرا که معمولاً آبیاری در این باغها تابع زراعت دوم شده و باعث تغییرات فیزیولوژیکی در درخت می گردد و یا پوسیدگی طوقه در اثر Phytophothra را تشدید می کند.

    ـ ریشه گرهی انارPomegranate Root Knot

    این بیماری در مناطق انارخیز کشور مخصوصا در اصفهان و یزد شیوع دارد. علائم بیماری روی اندامهای هوایی درخت های انار به صورت توقف رشد ، ضعف عمومی ، زردی برگها ، ریزش برگهای انتهایی شاخه ها و خشکیدگی تدریجی سرشاخه تظاهر می کند. روی ریشه های نازک و موی ریشه ها غده های کوچک به اندازه ته سنجاق و گاهی بزرگتر ایجاد می شود که علامت اختصاصی بیماری بوده ودر مواردی که شدت داشته باشد ممکن است موجب زوال تدریجی درخت شود. مطالعات انجام شده نشان می دهد که در باغهای انار استان یزد (شهرستان یزد ، اردکان ، میبد ، مهریز) دو گونه نماتد از جنس Meloidogyne به نامهای M. javanica و M. incognita و در استان اصفهان M. incognita و M. hapla و روی ریشه درخت های انار در استان گیلان M. arenaria وجود دارند و جزء عوامل مولد بیماری ریشه گوهی انار محسوب می شوند

    ( Meloidogyninae-Heteroderidae-Tylenchoidae-Tylenchina-Tylenchida-Secernenta-Nemata)
    مبارزه :
    اقدامات زیر در جلوگیری از پیدایش بیماری و کاهش شدت آن موثر است:

    1ـ احداث باغ انار در زمینهایی که آلودگی به نماتدهای مولد بیماری نداشته باشد. قبل از احداث باغ جدید انار لازم است خاک زمینهای مورد نظر مورد آزمایش قرار گیرد در صورت آلودگی زمین به نماتد و اجبار در احداث باغ در آن قطعه باید خاک را با فومیگانت هایی مانند متیل بروماید ضدعفونی کرد.

    2ـ برای احداث باغ انار (وسایر باغها)توصیه می شود از نهالهای ریشه دار سالم و عاری از نماتود استفاده گردد.

    3ـ مبارزه با علفهای هرز: بیشتر علفهای هرز می تواند میزبان نماتود های مولد غده ریشه باشند و از این رو لازم است با آنها در مرحله استقرار مبارزه شود.

    4ـ از کاشت درختان انار در خاکهای خیلی سبک و ماسه ای که مستعد آلودگی شدید به نماتد های مولد غده می باشد حتی الامکان باید اجتناب گردد.
    ـ پوسیدگی میوه انار

    میوه های انار در اواخر فصل روی درخت و در اکثر مواقع پس از برداشت و هنگام نگهداری دچار پوسیدگی می شود. پوست میوه های پوسیده نرم و رنگ آنها شفاف می شود. گوشت دانه های میوه انار پوسیده نیز نرم شده و بسته به نوع قارچ لهیده شده و به رنگ سیاه یاآبی و رنگهای دیگر در می آید. گاهی تمام حفره داخلی میوه انار پر از توده سیاه قارچ می شود. بررسیهای به عمل آمده در ایران نشان می دهد گونه های مختلفی از قارچهای جنس Aspergillus ، Penicillium ، Botrytis ، Rhizopus ، Alternaria و Nematospora می توانند باعث پوسیدگی میوه انار شوند ولی اغلب پوسیدگیهای میوه از نوع پوسیدگی آبی و سیاه در اثر قارچهای به ترتیب پنیسلیوم و آسپرژیلوس می باشد.
    عوامل پیدایش پوسیدگی و گندیدگی میوه های انار را می توان به شرح زیر خلاصه کرد:

    الف: عوامل محیطی و غیرزنده مانند ترکیدگی میوه ، سوراخ شدن میوه بر اثر خار و شاخه های درخت هنگام وزش باد

    ب: حشراتی که لارو یا بالغ آنها وارد میوه می شوند مانند کرم گلوگاه انار (Spectrobates ceratoniae و سوسکهای Carpophylus .

    ج: حشرات مکنده که وارد میوه نمی شوند ولی نیش یا خرطوم آلوده به قارچ یا باکتری خودشان را به داخل میوه فرو می برند مانند انواع سنهای درختی.

    د: صدمات وارده به میوه انار در اثر کنه ها ، آفتاب و مکانیکی در موقع برداشت.

    مبارزه: همانطور که گفته شد پوسیدگی های میوه انار به طور عمده در اثر ترک خوردگی ، سوراخ شدن ، صدمات مکانیکی و یا تغذیه کنه ها و آفتاب زدگی پوست بوجود می آید. بنابراین برای جلوگیری از پیدایش پوسیدگی توصیه می شود به شرح زیر عمل کنند.

    1ـ میوه انار به موقع و زود برداشت شود تا مواجه با سرمای زودرس نشده و ترک خوردگی در آنها پیدا نشود.

    2ـ انارهای سالم و بدون ترک خوردگی و آفت زدگی را از انارهای آلوده و مصدوم جدا کنند.

    3ـ هنگام برداشت محصول دقت شود به میوه ها ضربه وارد نشده و پوست آنها زخمی نگرددو جابجایی آنها با دقت به عمل آید.

    4ـ انارهایی که به منظور نگهداری در انبار یا سردخانه انتخاب می شود را قبل از حمل به انبار یا سردخانه با محلول 3 در هزار زینب ضدعفونی

  2. #2
    hamed_shamsnia آواتار ها
    hamed_shamsnia آفلاين است همکار قدیمی
    تاریخ عضویت
    Jun 2007
    سن کاربر
    29
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    4,107
    تشکر
    5,782
    تشکر شده 6,947 بار در 2,298 ارسال
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض لکه های سیاه سیب

    لکه های سیاه سیب


    از لحاظ اقتصادی مهمترین بیماری سیب در شمال شرقی آمریکا ، اروپا،‌آمریکای جنوبی و آسیا است. اولین بار فریز(Fries) در سوئد در 1819 بیماری را توصیف نمود. این بیماری در مناطقی که آب و هوای نیمه خشک دارند کمتر شایع است ولی در مناطقی که بهار خنک و مرطوبی دارند خسارت بیماری شدید بوده و تابیش از 70% به محصول خسارت می زند و اگر با بیماری مبارزه نشود تا 100% خسارت محصول و میزبان قابل پیش بینی است. اساساً خسارت بیماری به دو صورت دیده می شود. الف) کاهش بازار پسندی میوه ها به سبب وجود لکه های سیاه یا تغییر شکل میوه ها ب)نابودی کامل درخت در 3-2 سال متوالی اپیدمی شدید. بیماری لکه سیاه سیب در استانهای شمالی کشور ؛ آذربایجان شرقی و غربی ، ‌خراسان ، گیلان و مازندران ، تهران ، کرج و دماوند و در خوزستان و بروجرد هر ساله خسارت قابل توجهی به بار می آورد.

    علائم :

    بیماری لکه سیاه سیب به برگ ،دمبرگ ، شکوفه ، کاسبرگ ،‌میوه ، دم میوه و گاهی شاخه و فلس و جوانه حمله می کند. در ابتدای بهار قبل از باز شدن شکوفه ها ،‌اولین جائیکه آلوده می شود کاسبرگهای گل سیب است. کاسبرگها در اثر شدت بیماری در شرایط مساعد محیطی (رطوبت بالا) به رنگ سبز زیتونی درآمده و از این طریق میوه ها و برگهای جوان نیز آلوده می گردند. بارزترین علائم بیماری روی برگها و میوه ها دیده می شود . لکه ها ابتدا در سطح زیرین برگهای جوان مشاهده می شوند و با بازتر شدن برگها هر دو سطح آنها آلوده می گردند. لکه های اولیه، ‌مخملی و به رنگ سبز زیتونی تا قهوه ای و با حاشیه نامشخص می باشند به تدریج حاشیه لکه ها واضح شده و ممکن است چند لکه بهم چسبیده و به رنگ سیاه درآیند . اگر تعداد لکه های روی برگهای جوان زیاد باشد ؛ برگها بدشکل و پیچیده می شوند ( Deformation=Distortion) و معمولاً ریزش (Defoliation) می کنند. روی هر برگ از یک تا چند صد لکه ممکن است وجود داشته باشد. آلودگی دمبرگ موجب ریزش برگ قبل از تکامل آن می گردد که این موجب ضعف شدید درخت و حساس شدن آن در برابر آسیبهای زمستانی می گردد. لکه های روی میوه ها در ابتدا مشابه لکه های روی برگهاست. بعداً قهوه ای ، سیاه و چوب پنبه ای می شوند. آلودگیهای زود هنگام به سبب انهدام و مرگ بافتهای مریستمی اطراف لکه ها و توقف رشد این قسمتها روی میوه و از طرفی رشد قسمتهای سالم روی میوه موجب بد شکلی و پیچ خوردگی میوه می گردند. معمولاً این میوه ها ترک خورده و زود می ریزند. لکه های ریز و آلودگیهای اواخر تابستان و اوایل پائیز معمولاً در شرایط انباری گسترش یافته و در انبار و سرد خانه آشکار می گردند. آلودگی دم میوه موجب ریزش میوه قبل از رسیدن آن می گردد.

    عامل بیماری:
    قارچ :

    Teleomorph: Venturia inaequalis (Venturiaceae-Pleosporales-Loculoascomycetidae)
    Anamorph: Spilocaea pomi (Dematiaceae-Moniliales-Hyphomycetidae-Deutromycetes)

    قارچ V.inaequalis : دارای پریتس دروغی (Pseudoperithecium) است که در بافت استرومای برگها یا میوه های ریخته شده بر کف باغ زمستانگذرانی می کنند و بصورت منفرد ،‌قهوه ای تا سیاهرنگ می باشند . در هر پریتس 100-50 آسک بطور مجتمع به شکل استوانه ای با پایه کوتاه که درون هر یک 8 آسکوسپور است دیده می شود. دیواره آسکها دو جداره و نازک است . آسکوسپورها سبز مایل به زرد تا قهوه ای و دو سلولی هستند که سلول بالایی آن کوچکتر و پهن تر از سلول پائینی است (Inaequal = نامساوی ). این قارچ هتروتالیک دو قطبی است لذا آنتریدی روی یک پایه و آسکوگون روی پایه دیگر تشکیل می گردد.
    قارچ S. pomi : دارای کنیدیوفورهایی معروف به Annellophore است به سبب آنکه اثر افتادن هر کنیدی روی کنیدیوفور بصورت حلقه ای (Annellide) باقی می ماند کنیدیها زیتونی مایل به زرد و معمولاً یک سلولی و گاهی دو سلولی ، منفرد و تخم مرغی شکل هستند که در انتهای آنلوفورها بوجود می آیند . آنلوفورها قهوه ای رنگ و بدون بند (Septum) یا دارای بند،‌موج دار و با برجستگیهای زگیل مانند هستند.

    چرخه بیماری :

    قارچ عامل بیماری غالباً زمستان را بصورت پریتس های دروغی در برگها و میوه های آلوده افتاده در کف باغها طی می کند البته در نواحی ساحلی و معتدل که زمستان ملایمی دارند قارچ بصورت S.Pomi به شکل میسلیوم در شاخسارهای آلوده زمستانگذرانی می کند. پس از آنکه میسلیومهای دو تیپ جنسی مختلف سازگار (Mating Type) نیز با یکدیگر آمیزش پیدا کردند، اجسامی تیره رنگ (پریتس های دروغی ) بین بافتهای برگهای ریخته شده برکف باغ تشکیل می شوند غالب پریتس های دروغی اولیه در خلال چهار هفته بعد از ریزش برگها تشکیل می شوند. رطوبت برای تکامل پریتس دروغی ضرورت دارد. دمای بهینه برای تکامل آسکوگون 0C 18-20 و برای بلوغ آسکوسپورها 18-16 است. رقم سیب و تاریخ خزان برگها در بلوغ و رسیدن آسکوسپورها در بهار تأثیری ندارد. وقتی برگ زمستان گذرانده موجود در کف باغ مرطوب می گردد (بارانهای آخر زمستان و اول بهار)آسکهای رسیده و بالغ با جذب رطوبت از طریق روزنه پرتیس دروغی متورم شده با فشار آسکوسپورها را تخلیه می کنند ، ‌آسکوسپورها همراه با جریان باد در فضا پخش می شوند و عفونت اولیه روی اندامهای تازه روییده ایجاد می گردد. پیش بینی این بیماری در اپیدمی ها بر اساس مؤثر بودن, مایه تلقیح اولیه Primary inoculum یا در واقع آسکوسپورهای تولید شده در پرتیس های دروغی زمستانگذران موجود برگهای کف باغ و جوانه در سطوح گیاهی بر اساس شرایط آب و هوایی صورت می گیرد). وقتی آسکوسپورها روی کاسبرگ ، برگ یا میوه جوان در مجاورت لایه نازکی از رطوبت ، قرار بگیرند جوانه می زنند برای آغاز تندش رطوبت آزاد (رطوبت نسبی بیش از 95 % (ضرورت دارد. زمان لازم برای وقوع آلودگی به دمای محیط و تعداد ساعات خیس شدگی بستگی دارد بطور مثال در دمای0C 2/2 به 48 ساعت خیس شدگی سطح بافت نیاز است تا اسکوسپورها جوانه زده و آلودگی شروع گردد در حالیکه در دمای 0C 6 به 21 ساعت خیس شدگی ، دمای 100C به 14 ساعت خیس شدگی ، دمای 150C به 10 ساعت خیس شدگی ، دمای 0C 26 به حدود 12 ساعت خیس شدگی نیاز است البته در دماهای بالاتر از0C 26 معمولاً بیماری به ندرت اتفاق می افتد(شرایط خنک و مرطوب برای وقوع بیماری لازمست، منحنی Milles 1944). قارچ بعد از نفوذ در کوتیکول منشعب شده و زیر کوتیکول تشکیل استروما می دهد و لکه های بیماری که روی آن ها کنیدیوفورو کنیدی های .pomi S تشکیل می گردد، ظاهر می شوند. لکه ها و کنیدی ها در مرکز لکه ها بسته به رطوبت نسبی و دما بعد از 9 تا 17 روز دیده می شوند . کنیدیها عامل اصلی ایجاد عفونت و بیماری در تابستان هستند که با قطره های باران یا باد روی سطح برگها یا میوه درختان دیگر پخش می گردند. این کنیدیها به شیوه آسکوسپورها جوانه زده و با نفوذ در میزبان لکه های جدید را بوجود می آورند . در خلال فصل رشد بسته به دوره کمون بیماری و نیز حساسیت بافت رقم میزبان چرخه های ثانویه دیگری نیز ممکنست تکرار شود.

    کنترل :

    1- اقدامات بهداشتی : - جلوگیری از تشکیل پریتس دروغی احتمال بروز همه گیری بیماری را کاهش می دهد برای این منظور شخم زمستانه می تواند با زیر خاک نمودن بقایا بشدت بیماری را کاهش دهد - پاشیدن کودهای نیتروژن دار (اوره) در پائیز روی برگهای ریخته شده در کف باغ باعث تسریع فساد و تجزیه آنها و مانع تشکیل پریتس دروغی می گردد. این عمل بویژه در سالهایی که زمستان ملایم باشد نتیجه بخش است - پاشیدن قارچ کشهایی مثل بنومیل در آخر فصل (قبل از خزان) روی برگهای درخت یا بعد از خزان روی برگهای کف باغ نیز مانع تشکیل پریتس دروغی در پائیز و زمستان می گردد.
    2- عملیات زراعی : وقتی جریان هوا در بین تاج درختان به خوبی صورت گیرد به سبب وجود هوا و جریان باد در میان شاخساره ها و خشک شدن شاخساره ها ، شرایط آب و هوایی برای وقوع بیماری نامساعد می گردد. لذا تنظیم فاصله‌درختان هنگام کاشت و هرس مرتب آنها با ایجاد شرایط خشک و نیز فراهم آوری شرایط مناسب برای سمپاشی باعث کاهش بیماری می گردد.
    3- ارقام مقام: شامل میخوش اردبیل ،‌آق پائیزی و بل د بوسکوپ Bell De Boskop- گلدن رد Goloden-Red رد فری Red Free- لیبرتیliberty- پریما Prima-پرسیلا‍Priscilla ـ سر پرایز Sir Prize-جونا فریJona Free-فری دام Free Dom- مک فریMac Free- موریاMoria- ترنتTrent- نوا Nova – ایزی گروEasygro- نوواماک Novamac- ریشلیوRichelieu-روویلRouville- فلوریدا Florida
    4- شیمیایی : در شمال شرق ایالات متحده نزدیک به 50% از کل قارچکشهای مصرفی در باغهای سیب فقط برای کنترل این بیماری بکار می رود. قارچکش ها ی مورد استفاده عبارتند از :‌کاپتان ، دودین، گروه اتیلن بیس دی تیوکار با ماتها و سموم گوگردی، ‌بنزیمیرازولها و بازدارنده های بیوسنتز در ارگوسترول (;SBI StroleBiosynthesis Inhibitores). امروزه از بنومیل (از بنزیمیدازولها) و دودین به خاطر بروز مقاومت در قارچ عامل بیماری کمتر استفاده می شود . پیش از وقوع آلودگی بایستی بر اساس پیش بینی های هواشناسی (طول زمان رطوبت بالای 90%) با استفاده از قارچکشهای پیشگیری کننده سمپاشی صورت گیرد. بعد از ایجاد عفونت خصوصاً در نواحی نیمه خشک ، باغدار با دانستن زمان وقوع آلودگی با استفاده از قارچکشها می تواند 24 تا 96 ساعت (1-4 روز) پس از شروع عفونت بیماری را مهار کند، (با استفاده از داده های هواشناسی و جدول میلز زمان وقوع عفونت تعیین می گردد). زمان سمپاشی بر اساس مراحل رشد و نمو درخت سیب انجام می شود . سمپاشی اول در مرحله نوک نقره ای Silver Tip (جوانه ها تازه شکفته و نوک برگهای اولیه به رنگ سفید نقره ای نمایان است). انجام می شود و سمپاشهای محافظتی و پیشگیری کننده بعدی در مراحل نوک سبزی Green Tip (اندامهای رویشی و جوانه ها به یک سانتی متر رسیده اند). مرحله ظهور دسته های گل Tight ,Cluster (مرحله گلدهیBloom) و در آخر بعد از ریزش گلبرگها صورت می گیرد . سمپاشی های پوششی به فاصله هر دو هفته یکبار بعد از ریزش گلدهی تا حدود 3-2 هفته مانده به برداشت محصول ادامه می یابد. قابل ذکر است برنامه مبارزه شیمیایی با لکه سیاه سیب ، سفیدک حقیقی ، زنگها و بیماریهای مختلف دیگر که در خلال تابستان بروز می کنند از جمله لکه دودی ، فضله مگسی،‌آفات و کنه ها بطور تلفیقی صورت می گیرد.

  3. کاربر مقابل از hamed_shamsnia عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:


  4. #3
    hamed_shamsnia آواتار ها
    hamed_shamsnia آفلاين است همکار قدیمی
    تاریخ عضویت
    Jun 2007
    سن کاربر
    29
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    4,107
    تشکر
    5,782
    تشکر شده 6,947 بار در 2,298 ارسال
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض بیماری درختان مرکبات

    سر خشکیدگی درختان مرکبات (ناتراسیا) Citrus dieback

    در ایران علاوه بر مرکبات به سایر درختان منجمله بادام، زردآلو، گیلاس، اوکالپتوس و … پسته، انار، توت، حمله می کند. ولی بیماری در همه گیاهان اهمیت ندارد، بیماری در خوزستان وسایر مناطق گرمسیری اهمیت دارد در فارس گاهی روی سیب نیز دیده شده است. در شهرستان جهرم به شدت درخت توت را مورد حمله قرار میدهد (مهندس ایازپور). عامل بیماری قارچ Nattrassia mangiferae است قارچ بیشتر از محلهای آفتاب سوخته و قسمتهایی از درخت که در معرض آفتاب وگرمای شدید است وارد می‌شود. علائم به صورت ورقه‌ورقه شدن پوست که زیر آن پودر سیاه رنگ (آرترو کنیدیم ) قارچ است دیده می‌شود، قارچ پیکنیدیم نیز تولید کرده که در بافت گیاه تشکیل شده و اهمیت چندانی ندارد، معمولاً قارچ در دمای زیر 30 درجه سانتیگراد خسارت نمی‌زند.


    کنترل شیمیائی :

    اکسی کلرور مس (کوپراویت ) WP35% به میزان 5 در هزار

    توصیه:

    1- تقویت درختان بخصوص در مقابل تنشهای آبی وآفتاب سوختگی

    2- حذف شاخه‌های آلوده

    3- در صورت امکان اجتناب از کشت ارقام پرتقال، لیمو، نارنگی گریپفروت و نارنج که حساسیت بیشتری دارد.

    4- بهداشت باغ (خروج چوبهای آلوده )

    بیماری مرگ گیاهچه مرکبات Citrus Damping off of seedlings

    خسارت وشدت بیماری مرگ گیاهچه بیشتر در خزانه و نهالستانهاست. این بیماری وقتی در خزانه حرارت ورطوبت خاک زیاد باشد وحرارت برای قارچ عامل بیماری مناسب است خسارت شدید می‌شود. دو نوع از این بیماری تشخیص داده شده است یکی قبل از بیرون آمدن گیاهچه ودیگری پس از ظهور گیاهچه. قارچ عامل Rhizoctonia solani که عامل اصلی مرگ گیاهچه است همچنین قارچهای پیتیوم و فایتوفتورا نیز اگر درجة حرارت ورطوبت زیاد باشد به گیاه حمله می‌کند. بر اساس تحقیقات مهندس ایازپور در جهرم جنس پونسیروس نسبت به بیماری مقاوم و هیبریدهای آن حساس می‌باشد.



    کنترل بیماری :

    1- تهیه خزانه سالم با استفاده از خاک بکر

    2- ضد عفونی خاک خزانه با متیل برو ماید و D-D و واپام

    گموز‌‌ ‌‌مرکبات Citrus gummosis

    بیماری گموزGummosis یا پوسیدگی طوقه‌ و ریشه Root-rot درختان مرکبات اولین بار در سال1834 ازآسور گزارش گردیده است. در ایران بیماری اولین بار در سال 1320 گزارش شده و در مناطق شمالی و جنوبی کشور بخصوص خوزستان و فارس وجود دارد.




    عامل بیماری در بیشتر مناطق ایران Phytophthora citrophthora و Phytophthora parasitica می‌باشد. قارچ Phytophthora ازقارچهای کاذب Oomycetes است که فرم جنسی آن بصورت oospore است. قارچ دارای تیپهای متفاوت وهتروتالیک است. اما‌ زمستانگذرانی بوسیله ااسپور وکلامیدسپور می‌باشد.

    علائم بیماری بروی طوقه در ابتدا به صورت لکه کوچک قهوه‌ای ظاهر شده که خیلی نامشخص است وبه تدریج گسترش یافته وجهت پخش آن به طرف بالا است وبه صورت بیضی در می‌آید وآوندهای آبکش را از بین می‌برد. در محل آلودگی مرکبات ترشح صمغ دارد از جمله موارد دیگر مورد حمله ریشه است؛ که اغلب لهیدگی وسیاه شدن ریشه را در پی دارد. در بارندگی شدید میوه نیز بر اثر حمله قارچ دچار آسیب می‌شود.

    کنترل: شامل پیشگیری ومعالجه می‌باشد.

    پیشگیری :

    1- انتخاب پایه مقاوم : انواع پرتقال، انواع نارنگی، لیموترش، لیموشیرین، بکرائی و ترنج از جمله ارقام حساس می‌باشد. نارنج (به تریستیزا حساس) ونارنج پونسیروس تریفولیاتا (به اگزوکورتیس حساس) به بیماری گموز مقاومند.

    2- محل پیوندک باید 30-15 سانتیمتر از خاک فاصله داشته باشد.

    3- حذف علفهای هرز از دور طوقه

    4- خوداری از ایجاد زخم اطراف طوقه

    5- جلوگیری از جمع شدن آب دور طوقه درخت

    6- ضدعفونی ریشه توسط محلول بردو 3 درهزار

    7- خرید نهال سالم از خزانه

    8- باید دقت شود در حین پیوندزنی قطراتی از آب یا ذره‌ای ازخاک باغ بین پایه وپیوندک قرار نگیرد.

    9- فواصل بین درختان حفظ شود

    10- اگر پوسیدگی بیشتر از نصف دور طوقه را فرا گرفته باشد باید درخت آلوده را قطع کرد.

    معالجه:

    ابتدا خاک دور طوقه درخت مبتلا را کنار زده واز رسیدن آب به آن جلوگیری به عمل آورد. درخت مبتلا باید جداگانه آبیاری شود. نقطه پوسیده اگر توسعه نداشته ‌باشد ودر مراحل اولیه پیشرفته است با یک چاقوی تیز پوست محل را تراشیده تا به بافت زنده برسیم آنگاه به وسیله محلول یک درصد پرمنگنات پتاسیم و یا مخلوط بردو و یا ارتوساید و کوپراویت به میزان یک در هزار ضدعفونی سطحی می‌کنیم وپس از دو هفته محل را با چسب باغبانی می‌پوشانیم.

    طرز تهیه محلول بردو یک درصد:

    کات کبود یا( سولفات مس) 200 گرم، آهک زنده200 گرم، آب20 لیتر

    طرز تهیه محلول بردو برای ضدعفونی ریشه‌ها قبل از کاشت:



    کات‌کبود 70 گرم، آهک زنده 70 گرم، آب 20 لیتر

    لکه سبز مرکبات Citrus greening

    بیماری ناشی از باکتریهای سخت کشت Liberobacter asiaticum (عامل لکه سبز آسیایی) و L.africanum (عامل لکه سبز آفریقایی) در مرکبات که نشانه‌های آن موزائیک در برگها، زردی شاخه‌ها، باقی ماندن لکه‌های سبز روی میوه و زوال درختان است. باکتریهای مزبور در بافت آبکشی درختان آلوده استقرار دارند و هر یک با گونه‌ای پسیل انتقال می‌یابند. یکی از پرخسارت ترین بیماریهای مرکبات درجنوب شرقی آسیا، شبه قاره هند، آفریقای جنوبی و شبه جزیره عربستان است.

    پســـوروز مرکبات(ویروس پوسه‌ی مرکبات) citrus psorosis virus

    به گروهی از بیماریهای ویروسی گفته می‌شود که از نظر ظاهری کاملاً متفاوت می‌باشند. ولی یک صفت مشترک در نقوش کردن برگهای تازه روئیده دارند. این نقشها به دو صورت 1- Flecking pattern یا نقش میخی که بصورت خطوط کمرنگ و لکه‌های روشن بین رگبرگ‌ها و موازی با آنها می‌باشد. 2- Oak leaf pattern یا نقش برگ بلوطی ،لکه‌ها یا خطوط روشن که حاشیه مجموع آنها نقشی مانند برگ بلوط ایجاد می‌کند. از دیگر علائم پوسته پوسته شدن پوست درخت در ناحیه طوقه، گلدهی خارج فصل،فرورفتگی‌های عمودی باریک روی چوب و زیر پوست، تولید صمغ و زوال است که دراغلب نواحی مرکبات خیز به ویژه نواحی خنکتر وجود دارد. برای این ویروس و ویروس لکه حلقوی مرکبات نامهای جنس spirovirus و ophiovirus پیشنهاد شده است.

    براثر عواملی چون حمله تریپسها، کنه‌ها، عنکبوت قرمز، دانه‌های تگرگ یا وزش بادهای شنی به سطح برگها علائمی شبیه پسوروز ایجاد می‌نمایند.

    انتقال پسوروزها:

    1- پیوند(بیماری پسوروز بوسیله پیوندک آلوده از درختان بیمار به درختان سالم منتقل می‌شود.)

    2- بذر(چند مورد از بیماری crinkly leaf توسط بذر منتقل شده است)

    3- مکانیکی(تنها ابلقی شدن برگها و میوه‌ها و برگ موجی crinkly leafبا عصاره منتقل شده است)

    4- پیوند ریشه

    5- سس cuscuta

    کنترل:

    1- انتخاب پیوندک سالم

    2- انتخاب نهال‌ها و پیوندکهای جدید

    3- تراشیدن پوسته‌ها قبل از توسعه شدید آنها

    4- ترموتراپی: سه ماه نگهداری در درجه حرارت c40 به مدت 16 ساعت در روز وc30 به مدت 8 ساعت در شب موجب حذف پسوروز concave gum، in factions variegation، A تریستیزا، vein Enation شده است.

    5- از بین بردن درختان آلوده

    بیماری فوماژین مرکبات(دوده‌ی مرکبات) citrus sooty mold

    بیماری در اثر وجود مواد قندی(عسلک) حاصل از حشرات مکنده بروی مرکبات در نواحی گرم و مرطوب عارض می‌شود.در طی این شرایط قارچهای ساپروفیت تکثیر و رشد پیدا می‌کنند. این قارچهای ساپروفیت به هیچوجه حالت انگلی نداشته و در نهایت باعث تجزیه عسلک می‌شود. بیماری از لحظه‌ای که عسلک حشرات درخت را خیس می‌کند شروع می‌شود. معمولا قارچ Capnodium citri روی شاخ و برگ و میوه مرکبات ایجاد کپک می‌کند.

    مبارزه با این بیماری فقط از طریق کنترل حشرات ایجاد کننده عسلک(شته‌ها و شپشکها) می‌باشد

    تریستیزای مرکبات(بیماری غم) Citruc Tristeza

    Trieste به معنی غم و اندوه است. این بیماری اولین بار در اواخر سال 1890 در آفریقای جنوبی مشاهده شده است. در ابتدا تصور می‌شد که علت ناسازگاری بین پایه و پیوندک است. در ایرن بیماری در سال 1355 در ساری روی نارنگی ساتسوما satsuma مشاهده شده است. تریستیزا به انواع مرکبات حمله می‌کند. پایه‌های نارنگی و پرتقال حساسند و پایه‌های نارنج و لمون بسیار حساسند. روی پایه سلطانی مرکبات، توسرخ، توسبز مرگ ناگهانی ایجاد می‌کند.
    عامل ویروس رشته‌ای به ابعاد 2000×12 نانومتر از گروه Closterovirus که با شته انتقال می‌یابد و دارای گسترش جهانی است. علائم تیپیک در درختان پیوند خورده با پایه‌های حساس بصورت زوال(decline) سریع یا مزمن بروز می‌نماید. اما در درختان پیوند نخورده زردی ظاهر می‌شود. در درختان جوان گل دهی به میزان بالایی است. در درختان مسن درخت میوه زیاد و ریزی تولید می‌کند. ازعلائم دیگر بیماری آبله‌ای شدن (stem pitting) ساقه‌های کمتر از یک سال است. بر اثر فعالیت ویروس در بافت آبکش مواد غذایی به ریشه نمی‌رسد و درخت دچار زوال می‌شود. در حالتهای شدید باعث زرد شدن برگهای انتهایی و توقف رشد آنها می‌شود. متداولترین روش تشخیص بیماری تریستیزا روش تست Elisa است.
    تنها راه مبارزه و پیشگیری بیماری تهیه پیوندک عاری از ویروس و پیوند آن روی یک پایه مقاوم است. البته باید با ناقلین نیز به شدت مبارزه کرد. ازپایه‌های مقاوم نارنج poncirus trifoliata و راف لمون است. پایه‌های متحمل پرتقال، لیمو خارکی، نارنگی کلئوپاترا و ترنج است.

    سبزردی ابلق مرکبات Citrus variegated chlorosis

    بیماری ناشی از باکتری سخت کشت Xylella fastidiosa در مرکبات که نشانه‌های آن بطورعمده شبیه کمبود روی است. سبزردی (chlorosis) بیشتر دربرگهای مسن دیده می‌شود. در محل لکه‌ها ممکن است آسیبهای صمغ آلود درسطح زیرین برگ به وجود آید. از بیماریهای جدید و مهم مرکبات در امریکای جنوبی بشمار می‌آید.

    بلاست مرکبات Citrus blast

    بیماری ناشی ازباکتری Pseudomonas syringae pv. Syringae است که در مرکبات ایجاد لکه‌های نکروتیک در برگها، دمبرگها و میوه می‌نماید. لکه‌های تیره رنگ روی میوه black pit نیز نامیده شده‌اند. نشانه‌های بیماری در شاخ و برگ جوان شبیه نشانه‌های سرمازدگی است.
    کنترل: سمپاشی با ترکیب بردو 0.5درصد و اکسی کلرور 1 درهزار. هرس شاخه‌های آلوده واقدامات قرنطینه‌ای

    بیماری آنتراکنوز مرکبات Citrus anthracnose

    عبارت آنتراکنوز به معنای شبه زغال Like-coal واولین بار توسط Faber و Dunal در سال 1853 روی انگور گزارش شده‌است. بیماری در سال 1326 توسط اسفندیاری از مناطق شمالی کشور جمع‌آوری وگزارش شده وسپس در سال 1333 از مناطق جنوب توسط شریف گزارش گردیده‌است.

    آنتراکنوز مرکبات انتشار جهانی دارد. بیماری ناشی از گونه‌ Colletotrichum gloeosporiodes در انواع مرکبات که نشانه‌های آن لکه‌های نکروتیک در برگ و خشکیدن سرشاخه‌هاست. در میوه نشانه بیماری به صورت لکه‌های قهوه‌ای تا سیاه ظاهر می‌شود. آنتراکنوز میوه در میوه‌های رسیده مخصوصاً واریته‌های میان‌رس و زودرس گریپ‌فروت دیده می‌شود.

    کنترل شیمیایی :

    1- استفاده از قارچ‌کشهای فربام، زینب، کاپتان به نسبت 2- 1.5 درهزار

    2- در پاییز موقع خواب سمپاشی با دو کیلوگرم سولفات مس، یک کیلوگرم سولفات روی و دو کیلو گرم آهک وصد لیتر آب

    توصیه‌ها: 1- تقویت گیاه 2- حذف شاخه‌های خشکیده در پاییز 3- کنترل آفات وسایر بیماریها

    شاخه میری مرکبات Citrus blight

    زوال درختان مرکبات با نشانه‌های پژمردگی و مرگ شاخه‌ها، تاخیر در رشد بهاره و نشانه‌های کمبود عنصر روی در برگها، این بیماری با بسته شدن راه آوندهای چوبی و تمرکز روی در شاخه‌ها همراه است. شاخه میری مرکبات درفلوریدا(امریکا) شایع است و عامل آن به درستی معلوم نیست
    شانکر باکتریایی مرکبات citrus canker

    نوعی بیماری در مرکبات که در مناطق جنوبی کشور از جمله هرمزگان جیرفت، کرمان، سیستان و بلوچستان باعث بروز مشکلاتی برای باغداران گردیده است.

    عامل آن باکتری Xanthomonas axonopodis pv.citri است وروی میوه وبرگ لکه‌های ابتدا آبگز وبعد چوب پنبه‌ای کمی برجسته وروی شاخه‌های جوان زخمهای جرب مانند ایجاد می‌کند. از این باکتری پنج سویه به نامهای A،B،C،DوE گزارش شده است سویه‌A نسبت به سویه‌های دیگر قدرت بیماری‌زایی بیشتر ودامنه میزبانی وسیع‌تری دارد

    ویروئید کاکسیای مرکبات Citrus cachexia viroid

    ویروئیدی متشکل از حدود 300 نوکلئوتید که در بیشتر گونه‌های مرکبات به ویژه بعضی از انواع نارنگی تولید آلودگی می‌کند و نشانه‌های آن عبارت است از تولید صمغ در پوست، تشکیل حفره‌هایی در چوب و مقابل آنها برجستگیهایی در سطح داخلی پوست و کوتولگی

    لکه سیاه مرکبات Citrus black spot

    این بیماری در آفریقای جنوبی، استرالیا و تایوان اهمیت بالایی دارد و دارای خسارات اقتصادی است. بیماری ناشی از Guignardia citricarpa است که شکل غیر جنسی قارچ Phyllosticta citricarpa است . تمام واریتهای تجارتی مرکبات به این بیماری حساس هستند وبیشتر بیماری روی درختان مسن وضعیف است. قارچ روی درختان دیگری مثل بادام و رز دیده شده است. برگهای آلوده بیشتر حالتLatent دارند. این برگها پس از افتادن اندام باردهی قارچ بر روی آنها تشکیل می‌شود. پس از رسیدن آسکها آسکوسپورها آزاد شده وبه وسیله باد منتشر می‌شود پیکنیدیوسپورها نیز به وسیله باران پخش می‌شوند ولی نقش آسکوسپورها مهمتر است. نشانه اصلی بیماری وجود لکه‌های تیره در برگ ومیوه است کنترل بیماری از طریق سمپاشی با ترکیب بردو یا زینب.

    نماتد مرکبات citrus nematode

    نماتد مرکبات Tylenchulus semipenetrans اولین بار در سال1912 توسط یک بازرس اداره باغبانی کالیفرنیا به نامR.Hdges در یکی از باغات لس‌آنجلس مشاهده شد. اولین نمونه‌برداری در ایران درشیراز انجام شد. نماتد درفسا، جهرم، کازرون، برازجان، اندیمشک، اهواز، آبادان نیزنمونه‌برداری شده است.

    مرفولوژی و بیولوژی

    دارای دو شکل جنسی بوده و ماده‌ها تخم‌مرغی شکل و درخارج ریشه روی آن قرار می‌گیرد.نرها باریک می‌باشند. Bursa دیده نمی‌شود. ماده‌ها بروی ریشه‌های فرعی ضخیم که رشدشان متوقف شده ویک لایه از خاک روی آنها را پوشانده است قرار می‌گیرند.این توده خاک در اثر ترشح مخاطی ریشه باقی می‌ماند و نماتد را در مقابل شکارچی‌ها و دشمنان طبیعی محافظت می‌نماید.

    طول بدن ماده‌ها بین 0.35 تا 0.40میلیمترمتغیر بوده و دارای بدنی کیسه‌ای شکل است،که معمولابه سمت شکم در ناحیه vulva درست در سمت جلو ودر فاصله کوتاهی از دم خم شده است. حفره دفعی خوب رشد یافته ودر جلو vulva قرار گرفته است. Ovary معمولا دارای دو خمیدگی بوده و به ناحیه مری می‌رسد.

    اولین پوست اندازی درون تخم انجام می‌شود. از مجموع پوره‌ها در حدود26% تبدیل به نماتد نر می‌شود.مرحله دوم پورگی قبل ازتوده تخم خارج شوند بوجود می‌آید و طول آنها بین 0.28 تا0.34 میکرون تغییر می‌کند. مرحله دوم پورگی نرها 48ساعت مرحله سوم 108 ساعت ومرحله چهارم پورگی180 ساعت طول می‌کشد.معمولا نرها یک هفته پس از تفریخ به سن بلوغ می‌رسند. درسن چهارم طول بدن به0.26 تا 0.33 میلیمتر می‌رسد و Testis و Spicule قابل رویت می‌باشد،اما stylet نامشخص باقی می‌ماند و مری باقی می‌ماند.

    مرحله دوم پورگی ماده در حدود 14 روز وقت لازم دارد تا ظاهر شود واز سلولهای ریشه تغذیه نماید و خود را برای پوست اندازی آماده نماید. در این مرحله وقتی خاک مورد مطاله قرارمی‌گیرد نماتد مشاهده می‌شود و در صورت نبود گیاه میزبان می‌تواند به زندگی خود ادامه دهد.

    Vulva بصورت یک شکاف عمیق وحفره‌ی دفعی خیلی برآمده است. دم نسبتا مخروطی و به سمت پشت برگشته است و به یک نوک کلفت خاتمه می‌یابد.anus و rectum مشاهده نمی‌شود.ماده‌های جوان وماده‌های سن چهارم 21 روز بعد از ورود نماتد به داخل ریشه گیاه ظاهر می‌شوند. پس از یک هفته ماده‌های جوان به لایه pericycle ریشه نفوذ کرده و در حدودسه چهارم طویلتر می‌شوند.

    برای تکمیل دوره‌ی ز‌ندگی از مرحله تخم تا خاتمه دوره بلوغ8-6 هفته طول می‌کشد. در اثر حمله این نماتد برگها وشاخه‌های مرکبات زرد شده و محصول کاهش می‌یابد. تعداد تخمی که یک ماده می‌گذارد75-100 عدد می‌باشد. درجه حرارت مناسب برای آلودگی میزبان31-25 می‌باشد. تحت شرایط خشک لاروها ونرها پس از 9 روز که در آب فرو برده شوند مجددا به زندگی خود ادامه می‌دهند.

    علائم و نشانه‌های خسارت :

    براثر حمله نماتد به ریشه مرکبات،درختان به تدریج روبه زوال می‌روند. برگها کم پشت وسبز مایل به خاکستری وکدر می‌شوند. سرشاخه‌ها خشک شده میوه‌ها کوچک و کم بوده و اغلب می‌ریزند.ریشه‌هارشد طبیعی نداشته، ضخیم به نظر می‌رسند. و یک لایه خاک روی آنها فرا گرفته است که به آسانی شسته نمی شود. این علائم موید آن است که نماتد ریشه مرکبات را آلوده کرده است. هیچگونه تورم یا گال روی ریشه‌ها دیده نمی‌شود. ولی ریشه‌های آلوده کلفتر هستند.

    نرهای بالغ نماتد مرکبات انگل نبوده وتغذیه و خسارت به ماده‌ها ولاروهای نر وماده محدود می‌شود.تغذیه لاروها بطور پارازیت خارجی روی بافتهای پوست است. ماده‌های جوان از ناحیه سر تا گردن در پوست فرورفته است. سرآنها داخل حفره‌ای که دریک ناحیه گیاهی ساخته شده به اطراف حرکت می‌کند. تغذیه از6-10 سلول مجاور این حفره که بنام یاخته‌های پرستار معروفند صورت می‌گیرد. درگیاهان مقاوم پس ازنفوذ لاروها به یاخته‌های پوستی این سلولها نکروز شده و درنتیجه تغذیه صورت نگرفته و نماتد از بین می‌رود. درشیره گیاهان مقاوم و غیر میزبان مواد مسموم کننده نماتد نیزدیده شده است. معمولا تاوقتی که جمعیت نماتد روی ریشه درخت به حد نصاب (40000 لارو ) نرسد درخت کاملاً از بین نمی‌رود. ازطرفی نشانه‌های بیماری روی اندامهای فوقانی 3-5 سال بعد از آلودگی ریشه ظاهر نخواهد شد. وسرانجام براثر فساد ریشه و عدم جریان شیره گیاهی به بالای درخت از بین خواهد رفت.

    کنترل :

    1- شناسایی باغهای آلوده و جلوگیری از انتقال خاک و نهال آلوده

    2- استفاده از پایه های مقاوم از جمله نارنج سه برگ

    3- فومیگاسیون خاک به صورت موضعی

    4 - سم دایتراپکس SL100% قبل از کشت، ضدعفونی خاک

    توصیه‌ها:
    ین سم دارای گیاه سوزی شدید می‌باشد و در ضد غفونی خاک کاربرد دارد. برای جلوگیری از گسترش بیشتر نماتد مرکبات باید اقداماتی در جهت تهیه نهالهای سالم و جلوگیری از کاشتن نهالهای آلوده انجام گیرد. استفاده از پایه‌های مقاوم از قبیل نارنج سه برگی نیز موثر است. برای ضد عفونی از متیل بروماید نیز استفاده می‌شود. اینکار بوسیله اپلیکاتور و در زیر پوشش پلاستیکی انجام می‌شود.

  5. #4
    hamed_shamsnia آواتار ها
    hamed_shamsnia آفلاين است همکار قدیمی
    تاریخ عضویت
    Jun 2007
    سن کاربر
    29
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    4,107
    تشکر
    5,782
    تشکر شده 6,947 بار در 2,298 ارسال
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض مبارزه با پیچیدگی برگ هلو


    ــ برای کنترل بيماری پيچيدگی برگ هلو دو نوبت سمپاشی با ترکيب بوردو 1% ،
    اولی در پائيز پس از ريزش 50% برگ ها و دومی در اواخر زمستان قبل از تورم جوانه ها توصيه می شود .
    Plant Disease Control , Oregan State University , U.S.A
    2 ــ سمپاشی با ترکيب بوردو يک نوبت دراواخر پائيز پس از ريزش برگ ها و يا در اواخر زمستان قبل از تورم جوانه ها توصيه می شود . بايد توجه شود که پس از باز شدن جوانه سمپاشی اثر ندارد .
    Paul C. Pecknold , Extension Plant Pathologist , U.S.A.
    3 ــ پس از آلودگی برگ ها ديگر مبارزه ممکن نخواهد بود چون آلودگی زمان تورم جوانه ها روی می دهد . سمپاشی با ترکيب بوردو پس از ريزش برگ ها و يا در اواخر زمستان قبل از تورم جوانه ها توصيه می شود .
    Paula Flynn , Department of Plant Pathology , Iowa State University , Ames , Iowa, U.S.A
    4 ــ دو نوبت سمپاشی با ترکيب بوردو توصيه می شود . سمپاشی اولی در دوره خواب درخت و سمپاشی دومی قبل از تورم جوانه ها و زمانی که هنوز رنگ جوانه ها عوض نشده می باشد .
    University of California , Agriculture and Natural Resources , U.S.A.
    5 ــ با يک نوبت سمپاشی با ترکيب بوردو در پائيز قبل از برگ ريزان و يا در بهار قبل از متورم شدن جوانه ها بيماری کنترل می شود . اگر خطر بيماری شديد باشد سمپاشی در هر دو زمان توصيه می شود .
    Bruce Watt , Plant Pathologist , Pest Management Office , Orano , U.S.A.
    6 ــ سمپاشی با ترکيب بوردو در دوره خواب توصيه می شود . سمپاشی ممکن است در پائيز پس از ريزش برگ ها يا در اوايل بهار 3 تا4 هفته قبل از متورم شدن جوانه ها انجام شود . سمپاشی پس از باز شدن جوانه ها بی اثر است .
    The Plant Disease Diagnostic Clinic , at Cornell University , NY , U.S.A.
    7 ــ سمپاشی با ترکيب بوردو توصيه می شود .
    University of Connecticut , Integrated Pest Management , U.S.A.
    8 ــ سمپاشی با ترکيب بوردو در پائيز و يا در بهار قبل از متورم شدن جوانه ها توصيه می شود . اگر در بهار قارچ بيماری وارد برگ يا ميوه بشود کنترل بيماری ديگر امکان ندارد .
    Illinois Fruit and Vegetable News , U.S.A.
    9 ــ برای مبارزه با بيماری پيچيدگی برگ هلو سمپاشی با ترکيب بوردو توصيه می شود .
    Integrated Pest Management (IPM) Sulutions for The Landscaping Professional , U.S.A
    ویرایش توسط hamed_shamsnia : December 10th, 2008 در ساعت 10:02 AM

  6. کاربر مقابل از hamed_shamsnia عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:


  7. #5
    hamed_shamsnia آواتار ها
    hamed_shamsnia آفلاين است همکار قدیمی
    تاریخ عضویت
    Jun 2007
    سن کاربر
    29
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    4,107
    تشکر
    5,782
    تشکر شده 6,947 بار در 2,298 ارسال
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض بیماری آرمیلایا


    بیماری آرمیلایا

    معمولا یکی از مهمترین بیماری های درختان در مناطق معتدل جهان است . این بیماری در جنگل های بومی ، جنگل های کاشته شده ، باغات میوه ، تاکستان ها و فضای سبز شهری دیده می شود . همچنین ممکن است در گیاهان غیر چوبی ( شکل 13 ) ایجاد شود . این بیماری خسارت های فراوانی را در بخش های معتدل امریکای شمالی ، اروپا ف آسیا ، ژاپن ، آفریقای جنوبی ،استرالیا و نیوزلند و هر جای دیگر به بار می آورد .



    این بیماری همچنین در بعضی از مناطق حاه شامل بخش حاره آفریقا ، آمریکای جنوبی و سریلانکا رخ می دهد . اما در بسیاری از مناطق به شدت مناطق معتدل نیست و فقط در ارتفاعات رخ می دهد .

    : Humongous fungus

    رشته های کوچک مانند قارچ شناسی و بیماری شناسی جنگل می توانند زیر و رو شوند وقتی که خبری به رسانه های گروهی می رسد . این اتفاقی بود که در سال 1992 رخ داد وقتی یک مقاله ی علمی چاپ شد در باره توانایی Armillaria gallica در تشکیل کلنی های بسیار بزرگ ، یا genets . همه اینها زمانی اتفاق افتاد که رسانه های گروهی این موضوع را با عبارت Humongous fungus مرتبط ساختند و برنامه های زیادی در مورد آن ساخته شد . این موضوع به تیتر اول روزنامه نیویورک تایمز ، گزارش خبری شبکه ABC به گزارشگری پیتر جنینگس و برنامه Top Ten دیوید لترمن و برنامه های بسیار دیگر بدل شد . ( شکل 14 ) حتی در این مورد یک صفحه اینترنت هم ساخته شد .

    جفت های بزرگتری هم پیدا شده است و بزرگترین آنها تا کنون در اورگان شرقی یافت شده است که حدود 900 هکتار است بر آورد میشود بیش از 2400 سال عمر داشته باشد .

    شب تاب :

    شاید یکی از جالبترین چیزهای در مورد آرمیلاریا این است که میسلیوم های آن نور افشانی می کند ، خصوصا در چوبی که در حال تخریب باشد ف به چنین چوب درخشانی روباه آتشین می گویند .در قدیمی ترین شاهکار ادبی انگلیسی ( کتاب بیوولف ) به این موضوع اشاره شده است .

    شما می توانید با پیدا کردن یک تنه درخت مرده که آرمیلاریا روی آن کلنی کرده باشد به آسانی این نور افشانی را ببینید . دنبال پوسیدگی های درخشانی بگردید که فعال باشند و توسط سایر قارچ ها اشغال نشده باشد . قطعاتی را قطع کنید و آنها را در داخل یک کیسه پلاستیکی بگذارید . تعداد زیادی جمع کنید زیرا نور افشانی در گونه های مختلف متفاوت است . حالا تاریکترین نقطه ممکن را پیدا کنید . برای اینکه شما و دوستانتان را در فضای ذهنی مناسبتر قرار دهیم به جنگل بروید در یک شب تاریک و طوفانی و ابری ، اول صبر کنید تا چشم هایتان به تاریکی عادت کند 1یا 2 داستان ترسناک بگوئید حالا از انچه جمع اوری کرده است پرده برداری کنید . چشم هایتان را منور کنید و دوستانتان را تعجب زده .

    علائم و نشانه ها :

    در بیماری ریشه آرمیلاریا اگر فرد بتواند به ریشه درخت یا پایه آن برسد معمولا به سادگی قابل تشخیص است . یک پولاسکی ( شکل شماره 2 ) وسیله خوبی برای تشخیص ریشه های بیمار درختان است زیرا با یک طرف آن می توان زمین را کند و با طرف دیگر ریشه را قطع کرد .


    علائم تاج : سرخشکیدگی شاخه ها و باریک شدن تاج از علائم معمول ریشه آرمیلاریا هستند اما آنها همچنین علائم سایر بیماری های ریشه و سایر بیماری های درخت نیز محسوب می شوند . در بعضی از سوزنی برگان زرد شدن یا قرمز شدن جوانه های برگ یا تولید مخروط های سنگین تر از حد معمول ممکن است دیده شود .

    علائم اولیه : در برخی از گونه ها؛ قارچ ممکن است از ریشه به تنه داخلی انتقال یابد و موجب شانکر بالای ریشه آلوده شود . در سوزنی برگ ها ی رزینی ، در اثر ( شکل 3 ) تراوش رزین در مجاورت ریشه آلوده ، طوقه و پایه ساقه resinosis دیده می شود .



    که این بهترین علامت بیماری ریشه آرمیلاریا است . در برخی موارد ریشه های پوسیده ممکن است کاملا اشکار باشد و یا ممکن است پوسیدگی داخلی طوقه نمایان گردد . ( شکل 4)



    Figure 4. Butt rot (decay of the inner wood of the base of the stem) caused by Armillaria, probably A. gallica, in Pennsylvania, U.S. The butt rot occurred while the tree was alive and contains abundant rhizomorphs. The tree eventually died and later snapped to reveal the decay column. (Used by permission of J. Worrall)




    گونه های آرمیلاریا موجب پوسیدگی سفید چوب می شود . ( شکل 5 ) در مقابل برعکس پوسیدگی قهوه ای در پوسیدگس سفید لیگنین ، پلی ساکارید ( سلولز ) ؛ همی سلولز در نهایت از بین می رود . به دلیل اینکه لیگنین قهوه ای چوب از بین رفته است چوب حالت رنگ بری شده و ظاهری سفید دارد و در طول پوسیدگی سلولز های دست نخورده به چوب حالت قیبری می دهد . یعنی تمرکز رگه ها واضح است . در عوض در پوسیدگی قهوه ای سلولز و همی سلولز در تمام پوب در مراحل اولیه دز پلی مرایز می شوند . و لیکنین تقزیبا بدون تغییر باقی می ماند در نتیجه چوب ساختار فیبری خود را در مراحل اولیه پوسیدگی قهوه ای از دست می دهد و به سادگی شکننده و خرد می شود و قهوه ای تر است .





    چوبی که توسط گونه های آرمیلاریا فاسد شده است معمولا اسفنجی ، چسبناک و احتمالا مرطوب است . رده های سیاهی که zone lines نامیده می شوند معمولا بر روی چوب های پوسیده شده دیده می شوند ،این خط ها در واقع صفحات حکاکی شده در چوب هستند ، گاهی اوقات آنها را صفحات pseudosclerotial می نامند . که تشکیل شده اند از سلول های قارچی تیره و ضخیم . آنها احتمالا در حفاظت از آرمیلاریا در برابر شرایط نامطلوب یا سایر قارچ ها یی که می خواهند سرزمین او را اشغل کنند( شامل سایر افراد گونه خودش )، نقش بازی می کنند . چوب در حال پوسیدگی ممکن است درخشان باشد و نور کمرنگی که در تاریکی قابل مشاهده است را تولید کند .

    علائم : سه علامت بیماری ریشه آرمیلاریا ممکن است در باغات دیده شود . هر کدام از انها که به درستی تشخیص داده شوند تائید کننده بیماری است .

    Mycelial fans تقریبا همیشه در درختان آلود و تازه مرده حضور دارند . اینها حصیر های( mat) سفید میسلیوم قارچ در بین تنه و چوب هستند .



    اگر چه ممکن است سایر قارچ ها هم Mycelial fans تولید کنند اما آنهایی که مربوط به گونه آرمیلاریا armilaria است عموما قابل توجه تر بوده و بوی قارچ می دهد . معمولا الگوی بادبزن مانند دارند و در گونه های کوچکتر می توان آنها را پوست کند .

    ریزومورف شکل 7&8 ) ریزومورف ها معمولا با این آلودگی همراه هستند و بسته به گونه ارمیلاریا آنها ممکن است کم تعداد ، کوچک ، شکننده باشند . پیدا کردنشان مشکل باشد و یا فراوان باشند . آنها استوانه ای شکل( در خاک ) و یا پهن شده در زیر ریشه هستند و 1-5 میلیمتر قطر دارند .قهوه ای قرمز تا سیاهند . شاخه شاخه هستند و سرشان در زمان رشد کرم رنگ است . بافت داخلی میسلیوم سفید رنک است اما ممکن است با افزایش سن آفتاب سوخته شود . ریزومورف ها اغلب به ریشه های آلوده می چشبند اما ممکن است به سطح ریشه های آلوده نشده هم بچسبند . گرچه سایر قارچ ها نیز طناب های mycelial و ریزومورف تولید می کنند اما من تا به حال نشنیده ام که ریزومورف های هیچ گونه ای با ریزومورف های آرمیلاریا armilaria اشتباه گرفته شود . بلکه بیشتر احتمال می رود با ریشه های درختان اشتباه گرفته شوند . حتی کارگران با تجربه گاهی باید آنها را با دقت برسی کنند تا تشخیص بدهند که آیا ریزومورف هستند یا نه .



    قارچ ها ( شکل 1 ) ممکن است در آخر تابستان یا پائیز تولید شوند .میوه ( Fruiting) نامنظم قارچ ها ممکن است در برخی از سالها غائب باشند و در برخی از سالها فراوان . گرچه ریخت شناسی قارچ از گونه ای به گونه دیگر متفاوت است اما آنها غالبا به صورت خوشه هایی نزدیک و یا در روی پایه درخت هستند . چتر های قهوه ای عسلی معمولا با پرز یا موهای تیره با تیغه های شعاعی ( gills ) سفید .

    اسپور prints های سفید و ساقه سفید تا قهوه ای است معمولا دارای ظاهر خالدار است بیشتر گونه ها دارای زائده ای هستند که آن حلقه روی ساقه را ایجاد می کند . تفاوت های دیگری در بین گونه ها در ریخت شناسی قارچ ها وجود دارد . که ظریف و گوناگون است . قارچ ها خوراکی هستند اما شما نباید قارچ های وحشی را بخورید مگر اینکه در این زمینه تجربه داشته باشید .

    بیولوژی پاتوژن : آرمیلاریا armilaria از راسته basidiomycota . basidiospores در قارچ ها تولید می شود خصوصا در روی بازیدیا روی خط های تیغه های شعاعی در قسمت زیری چتر .

    گونه آرمیلاریا armilaria دارای یک سیکل هسته ای غیر معمول است که هنوز به طور کامل شناخته نشده است. بر اساس اغلب مطالعات انجام شده تفاوت های آنها با سایر اعضا بازیدومایکوتا basidiomycota در این است که، میسلیوم ها بعد از جفت گیری به جای اینکه هتروکاریوت باشند ، عمدتا دیپلوئید هستند.

    تولید مثل جنسی :سازگاری جنسی بین بازیدیوسپورهای منفرد با دو هسته mating-type تنظیم می شود با الل های چند گانه در جمعیت .

    ایزوله های باید الل های مختلفی در هر دو هسته داشته باشند تا از نظر جنسی سازگار باشند . اگر اینگونه باشند هیف ها می توانند جوش بخورند سپس هسته به فاصله کوتاهی جوش می خورد تا یک میسلیوم دیپلوئید ایجاد کند . چنین می سلیومی فاز غالب است که در جنگل پیدا می شود ؛ در خاک به عنوان ایزومورف و در درختان در حال مرگ نیز پیدا می شوند . در نهایت زمانی که شرایط مناسب باشد قارچ ها تولید می شوند . ممکن است در برخی از گونه های تغییرات هسته واسطه ای رخ دهد اما در نهایت در سلول های خاص ( بازیدیا ) که در gillهای قارچ ردیف شده اند میوز موجب تشکیل 4 هسته هاپلوئید می شود . هر هسته وارد یک بازیدیوسپور در حال رشد می شود و چرخه جنسی را کامل می کند .

    تولید مثل غیر جنسی : گونه های آرمیلاریا اسپور غیر جنسی تولید نمی کنند اما آنها قادرند به صورت محلی پراکنده شوند و درختان جدید را کلونایز کنند . آنها این کار را از طریق رشد به عنوان میسلیوم از طریق تماس ریشه ای یا پیوند بین ریشه ای ؛ و یا رشد از طریق خاک به عنوان ریزومورف ( با قطر 1-5 میلیمتر به درخت مجاور ) انجام می دهند .

    گونه ها: گرچه گونه های بسیاری از آرمیلاریا در طی سالها توصیف شده اند اما ویژگی ها و تفاوت های آنها نا مشخص است . بیماریشناسان گیاهی فهمیده اند که در پاتوژن گونه هایی وجود دارد اما مشکل بودن حل گوناگونی موجب شد تا همگی این پاتوژن ها را در گونه ای به نام mellea جای دهند . هنگامی که مشخص شد که گروههای intersterile یا گونه های بیولوژیک آرمیلاریا وجود دارد ، این وضعیت تغییر کرد . در داخل یک گروه جفت گیری با سیستم جفت گیری نرمال انجام می شود اما معمولا در بین گروهها جفت گیری اتفاق نمی افتد . معمولا تفاوت های طریفی بین گروههادر گزینش میزبان ، حالت تهاجمی ، جغرافیا ، ریخت شناسی قارچ و DNAدیده شده است . بیشتر گروهای intersterile حالا به گونه هایی که قبلا توصیف شده اند مرتبط شده اند و یا گروههای تازه ای توصیف شده است .

    امروزه فکر می کنند که جنس آرمیلاریا خدود 400 گونه داشته باشد . برخی در چند قاره وجود دارند و برخی محدود به یک منطقه یا قاره هستند . حدود 9 گونه در امریکای شمالی شناخته شده است . دو پاتوژن مهم A.ostoyae (معمولا بر روی مخروطیان) ، و A, mellea (معمولا روی نهاندانگان ) .احتمالا در توزیع circumboreal دارند به این معنا که انها در نیمکره شمالی دیده می شوند .



    چرخه بیماری و اپیدومولوژی :

    اپیدومولوژی : گونه های آرمیلاریا armilaria دو روش پراکندگی دارند و دو بخش منطبق چرخه بیماری هم دارند . اولین روش پراکندگی توسط بازیدیوسپور های جنسی و به صورت هوازاد صورت می گیرد و ممکن است گاهی اوقات یک مرکز آلوده کننده جدید ایجاد کند .



    روش دوم پراکندگی رشد پاتوژن از درخت آلوده به درخت همسایه است و یا توسط میسلیوم در حال تلاقی ریشه های بیمار بایکدیگر، منتقل شده است و یا به صورت ریزومورف ها از طریق خاک رشد می کنند و با تماس میزبان حساس مجاور را آلوده می کنند .



    نقش بازیدیوسپور ها :

    نقش بازیدیوسپور ها مدتها یک معما در چرخه بیماری بود . ما می دانیم که گونه های آرمیلاریا armilaria مشترکا اسپور های زیادی تولید می کنند اما تلاش برای نشان دادن آلودگی یا ایجاد saprobic توسط بازیدیوسپور ها در طبیعت معمولا موفقیت آمیز نبوده است .

    البته شواهد فراوانی گرچه غیر مستقیم از مطالعات ساختار جمعیتی و بروز بیماری در کشتزارهایی که قبلا جنگل بوده اند ، نشان می دهد که ایجاد قارچ ها از بازیدیوسپور ها در این حالت اتفاق می افتد . تنوع در ساختار جمعیتی مبین آن است که تنوع در بسامد این افتاق ممکن است ناشی از آب و هوا خصوصا رژیم رطوبتی باشد .

    انتقال محلی و مراکز بیماری :

    شیوع محلی توسط رشد قارچ مطمئنا شایعترین منشا آلودگی است . این بیماری با انتقال میسلیوم در جاهایی که ریشه ها به هم می رسند و پیوند می خورند و یا به وسیله رشد ریزومورف ها از طریق خاک به درخت مجاور ، اتفاق می افتد .

    منشا اینوکلوم می تواند یک سیستم ریشه درختی باشد که به تازگی مسموم شده یا سالها از مرگ ان می گذرد . اگر بیماری به این ترتیب پیشرفت کند تعداد زیادی درختان مرده به وجود می آید که اغلب به آنها مرکز ریشه بیمار گفته می شود . شکل ( 10-12) معمولا درختانی که مدتی از مرگشان می گذرد در مرکز این دایره و درختان در حال مرگ و آنهایی که علائم بیماری را دارا هستند در لبه ها هستند . ایزوله هایی از درختان در مرکز ریشه بیمار معمولا به همان genet یا کلون قارچ تعلق دارند . گرچه آلودگی ممکن نیست به صورت مقطعی و موضعی به این روش سامان داده شده باشد ،وقتی بیماری ایجاد می شود مهم است مرکز بیماری را شناسایی کنیم تا بتوانیم درک کاملی از همه گیری ( اپیدومولوژی) محلی بیماری به دست بیاوریم .



    راز بقا اینکلوم :

    میسلیوم در ریشه های کلنی شده و ریزومورف هایی که آنها تولید می کنند، متعارفترین اینکلوم ها هستند . در کل inocula چوبی قطعات بزرگتر بیشتر آلودگی تولید می کنند تا قطعات کوچکتر . آرمیلاریا برای 50 سال یا بیشترمی تواند در stumps (از پا درآمده ،) بسته به آب و هوا و اندازه stumps و سایر عوامل؛ زنده بمانند .

    استرس

    در بعضی از موارد بیماری آرمیلاریا armilaria موجب خسارت فراوانی به درختانی می شودکه توسط یک یا چند عامل زنده یا غیر زنده تحت استرس قرار گرفته اند . آنها شامل : خشکی ، از بین رفتن برگ ، سایر بیماری ها و حشرات ؛ فشردگی خاک وسایر مشکلات خاک و عوامل بسیار زیاد دیگر .

    نقش استرس در بیماری گاهی اوقات آنقدر کلی است که بیماری معمولا به عنوان مسئله جانبی سایر مشکلات توصیف می شود . در حقیقت بیماری گاهی اوقات علت اصلی است که به میزبان سالم حمله می کند و در موارد دیگر علت فرعی است و به میزبان های تحت استرس حمله می کند . مثالی از عامل فرعی بودن بیماری مربوط به استرس در جنگل های بلوط شرق آمریکا است . Armilaria gallica معمولا یک پاتوژن درچنین جنگل هایی است اما تمایل دارد تا پوسیدگی کنده (butt rot ) ایجاد کند . ( تخریب آهسته چوب داخلی قدیمی تر ریشه های اصلی و پایه ساقه) و به ندرت درختان را از بین می برد .همچنین یک ساپروفیت کارآمد است که سیستم های ریشه درختان و stump های در حال مرگ را کلنی می کند . گرچه وقتی درختان در طی چندین سال توسط gypsy moth ( Lymantria dispar ) ( یک حشره غیر بومی ) دچار بی برگی می شود، درختان حساس تر می شوند و . Armilaria gallica بیشتر به بافت های حیاتی ریشه و پایه ساقه حمله می کند و درختان را می کشد و گرچه بیماری در اینجا مربوط به استرس است و عامل فرعی به حساب می آید اما مسئله مرگ و زندگی این درختان به حساب می آید .

    انهایی که بیماری آرمیلاریا به آنها حمله نکرده است معمولا می توانند از بی برگی جان بدر برند و دوباره رشد طبیعی خود را در عیبت بی برگی بازیابند . برعکس A, mellea یک بیماری کشنده اولیه در بسیاری از جنگل های مخروطیان و کشتزار هاو دربسیاری از تاکستان ها است . در برخی اینکلوم برای چنین بیماری به سیستم ریشه های جنگل قبلی بر می گردد . اما در برخی موارد درمیان باغات و درختان مو شیوع اتفاق نمی افتد.

    مدیریت بیماری :

    گرچه بیماری ریشه آرمیلاریا جزء شایعترین بیماریهای درختان است که در جهان بر روی آن مطالعه شده و رویکرد های بالقوه بسیاری برای مدیریت این بیماری وجود دارد اما واقعیت آن است که در بسیاری از موارد ما ابزاری کارآمد و عملی برای کاهش بیماری نداریم . علاوه بر این ما درک نمی کنیم و نمی توانیم با اطمینان تاثیر برخی فعالیت های مدیریتی را مانندنازک کزدن جنگل کاری بر توسعه بیماری پیش بینی کنیم . گرچه در برخی مناطق و برخی سیستم های میزبان ، برخی از رویکرد ها ی زیر می تواند در کاهش وقوع بیماری کارآرایی داشده باشد ؛ در مواردی که بیماری فرعی است و به دنبال عوامل استرس رخ می دهد ، میدیریت بهتر است به سمت از بین بردن استرس جهت گیری شود تا کنترل مستفیم بیماری آرمیلاریا .

    انتخاب گونه های درخت :

    گرچه گونه های بسیاری از درختان میزبان بیماری آرمیلاریا هستند اما تفاوت هایی در میان حساسیت بین گونه های محلی وجود دارد . در برخی مناطق شدت بیماری با تغییر گونه هماهنگی دارد .





    از بین بردن اینوکلوم

    آقای رابرت هارتیگ در سال 1874 برای اولین بار توصیه کرد که سیستم های ریشه آلوده از خاک برداشته شود تا راهی برای کاهش آلودگی های بعدی باشد . از بین بردن stump در سالیان طولانی معمول ترین راه برای کنترل بیماری در باغات میوه با ارزش بوده است . به تازگی فهمیده اند که این کار در جنگل ها نیز موثر است . گرچه اینکار در بعضی جنگل ها انجام شده است اما عملکرد آن به مکان های با ارزش ، شیب ملایم ، نوع خاک و سیستم های silvicultural (وابسته بپرورش جنگل .)

    خاص بستگی دارد . کارآمدترین حالت وقتی است که برای از بین بردن ریشه های متوسط که با stump بیرون کشیده شده اند ، با root raking ریشه همراه شود .



    اجتناب :

    وقتی که امکان انتخاب مکان برای سرمایه گذاری پرورش جنگل silvicultural و یا کاشت درختان جنگلی horticultural وجود دارد . حضور گونه ها و فراوانی آرمیلاریا باید تعیین کننده مکان کاشت باشد . برای به حداقل رساندن میزان بیماری در آینده باید بر اساس دانش محلی از رفتار گونه های آرمیلاریا سایت را انتخاب کرد . علاوه بر فراوانی و گونه های آرمیلاریا فاکتور های دیگری هم مانند نوع خاک را باید در محل شناسایی کرد و آن را با امکان بیماری آرمیلاریا مرتبط ساخت . مثال پرهیز از ایجاد campgrounds های جدید در جنگل ها است . وقتی که بیماری ریشه آرمیلاریا یک نگرانی بالقوه است مکان های کاندید شده باید نسبت یه ترکیب گونه های درخت و حضورو فراوانی گونه های آرمیلاریا مقایسه شوند.

    لحاظ کردن اسن اطلاعات موجب انتخاب سایتی می شود که پوشش جنگل مطلوبی در campgrounds خواهد داشت . و از به وجود آمدن درختان بیمار که برای campers خطرناک هستند جلوگیری می شود .

    تنک کردن :

    تنک کردن به صورت بالقوه یک شمشیر دو لبه است که بر بیماری ریشه آرمیلاریا اثر می گذارد . جایی که تراکم درخت باعث استرس می شود و استرس بیماری را افزایش می دهد . تنک کردن بیماری را کاهش می دهد به همین ترتیب از تنک کردن می توان برای تنظیم ترکیب گونه ها به نفع گونه های مقاومتر استفاده کرد . گرچه تنک کردن از طرف دیکر می تواند ، با فراهم کردن منابع stump برای قارچ ها و افزایش اینوکلوم بالقوه، بیماری را تحریک کند. ما به درستی نمی دانیم چه چیزی کدام یک از این اثرات را تعیین می کند بنابراین پیش بینی اثر تنک کردن مشکل است .

    کنترل بیولوژیک : امید زیادی به استفاده از کنترل بیولوژیک برای بیماری ریشه آرمیلاریا وجود دارد . بیشتر چهارچوب ها stump ها را نشانه رفته اند . با استفاده از قارچ آنتوگونیست برای کلنی کردن پیش گیرانه و یا با حذف گونه های آرمیلاریا در درخت .

    گرچه تحقیقات بیشتر که بیشتر آنها برای میزبان های محلی طراحی شده باشد ، شرایط و جوامع قارچی قبل از شروع عملیات لازم است .

    موانع خاک : در بعضی موقعیتها خصوصا در باغات میوه ایجاد یک مانع در خاک برای ریشه و رشد ریزومورف می تواند یک راه عملی برای محدود کردن گسترش پاتوژی باشد . معمولا به این عمل ( خندق کندن )trenching می گویند . این کار با کندن گودالی به عمق یک متر و گذاردن یک لایه لاستیک و پر کردن مجدد انجام می شود .البته برای اینکه کار امد تر باشد باید پاتوژن را از اطراف هم محدود کرد.

    معالجه شیمیایی : قارچ کش هایی نظیر کلروپیکرین chloropicrin بی سولفیدکرین carbon disulphide ، و متیل بوماید گاهی بعد از برداشتن stump و قبل از کاشت استفاده می شوند

    قارچ کش ها همجنین به صورت موفقیت آمیزی برای از بین بردن قارچ ها از stump استفاده شده اند امادر عمل استفاده نمی شوند .

    معالجه treatment خاک اطراف درختان موجود برای جلوگیری از آلوده کردن یا معالجه آلودگی های موجود معمولا موفقیت آمیز نبوده است یا اثر آن دائمی نبوده است . از .freeforum101.com

  8. #6
    hamed_shamsnia آواتار ها
    hamed_shamsnia آفلاين است همکار قدیمی
    تاریخ عضویت
    Jun 2007
    سن کاربر
    29
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    4,107
    تشکر
    5,782
    تشکر شده 6,947 بار در 2,298 ارسال
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض شانکر باکتریایی مرکبات



    شانکر باکتریایی مرکبات









    نوعي بيماري در مركبات كه در مناطق جنوبي كشور از جمله هرمزگان جيرفت، كرمان، سيستان و بلوچستان باعث بروز مشكلاتي براي باغداران گرديده است.
    عامل آن باكتري Xanthomonas axonopodis pv.citri است وروي ميوه وبرگ لكه‌هاي ابتدا آبگز وبعد چوب پنبه‌اي كمي برجسته وروي شاخه‌هاي جوان زخمهاي جرب مانند ايجاد مي‌كند. از اين باكتري پنج سويه به نامهاي A،B،C،DوE گزارش شده است سويه‌A نسبت به سويه‌هاي ديگر قدرت بيماري‌زايي بيشتر ودامنه ميزباني وسيع‌تري دارد.

  9. #7
    hamed_shamsnia آواتار ها
    hamed_shamsnia آفلاين است همکار قدیمی
    تاریخ عضویت
    Jun 2007
    سن کاربر
    29
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    4,107
    تشکر
    5,782
    تشکر شده 6,947 بار در 2,298 ارسال
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض بیماری آتشک


    بیماری آتشک

    آتشک از قديمی ترين بيماری های باکتريائی است که عامل آن باکتری Erwinia Amylovora می باشد و ميتواند بيش از 75 نوع درخت و بوته از خانواده Rosacea را مورد حمله قرار دهد . بيماری در درختان سيب و گلابی بيشتر مخرب است .
    باکتری عامل بيماری در شانکر های نسبتاً فرو رفته زمستان گذرانی کرده و در بهار، زمانی که دمای محيط مساعد باشد و باران های مکرری روی دهد باکتری شروع به فعاليت کرده و به سرعت زياد شده و با کمک حشرات ، باران و باد پراکنده می شود .
    اين بيماری بيش از 200 سال است که در آمريکای شمالی شناخته شده ولی کنترل آن بعلت ناشناخته بودن عامل بيماری مشکل بوده است . متاسفانه در حال حاضر هم که عامل بيماری مشخص است به دلايل مشروحه زير کنترل بيماری مشکل تر شده است.
    1- سابقاً در هر هکتار 250 تا 500 درخت کاشته میشد در حاليکه امروزه جهت افزايش محصول 1250 تا 2500 درخت در هکتار کاشته میشود و برای انجام اين امر لزوماً درختانی از واريته هائی که قد و قواره مناسب دارند انتخاب می شود که اکثراً در مقابل بيماری حساس هستند .
    2- تقاضای بازار خريد و داشتن محصولاتی بظاهر مطلوب باغداران را تشويق ميکند که به کاشت واريته های جديدی اقدام کنند که متاسفانه اکثراً در مقابل بيماری آتشک حساس هستند .
    3- داشتن درختان زياد و محصول بيشتر در واحد سطح احتمالاً موجب نقصان مکانيزم های فيزيولوژيکی طبيعی در دفاع از بيماري ها می گردد .
    شرايط شيوع بيماری
    نظر به اينکه بيماری آتشک در درختانی که رشد زياد دارند شديدتر است لذا بايد در کود دهی (مخصوصاً کودهای ازوته ) توجه بيشتری مبذول گردد . کوددهی نبايد تابع برنامه ساليانه باشد بلکه بايد ديد درخت کی و چه مقدار کود احتياج دارد . درختان سيب نبايد بيش از 25 تا 30 سانتيمتر و درختان گلابی بيش از 15 تا 20سانتيمتر رشد سر شاخه داشته باشند . تجربه نشان داده است که در خاک های سنگين و کمتر آبکش ، درختان حساسيت بيشتری برای بيماری دارند و دليل اين امر ميزان زياد ازت و همچنين آب ذخيره شده در خاک می باشد که موجب رشد زياد درخت ميگردد . ميزان ازت در برگ های درختان سيب و گلابی حداکثر 2 تا 2.4 درصد توصيه شده است .
    حساسيت به بيماری آتشک در خاک های اسيدی که قاعدتاً کلسيم و منيزيوم کمتری دارند بيشتر است . نگهداری سطح زيرين خاک با پ هاش حدود 6 و سطح فوقانی خاک با پ هاش 6.5 تا 7 توصيه شده است . نقصان پتاسيم خاک هم موجب حساسيت است و ميزان آن 1.35 تا 1.80 درصد توصيه می شود .
    شرايط ديگر شيوع بيماری داشتن رطوبت نسبتاً زياد و باران های مکرر ، دمای 21 تا 27 درجه سانتيگراد ، طولانی بودن دوره گل در شرايط سرد و رطوبی فصل بهار ونيز حضور باکتری در شانکر ها می باشد .
    علائم بيماری
    در اوايل بهار ، حدود دو هفته قبل از باز شدن گل ها ، گلبرگ ها آب سوخته ، قهوه ای رنگ و سپس سياه می شوند و روی درخت باقی می مانند . شاخه های کوچک پژمرده و سياه رنگ شده و بعضاً با 180 درجه خميدگی عصائی شکل می شوند . روی بعضی از شاخه های قديمی که از طريق گل ها و شاخه های کوچک آلوده می شوند شانکر های چروکيده و بعضاً فرو رفته تشکيل می شود که ممکن است شکاف برداشته و چوب زيرين نمايان گردد . مايع کرم رنگی که حامل ميليون ها باکتری می باشد از شانکرها خارج می شود و در شرايط رطوبی بطرف پائين روی تنه و شاخه ها سرازير می شود . حشرات با اين ترشحات آلوده شده و هر کدام با بيش از يکصد هزار باکتری موجب آلودگی گل ها می شود .
    علائم بيماری روی ميوه بستگی به زمان آلودگی دارد. اگر آلودگی زودتر اتفاق بيافتد ، ميوه کوچک مانده و تغيير رنگ ميدهد و به حالت چروکيده روی درخت باقی می ماند . در صورتيکه ديرتر آلوده شود به اندازه ميوه نارس چروکيده نشده و تغيير رنگ نمی دهد .ميوه های آلوده که با تگرگ يا حشرات آسيب ديده اند به رنگ های قرمز ، قهوه ای يا سياه در می آيند . از ميوه های آلوده ممکن است قطرات مايع زرد رنگ باکتری خارج شود .
    چرخه بيماری
    زمانی که شرايط محيط مساعد شد باکتری در شانکر که از سال گذشته در آن زمستان گذرانی کرده است بسرعت با تقسيم سلولی تکثير يافته و مايع کرم رنگ، شيرين و چسبنده ای به نام
    Bacterial Ooze توليد می کند . حشرات باکتری را به گل ها ، برگ ها وشاخه های تازه منتقل می کنند . در بهار و در دمای مساعد بين 18 تا 30 درجه سانتيگراد مدت زمان بين آلودگی و ظهور بيماری حدود 5 روز است . در شاخه های جديد آلودگی بسرعت در حدود روزانه 15 سانتيمتر پيشرفت می کند . باکتری از طريق شاخه های جديد بشاخه های قطورتر و تنه اصلی ميرسد و در آنجا با تشکيل شانکر ها زمستان گذرانی می کند تا سال بعد چرخه بيماری را آغاز کند .
    حشرات از قبيل زنبور ، مورچه ، حشرات پردار ، شته و سوسک به اين ترشحات جلب شده و باکتری را به گل های باز شده منتقل می کند . اين عمل با کمک باد و باران تشديد می شود . باکتری در گل هاتکثير يافته و بسرعت بطرف ساقه حرکت می کند و در زمان کوتاهی تمامی گل ها ، برگ ها و ميوه ها در محل آلودگی ميميرند . شاخه های جوان نيز از طريق منافذ برگ ها و زخم ها ، آلوده و سياه رنگ شده و می ميرند . قابل توجه است که تنها يک شانکر فعال ميتواند ميليون ها باکتری توليد کرده و تمامی باغ را آلوده نمايند .
    مبارزه
    1 ــ هرس
    نظر به اينکه باکتری در شانکر ها زمستان گذرانی می کند لذا حذف آنها از شدت بيماری در سال بعد جلوگيری می کند . بهتر است هرس در زمستان انجام شود چون زمانيکه برگ ها روی درخت باشند بعضی از شانکر ها قابل رويت نخواهند بود . در بهار يا اوايل تابستان هرس نبايد انجام شود زيرا ممکن است موجب سرايت بيماری به قسمت های سالم درخت گردد . شاخه های آلوده 15 سانتيمتر پائين تر از ناحيه سياه شده حذف شود . هرس شاخه های کوچک ممکن است اواخر تابستان انجام شود ولی حذف شاخه های قطور بايد در اواخر زمستان انجام شود زيرا حذف آنها در آن زمان ممکن است موجب رويش جديد باشد .
    هرس بايد در هوای خشک انجام شود و هرس در فصل رويش حداقل 30 سانتيمتر پائين تر از قسمت آلوده که تغيير رنگ يافته است بعمل آيد و در صورتيکه فقط چند درخت آلوده وجود داشته باشدممکن است باحذف قسمت های آلوده بطور دقيق ، از اشاعه بيماری به ساير درختان جلوگيری شود . برای جلوگيری از بيماری و شيوع آن لازم است درختان همه روزه مورد بازرسی قرار گيرد و قسمت های آلوده حذف شود.
    وسايل هرس در فاصله هر برش بايد با محلول 10% مايع سفيد کننده ضد عفونی شود . در صورتيکه در تنه درختان آلوده ، هرس امکان نداشته باشد ، بايد شانکر از 2.5 سانتيمتر ازطرفين زخم و 7 سانتيمتر از بالا و پائين آن با چاقوی تيز تا رسيدن به نسج سالم برداشته شود و با رنگ بوردو پر شود .
    2 ــ مبارزه شيميائی
    ــ سمپاشی با ترکيب بوردو ( 100ــ 0.75 ــ 0.25 ) شامل 1% روغن قبل از باز شدن شکوفه ها توصيه می شود .
    Professor of Plant Pathology , The Pensylvania State University ,U.S.A. , 12 May 1999
    ــ سمپاشی با ترکيب بوردو باضافه 1% روغن قبل از باز شدن شکوفه ها توصيه می شود .
    Fire Blight Management , U.S.A. ( internet 2002 )
    ــ سمپاشی با ترکيب بوردو ( 100ــ 0.75 ــ 0.75 ) قبل از باز شدن شکوفه ها توصيه می شود .
    University of Illinois , U.S.A. September 1999
    ــ سمپاشی با ترکيب بوردو در اواخر دوره خواب درختان بشرطی که تمامی درخت را بپوشاند توصيه می شود . بهتر است ترکيب بوردو با روغن مخلوط گردد . اين سمپاشی بيماری اسکاب سيب را نيز کنترل می کند .
    Presented by Professor Paul W. Steiner , at the State Horticultural
    Association of Pennsylvania Annual Meeting . U.S.A. January 2000
    ــ برای کنترل آتشک سمپاشی با ترکيب بوردو 1% قبل از شروع زمان رويش و استربتومايسين 100 پی پی ام سه نوبت در زمان گل توصيه می شود .
    W. Hal Shaffer ,Department of Plant Pathology , University of Missouri , Columbia , U.S.A. 1999
    ــ برای کنترل آتشک سمپاشی با ترکيب بوردو 1% باضافه روغن در اواخر دوره خواب درختان توصيه می شود .
    Utah Plant Diseases Control , U.S.A. February 1993
    ــ برای کنترل بيماری آتشک سمپاشی با ترکيب بوردو در دوره خواب درختان توصيه می شود .
    New Mexico State University , U.S.A. 1999
    ــ برای کنترل بيماری آتشک در اواخر زمستان شاخه های آلوده 15 سانتيمتر پائين تر از محل آلودگی هرس شود و با ترکيب بوردو سمپاشی شود .
    University of Minnesota ,Yard and Garden Clinic , Chad J. Behrendt, Ph.D. and Crystal M. Floyd , U.S.A. 1999
    ــ برای کنترل بيماری آتشک سمپاشی با ترکيب بوردو (100 ــ 0.75 ــ 0.25 ) باضافه 1% روغن در اواخر زمستان توصيه می شود .
    The University of Tennessee , Steve Bost , Professor and Alan Windham , U.S.A.
    ــ برای کنترل بيماری آتشک سمپاشی با ترکيب بوردو (100 ــ 0.75 ــ 0.25) در دوره گل يک يا دو دفعه بفواصل 4 روز توصيه می شود .
    The Morton Arboretum , Lisle , Illinis , U.S.A. 2000

  10. #8
    hamed_shamsnia آواتار ها
    hamed_shamsnia آفلاين است همکار قدیمی
    تاریخ عضویت
    Jun 2007
    سن کاربر
    29
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    4,107
    تشکر
    5,782
    تشکر شده 6,947 بار در 2,298 ارسال
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض بیماری های درختان زیتون

    بيولوژي :
    قارچ درون لكه هاي موجود در برگهايي كه روي درخت باقي مانده اند، زمستان گذراني مي كند.كنيدي هايي كه در برگهاي ريخته شده تشكيل مي شوند، نقش بسيار كمي در گسترش بيماري دارند. ايجاد آلودگي رابطه نزديكي با بارندگي دارد و بيشتر آلودگي ها در طول زمستان ايجاد مي شوند. دماهاي بالا جوانه زدن و رشد اسپورها را محدود مي كند. به همين دليل بيماري در طول تابستان هاي گرم و خشك غيرفعال است. در مناطقي كه تابستان خشك و زمستان هاي ملايم دارند، دوره مناسب بيماري پاييز و زمستان ، و درنواحي كه زمستان سردتر است، بهار و اوايل تابستان مي باشد.
    آلودگي هايي كه در فصل اخير ايجاد شده اند، مي توانند در فصل بعدي آشكار شوند چون قارچ مي تواند در شرايط نامناسب به صورت نهان (Latent) باقي بماند. در شرايط مناسب، دوره نهفته بيماري (Incubation Period) حدود دو هفته است.
    اپيدميولوژي :
    شرايط مناسب براي توسعه بيماري عبارتند از : يك تا دو روز رطوبت نسبي بالا ( نزديك به اشباع )، دامنه دمايي گسترده ولي اپتيمم بين 21- 18 درجه . تابستان هاي گرم و خشكيهای طولاني مدت از عوامل محدود كننده بيماري اند.
    مبارزه :
    رطوبت و سايه اندازي كنوپي را كاهش دهيد. با هرس عبور هوا را در شاخ و برگ افزايش دهيد اين كار در باغهاي متركم و نهالستان ها اهميت دارد.
    همانطور كه در بخش مبارزه با گره زيتون گفته شد، عليه اين بيماري از سموم مسي استفاده مي شود كه معمولا يكبار سمپاشي در سال، در اواخر پاييز، قبل از شروع بارندگي هاي زمستانه كافي خواهد بود

    ۵) سرکوسپوريوز زيتون: Cercosporiose Of Olive
    عامل بيماری : Mycocentrospora cladosporioides
    رده بندی عامل : Deuteromycota , Deuteromycetes , Hyphales
    علائم و شرح بيماری:
    قارچ داراي اسكلروت هايي به رنگ قهوه اي مايل به سبز، دايره اي يا تا حدودي سيلندري شكل است. كنيدي ها سبز زيتوني و كمي خميده هستند و 6-2 عدد ديواره عرضي دارند. اين قارچ باعث بوجود آمدن لكه برگي هاي خفيفي در زيتون مي شود. علائم به شكل لكه هاي خاكستري تا سربي رنگي است كه در سطح زيرين برگ وجود دارند و بعدا كاملا سياه رنگ مي شوند. سطح بالايي برگها كلروزه يا زرد شده، برگهاي مسن تر شاخه هاي خارجي تاج درخت، به ويژه در طول بهار و تابستان، مي ريزند.
    بيولوژي:
    اسكلروت ها عمل بقاي قارچ هستند و ميسليوم هاي جديد از آنها بوجود آمده، در سطح زيرين برگ رشد مي كنند. البته گاهي قارچ روي ميوه ها توليد كنيدي و كنيديو فر مي كند.
    اپيدميولوژي :
    اطلاعات كمي درباره نحوه پخش اين بيماري در دسترس است. باران نقش مهمي در انتقال كنيدي ها از برگهاي آلوده به برگهاي سالم دارد. در ضمن باد هم مي تواند كنيدي ها را از برگهاي افتاده در كف باغ به ساير برگها منتقل كند. آلودگي هاي اوليه در پاييز، بعد از اولين بارندگي، از اسكلروت ها بوجود مي آيند.

    ۶)آنتراکنوز زیتون : Olive Anthracnose
    عامل بیماری :
    Glomerella cingulata که آنامورف آن قارچ Colletotrichum gloeosporioides می باشد.اخیرآ قارچ دیگری به نام C.acutatum در میوه های پوسیده پیدا شده است.

    رده بندی عامل بیماری :
    قارچ Glomerella در ویرایش چهارم کتاب قارچ شناسی الکسوپولوس همراه با جنس های Polystigma و Phyllachora در راسته Phyllachorales از آسکومیست ها قرار می گیرد و خانواده ای برای آن تعیین نشده است ولی در سایر رده بندی ها این قارچ در خانواده Phyllachoraceae از راسته Polystigmatales از آسکومیست ها قرار داده شده است.
    شرح بيماري :
    اين بيماري براي اولين بار از پرتغال گزارش شد.در سطح ميوه ميتوان با چشم غير مسلح جوش هايي را ديد كه توده هاي اسپور روي آنها درون آسروول قرار گرفته است.
    فرورفتگي هاي كوچكي در سطح ميوه ها بوجود مي آيد كه با آسروول ها پوشيده مي شوند. اين فرو رفتگي ها ابتدا به رنگ آجري مايل به كرم هستند كه در نهايت به رنگ قهوه اي در مي آيند. اندازه اين فرورفتگي ها به تدريج در ميوه افزايش پيدا مي كند و سرانجام تقريبا تمام سطح ميوه را مي گيرد و باعث چروكيدگي و پژمردگي آن مي شود.در شرایط مرطوب توده های مخاطی نارنجی رنگی از اسپورها در سطح میوه بوجود می آید. برگهاي نزديك ميوه ازبين مي روند ولي برگهاي انتهاي شاخه به صورت دسته اي در مي آيند ( يعني برگها از يك نقطه يا از نقاط نزديك به هم روييده اند ) . روي اين برگها نقاط قهوه اي رنگي ( كه در ابتدا زرد رنگند ) ديده مي شود كه با يك هاله تيره احاطه شده است. اين برگها در طول پيچ مي خورند و به شكل ناودان ( جوي ) درمي آيند.
    بيولوژي :
    آلودگي هاي اوليه در اثر اسپورهاي توليد شده در آسروول هاي روي ميوه ، برگها و يا شاخه هاي جوان بوجود مي آيد. علائم پوسیدگی هایی که در مراحل اولیه تشکیل میوه بوجود می آیند، ممکن است در زمان رسیدگی میوه ها ظاهر شود. این قارچ می تواند میوه را در تمام مراحل رشد آلوده کند. آسیب های ایجاد شده در اثر ضربه، برداشت نامناسب، استرس های مختلف، سوختگی های ناشی از آفتاب و سمپاشی، رسیدگی بیش از حد یا انبار شدن طولانی مدت، آلودگی را راحت تر می سازند. دوره بحراني حمله بيماري زماني است كه رنگ ميوه ها در حال تغيير است و شرايط محيطي مناسب وجود دارد . شيوع بيماري ممكن است با افزايش حمله مگس زيتون Dacus oleae با نام انگلیسی Olive Fly تشدید شود.
    اپيدميولوژي :
    بهترين شرايط براي توسعه قارچ دماي 25 درجه سانتيگراد و حداقل رطوبت نسبي مورد نياز آن 92 درصد است. جوش هايي كه در سطح نواحي آلوده بوجود مي آيند، از كنيدي هايي تشكيل شده اند كه در يك ماده ژله مانند گرانوله ( دانه دانه ) قرار دارد. اين جوش ها در آب باران حل مي شوند و در طول درخت پخش مي گردند و يا باد و باران ، هر دو ، كنيدي ها را از درختي به درخت ديگر انتقال مي دهند.
    مبارزه :
    مبارزه بيشتر به روش شيميايي صورت مي گيرد ، با استفاده از سموم مسي يا قارچكش هاي آلي . سمپاشي را بايد قبل از آغاز بارندگي هاي پاييزه انجام داد.
    آنتراکنوز زیتون و لکه طاووسی را می توان با سموم زیر کنترل کرد:
    ـ هیدروکسید مس ( مثل Kocide 500 WP که خاصیت قارچکشی دارد ) و اکسی کلرید مس ( مانند Cuprox 500 WP که خاصیت قارچکشی و باکتری کشی دارد ) .
    در ضمن بايد از كلتيوارهايي استفاده كرد كه حساسيت كمتري دارند و ميوه هاشان ديرتر مي رسد. هرس مناسب ساليانه باعث كاهش اينوكولوم و بهبود گردش هوا در درخت مي گردد.

    ۷) سایر بیماری های قارچی :
    ـ شانکر Diplodia :
    در برخی مناطق گزارش شده است که البته خسارت آن کم است و باعث آسيب مستقيم به درخت نمی شود ولی ميتواند باعث تشديد خسارت های ناشی از غدد باکتريايی شود. در حال حاضر مبارزه ای عليه آن صورت نمی گيرد.
    ـ پوسیدگی ریشه :علاوه بر قارچ هایی که قبلا به عنوان عامل پوسیدگی ریشه ذکر کردیم، قارچ های دیگری مثل Rhizoctonia ، Pythium و Rosellinia necatrix هم می توانند به ریشه زیتون حمله کنند.
    ـ زوال شاخه ها ( Shoot Dieback ) :
    Tip Dieback و مرگ شاخه ها به طورغیر مستقیم، می تواند ناشی از پوسیدگی ریشه باشد . با این وجود، این علائم در درختانی که هیچ مشکل واضحی در سیستم ریشه ای ندارند هم دیده شده است. در شاخه های جوان، قارچ Botrytis به عنوان عامل مرگ نوک شاخه ها شناخته شده است ولی در درختان مسن هیچ ارگانیزمی در این رابطه کشف نشده است.
    ـ قارچ های عامل پوسیدگی میوه :
    Alternaria , Cladosporium و Ulocladium نیز به عنوان عوامل پوسیدگی میوه از بسیاری از کلتیوارها گزارش شده اند. این قارچ ها می توانند هم به عنوان عوامل اولیه و هم به عنوان عوامل ثانویه پوسیدگی به میوه ها حمله کنند. برخی از پوسیدگی های ایجاد شده مثل پوسیدگی نوک میوه که در کلتیوار Sevillano دیده می شود، می تواند در اثر استرس های رطوبتی، مصرف زیاده از حد کودهای ازته و یا متعادل نبودن میزان بر و کلسیم خاک باشد.
    در اسپانیا هم عارضه ای که " خشکیدگی نوک میوه Apical Fruit Desiccation" یا " پوسیدگی راسی Apical Rot " نامیده می شود، در اثر تغییرات ناگهانی در دما و رطوبت که باعث دی هیدراتاسیون موضعی در میوه زیتون، به ویژه در نوک آن، می شود، بوجود می آید.
    قارچ های دیگری نیز مثل Capnodium ( عامل ایجاد فوماژین در میوه ها ) ، Phoma و Macrophoma از درختان زیتون گزارش شده اند.

    ۸) بیماری هایی با عوامل ناشناخته :
    ـ لکه های سفید روی برگها : White Spots On Leaves
    در بسیاری از واریته ها دیده می شود ( Hardy Mammoth , Manzanillo , Jumbo , Paragon ) .
    لایه اپیدرمی از بقیه سلول ها فاصله می گیرد و این امر باعث سفید شدن رنگ سطح برگ می شود. این عارضه فقط در درختان جوان دیده شده است.
    ـ لکه دار شدن و رگه رگه شدن: Spotting And Flecking
    لکه هایی که ناشی از مرگ و فرو رفتن بافتها هستند در دو طرف برگ دیده می شوند. این عارضه بیشتر در گیاهان جوان واریته Barnea ، به ویژه در برگهای مسن، دیده شده است. این عارضه احتمالآ در اثر استرس بوجود می آید.
    ـ پیچ خوردگی برگ : Leaf Distortion
    برگها زبر شده و تقریبآ به شکل داس در می آیند. این برگها معمولآروی شاخه های جوان دیده می شوند و در کل برگهای شاخه این عارضه دیده می شود. اگر این شاخه ها را قطع کنیم، بخشهای پائینی رشد طبیعی خود را از سر می گیرند. این عارضه اولین بار در واریته های Frantoio , Picual و Barnea که یک تا دو ساله بودند دیده شد. تصور می شد که این عارضه در اثر کنه جوانه زیتون ( Olive Bud Mite ) بوجود می آید ولی هیچ کنه ای در گیاهان آلوده دیده نشد. سپس احتمال ویروسی بودن این بیماری مطرح شد ولی تا کنون ویروسی روی درخت کشف نشده است. به غیر از استرالیا، عوارض مشابهی هم از کالیفرنیا، ایتالیا، پرتغال و شیلی گزارش شده است که عارضه داسی شدن برگ ( Sickle Leaf Disorder ) نامیده می شود. این عارضه توسط ارگانیزمی که از طریق پیوند قابل انتقال است، بوجود می آید و احتمالآ یک ارگانیزم ویروس مانند می باشد که میوه ها را آلوده نمی کند. در ضمن برخی این عارضه را ناشی از کمبود بر و تغذیه حشرات می دانند.
    ـ مرگ ساقه ها : Stem Death
    در بسیاری از واریته ها دیده می شود . معمولآ در نهالهای زیر دو سال، چندین سانتیمتر از بافتهای ساقه اصلی، تقریبآ به فاصله ۱۲-۸ سانت از سطح زمین، از بین می روند.بدین ترتیب بافتهای بالای منطقه آلوده می میرند ولی بخشهای زیرین به رشد خود ادامه می دهند. اگر ساقه اصلی را درست از زیر منطقه مرده قطع کنیم، گیاه از پایه تولید ساقه های دیگری خواهد کرد و به رشد خود ادامه خواهد داد. Botryosphaeria تنها قارچی است که تا به حال از منطقه مرده گزارش شده است ولی این قارچ به احتمال زیاد یک عامل پوسیدگی ثانویه است.در ضمن باکتری های مختلفی از این ناحیه جدا شده اند ولی هیچ کدام عامل بیماری نبودند و به عنوان عواملی که بعدآ بافتهای مرده را آلوده کرده اند، شناخته شدند. قارچ های رایزوکتونیا، فیتوفترا و پیتیوم نیز از ریشه یرخی از درختان آلوده جدا سازی شدند ولی غیرمتحمل است که پاتوژن های ریشه بتوانند، در فاصله ای بالاتر از سطح خاک، به ساقه آسیب برسانند. سرمازدگی هم به عنوان یک عامل در نظر گرفته شده است ولی برخی از نمونه ها در منطقه ای نبودند که در معرض سرمازدگی قرار گرفته باشند.
    ـ عفونت های پیوندی : Graft Infection
    چندین قارچ و باکتری از پیوندهای آلوده جداسازی شده اند که باعث ازبین رفتن پیوندک و مرگ بافتهای بالایی محل پیوند شده اند. ولی هیچ کدام به عنوان عامل اصلی بیماری شناخته نشده اند. اکثر آنها به آسانی قادر به نفوذ در زخمهای ایجاد شده از پیوند زدن هستند. با رطوبتی که در اثر پیچیدن محل پیوند بوجود می آید، آلودگی در شرایط ایده آلی پیشرفت می کند. بنابراین در هنگام پیوند و تکثیر باید بهداشت را کاملآ رعایت کرد تامانع از آلودگی پیوند به این ارگانیزم های فرصت طلب شویم

  11. #9
    hamed_shamsnia آواتار ها
    hamed_shamsnia آفلاين است همکار قدیمی
    تاریخ عضویت
    Jun 2007
    سن کاربر
    29
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    4,107
    تشکر
    5,782
    تشکر شده 6,947 بار در 2,298 ارسال
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض بیماری های درختان زیتون 2

    شرح بيماري :
    به عنوان يك قارچ خاكزاد، ورتيسيليوم ابتدا به سيستم ريشه هاي زيتون، زماني كه دماي هوا پايين است، حمله ميكند. ( قارچ در دماي بالاتر از 30 درجه رشد نمي كند ). بعد از نفوذ به ريشه ها، قارچ رشد كرده، ازميان آوندها شروع به حركت مي نمايد و سرانجام به شاخه ها و سرشاخه ها مي رسد. دوره آلودگي از اواخر زمستان شروع شده و تا بهار طول مي كشد. با شروع اولين گرماي تابستانه، قارچ غيرفعال مي شود ولي متاسفانه تا آن زمان خسارت وارد شده است و درختان علائم بيماري را نشان مي دهند. حضور قارچ در بافتهاي آوندي باعث كاهش و قطع شدن جريان آب از ريشه به برگ مي گردد. علائم پژمردگي ورتيسيليومي را مي توان مستقيما به توكسين هايي كه توسط قارچ توليد مي شوند و مانع انتقال آب از ريشه به ساقه مي شوند، نسبت داد.
    قارچ از فصلي به فصل ديگر درون خاك و احتمالا ريشه هاي آلوده باقي مي ماند. هر دو قارچ عامل بيماري توليد كنيدي هايي مي كنند كه عمر کوتاهی دارند. قارچ V. dahliae توليد ميكرواسكلروت هم ميكند ولي V. albo-atrum ميسليومي با ديواره ضخيم و سياهرنگ، شبيه به ميكرواسكلروت توليد ميكند كه البته ميكرواسكلروت نيست. مناسب ترين دما براي رشد گونه اول 28- 25 درجه و براي گونه دوم 25- 20 درجه است. قارچ V. dahliae در خاك به صورت ميكرواسكلروت تا 15 سال هم باقي ميماند. هر دوي آنها مي توانند به صورت ميسليوم در ميزبان هاي پايا، اندام هاي تكثيري يا در بقاياي گياهان زمستان گذراني كنند.

    علائم:
    شروع ظهور علائم، در بهار، نزديك زمان گلدهي است. برگهاي تازه به سمت داخل پيچ ميخورند و رنگ سبز تيره و جلوه براق خود را از دست مي دهند. رنگ آنها خاكستري كدر و قهوه اي مي شود. ريزش برگ و ميوه هاي كه بعد از ين صورت مي گيرد، بستگي به شدت آلودگي، شدت وزش باد و استرس گرمايي موجود دارد. دستجات گل روي شاخه هاي آلوده از بين مي روند و چسبيده به درخت باقي مي مانند. رنگ پوست ممكن است تقريبا آبي رنگ شود. شاخه هاي تكي و مجزا، بخشهاي بزرگي از درخت يا كل تاج درخت ممكن است در طول يك فصل زراعي ازبين برود. با اين حال مرگ كل درخت به ندرت ديده شده است.
    سيستم آوندي گياهاني كه آلوده به وريسيليوم هستند، علامت مشخصي به صورت تغيير رنگ آوندها نشان مي دهند. آوندهاي آبكش در طول ساقه و ريشه به زنگ قهوه اي يا سبز در مي آيند. ولي اين علامت در درختان زيتون كمتر ديده شده است. براي مشاهده اين علامت شاخه اي از درخت را ببريد و پوست آن را بكنيد تا بتوانيد تغيير رنگ آوندها را مشاهده كنيد. ولي براي اينكه از وجود ورتيسيليوم مطمئن شويد بايد نمونه ها را در آزمايشگاه كشت دهيد.
    با سرد شدن دوباره هوا، قارچ بار ديگر فعال مي شود و رشد وتكثير را از سر مي گيرد. شاخه ها هر سال، در طول دوره هاي سرد، بارها مورد حمله قرار مي گيرند.
    كنترل:
    هيچ راه مبارزه اي براي درختان آلوده شده وجود ندارد. هرس سرشاخه هاي آلوده توصيه مي شود ولي نمي توان با اين روش باعث عقب نشيني قارچ از درون شاخه ها شد. محل اصلي قارچ درون ريشه ها است و از آنجا به سمت شاخه ها پيش روي مي كند. استفاده از قارچكش ها هم موثر نيست. حتي تركيبات سيستميك هم اثر كمي در توقف قارچ ورتيسيليوم دارند.
    پيشگيري بهترين روش مبارزه است ولي هميشه امكان پذير نيست ببسياري از گياهاني كه به عنوان خوراك دام به کار مي روند،سبزيجات و گياهان زينتي به ورتيسيليوم حساسند. خاكها به آساني قبل از كشت به ورتيسيليوم آلوده مي شوند. عامل بيماري مي تواند تا چندين سال درون خاك زنده بماند و به محض كشت گياه حساس، در صورت مناسب بودن شرايط آن را آلوده كند. بنا براين بهتر است تا جايي كه ممكن است از كشت در زمين هاي آلوده، به ويژه زمين هايي كه سبزيجات به مدت طولاني در آنها كشت مي شده اند خودداري كنيم.
    ضدعفوني خاك با حرارت دادن خاكهاي مرطوب به مدت نيم ساعت تا 71 درجه سانتيگراد باعث حذف ورتيسيليوم از خاك گلخانه ها شده است ولي اين روش در باغها عملي نيست .
    آفتاب دهي (Soil Solarization) روشي موثر براي كاهش شيوع پژمردگي ورتيسيليومي در بسياري از باغها و زیتون هاي كشت شده در فضاي سبز مي باشد. قبل از كشت در محلي كه به وجود بيماري در آن شك داريد، آن را آبياري كنيد و عميقا شخم بزنيد . بعد از آن خاك را با يك پلاستيك شفاف به قطر 4 تا 6 ميليمتر به مدت 8- 6 هفته و يا اگر امكان دارد، بيش از اين مدت، بپوشانيد. لبه هاي پلاستيك را با خاك محكم كنيد و روي چند نقطه از پلاستيك خاك بريزيد تا مانع از حركت پلاستيك موقع وزش باد شود. محلي كه براي آفتاب دهي انتخاب مي كنيد بايد كاملا در معرض نور خورشيد باشد تا اشعه هاي خورشيد بتواند 30 ساتنيمتر اول خاك را گرم و ضدعفوني كند.
    آفتاب دهي با موفقيت نسبي در باغهاي زيتون مورد استفاده قرار گرفته است. قبل از استقرار پلاستيك ها علفهاي هرز پاي درختان را ازبين ببريد، شاخه هاي آلوده را قطع كنيد و خاك را آبياري كنيد. پلاستيك ها بايد با فاصله چندين سانتيمتر از محدوده سايه انداز درخت روي خاك قرار داده شوند. اگرچه دماي خاك در طول دوره هاي آفتابي كنترل بسيار بالا مي رود، ولي درختان هيچ علائمي مبني بر ناسازگاري نشان ندادند. طي آزمايشات انجام شده مقدار ورتيسيليوم خاك با اين روش كاهش پيدا كرد و جمعيت ميكروارگانيسم هاي مفيد خاك به طور معني داري افزايش يافت. درخت بعد از آن به خوبي رشد كرد و دوباره كمتر به ورتيسيليوم آلوده شد. ولي متاسفانه آلودگي هاي قبلي درخت هنوز وجود داشتند.
    تدخين خاك (Soil Fumigation) روش ديگري است كه مي توان انجام داد و البته اگرچه مي توان با روش هاي تدخيني زمين را قبل از كشت ضدعفوني كرد ولي بهتر است از كشت در زمين آلوده خودداري كنيم زيرا تدخين روشي پرهزينه است و به ندرت باعث كنترل 100% مي شود و مصرف برخي از مواد تدخيني موثر مثل متيل برومايد، به خاطر آسيب هايي كه محيط زيست مي زنند به تدريج منسوخ شده. انتخاب دقيق زمين و استفاده از نهال هاي سالم مي تواند جلوي بسياري از روش هاي پر هزينه را بگيرد.
    مخلوط كلروپيكرين/ متيل برومايد و سم متام سديم بيشترين سموم استفاده شده عليه ورتيسيليوم براي تدخين خاك هستند.
    نحوه استفاده از متيل برومايد در بخش كنترل قارچ Armillaria آمده است.
    راه ديگر مبارزه استفاده از ارقام مقاوم است. واریته Ascalano اگرچه يك واريته مقاوم نيست ولي متحمل محسوب مي شود.
    بسیاری از گياهان زراعي نظير پنبه ( كه يك ميزبان مطلوب است و اينوكولوم قارچ در مزارع پنبه به سرعت افزايش مي يابد ) ، خانواده كدوئيان، فلفل، پسته، هسته داران، گوجه فرنگي و گياهان زينتي مثل پيچ امين الدوله، ياس بنفش، ماگنوليا، درخت پر، درخت لاله و درختاني مثل افرا، نارون، اقاقيا، زبان گنجشك، درخت عرعر، سنجد و انجير به ورتيسيليوم حساسند.
    از گياهان مقاوم مي توان بسياري از بازدانگان مثل سرو، ژنكيو، نراد، سروكوهي، نوئل، سرخدار، تمام تك لپه اي ها مثل خرما، برخي از دولپه اي ها ( سيب، گلابي، به، زالزالك، شاه بلوط، بلوط، مركبات، توت، گردو، چنار، تبريزي، نمدار، بيد ) را نام برد.
    اقدامات زراعي مثل استفاده از كودها، مديريت صحيح آبياري و كنترل علفهاي هرزكم و بيش در کنترل پژمردگي ورتيسيليومي موفق بوده اند. هدف اكثر آنها افزايش قدرت گياه براي جلوگيري از بروز علائم بيماري است. البته هيچكدام از آنها باعث معالجه بيماري و حذف آن از درخت نمي شوند.


    2) پوسیدگی آرمیلاریایی ریشه زیتون : Armillaria Root Rot

    عامل بيماري : Armillaria mellea
    رده بندي عامل بيماري: Basidiomycota , Basidiomycets , Agaricales , Tricholomataceae
    علائم :
    اين قارچ که به قارچ عسلی (Honey fungus) هم معروف است به ريشه ها حمله مي كند. ريشه هايي كه توسط آرمیلاریا آلوده شده اند، داراي صفحات بادبزني شكل به رنگ سفيد مايل به زرد بين پوست و چوب خود هستند. گاهي اوقات ريزومرف هايي به رنگ قهوه اي تيره تا سياه در سطح ريشه ها قابل مشاهده اند.( ریزومرف ها شامل مجموعه ای از ریسه ها هستند. یک تا سه میلیمتر قطر دارند و به عنوان عامل بقای قارچ ازفصلی به فصل دیگر و در شرایط نامناسب مثل خشکی و آتش عمل می کنند. در ضمن می توانند در ریشه های گیاهان میزبان نفوذ کرده و آنها را آلوده کنند. ) قارچ آرميلاريا گاهي به زيتون حمله مي كند و در برخي اوقات باعث مرگ درخت مي شود.
    علائم هوایی مشابه علائم ایجاد شده در اثر سایر بیماری های ریشه است مثل کاهش رشد، کوچکی و زرد شدن برگها، خشکیدگی شاخه ها و ضعف عمومی درخت.
    در بعضي از گياهان، كلاهك هاي قارچ در پايه درختان آلوده به آرميلاريا، در طول پاييزهايي كه هوا سرد و باراني است، ديده مي شوند. ولي چنين موردي به ندرت در درختان زيتون مشاهده شده است.
    شرح بيماري :
    قارچ به صورت میسلیوم یا ریزومرف در درختان آلوده یا در ریشه های در حال فساد زندگی می کند. روش اصلی انتقال آن از درختی به درخت دیگر به وسیله ریزومرف ها یا تماس مستقیم ریشه ها است. اسپورهایی که از کلاهک های قارچ بوجود می آیند، عمدتا ابتدا بر کنده های مرده یا مواد چوبی رشد می کنند و سپس با تولید ریزومرف به ریشه های زنده ( به طور مستقیم یا از راه زخم ) حمله می کنند.
    مبارزه:
    - جمع آوری کنده ها و ریشه های درختان قطع شده تا قارچ آنها را آلوده نکند و اینوکولوم افزایش نیابد.
    - عدم کشت در زمین های آلوده
    - گاهی اوقات خندقی دور تا دور درختان آلوده حفر می کنند تا مانع از رشد ریزومرف ها به طرف درختان سالم شود.
    ـ تدخین خاک با استفاده از مواد شیمیایی:
    برای تدخین از متیل بروماید استفاده می کنیم. خاک باید رطوبت کمی داشته باشد و درجه حرارت متوسط آن بیش از ۱۰ درجه باشد. میزان مصرف متیل بروماید بستگی به نوع خاک دارد و بین ۴۰۰ـ۲۰۰ کیلو در هکتار متغیر است. در خاکهای رسی بیشتر و در خاکهای شنی کمتر مصرف میشود. اگر بخواهیم فقط محل درخت آلوده را ضدعفونی کنیم، ۲۵۰ گرم سم برای هر محل درخت به قطر سه متر، کافی خواهد بود.
    قبل از مبارزه شيميايي، تمام درختان و كنده هاي آلوده و در صورت امكان تمام ريشه هايي كه بيش از 2.5 سانتيمتر قطر دارند را خارج كنيد. درختان به ظاهر سالمي كه در نزديكي درختان آلوده قرار دارند نيزاغلب بيمارند. اين درختان را نيز از بين ببريد و محدوده آلوده را با استفاده از سموم تدخيني ضدعفوني كنيد. درختان، كنده ها و ريشه هاي خارج شده را بايد سوزاند و يا در جايي نگه داشت كه آبهاي جاري شده از بارندگي، از آنجا به زمين هاي زراعي جاري نمي شوند.
    براي خشك نگه داشتن خاك در طول تابستان از گياهان پوششي مثل سودان گراس يا آفتابگردان استفاده كنيد.هرچه خاك خشك تر باشد، سم ( متيل برومايد ) بيشتر درون آن نفوذ خواهد كرد. بعد از خشك شدن زمين آن را شخم عميق بزنيد. اگر خاك خيلي نرم و پودري است، بعد از اولين بارندگي شخم زدن و تدخين را انجام دهيد. شخم زمين هاي رسي باعث بوجود آمدن كلوخ هايي در سطح آن مي شود. افزايش دوز سم باعث افزايش نفوذ آن در خاك مي شود ولي اين مساله در خاكهاي مرطوب چندان صحيح نيست، به ويژه در خاكهايي كه رس زيادي دارند. متیل بروماید را تا عمق ۷۵ـ ۴۵ سانتیمتری به وسیله چیزل در خاک تزریق کنید و خاک را با پوشش ضدگاز بپوشانید. پوشش روي زمين را حداقل تا دو هفته برنداريد و خاک را تا يك ماه قبل از كشت هوا دهيد. زمان تدخين خاك مي تواند از اواخر تابستان تا اويل پاييز باشد.
    نكته :
    به ندرت مي توان قارچ را ريشه كن كرد، مگر در نواحي محدود. اگر خاك خيس است و تا اعماقي كه ريشه ها رشد مي كنند، داراي لايه هاي رسي است، تدخين كردن زياد موفق نيست. بهترين ريشه كني در خاكهايي كم عمق با عمق كمتر از 1.5 متر صورت مي گيرد.


    3 ) پوسيدگي هاي فيتوفترايي ريشه و طوقه زيتون : Phytophthora Root And Crown Rot

    عامل بيماري :
    گونه هاي مختلفي از فيتوفترا به زيتون حمله مي كنند كه از نقاط مختلف گزارش شده اند. در استراليا Ph . cinnamomi در كاليفرنيا Ph . citricola و Ph .dreschleri به عنوان عوامل اصلي پوسيدگي ريشه و طوقه زيتون شناخته شده اند. در ايتاليا هم گونه Ph .palmivora به عنوان عامل مرگ درختان جوان شناسايي شده است.
    رده بندي عامل بيماري :

    Stramenopila , Oomycota , Oomycetes , Peronosporales , Pythiaceae

    شرح بيماري :در بيشتر نقاط اين بيماري، بيماري خيلي مهمي محسوب نمي شود و همانند ساير بيماري هاي ناشي از فيتوفترا تحت شرايط خنك و خيسي خاك و بالا بودن رطوبت نسبي بوجود مي آيد. بنابراين در بخش هاي پست باغ و كلا در مناطقي كه زهكشي خوبي ندارند، رخ ميدهد. در بيشتر موارد فيتوفترا اول در سطح خاك يا نزديك به آن به گياه حمله مي كند و باعث آبسوختگي پوست مي شود كه بعدا به صورت نواحی سياه در مي آيد. اگر اين ناحيه دور تا دور تنه درخت را بگيرد باعث مرگ درخت مي گردد. در مراحل اول بيماري پوست ساقه محكم و دست نخورده است در حالي كه بعدا پوست لعابي شده و ممكن است داراي تراوشات صمغي و آبكي باشد.
    فيتوفترا به ريشه ها هم حمله مي كند و باعث پوسيدگي و قهوه اي رنگ شدن ريشه هاي اصلي يا فرعي مي شود.
    علائم هوايي به صورت كاهش شديد برگها، كم پشت شدن شاخ و برگ، خشكيدگي سرشاخه ها و عدم رشد انتهايي و بالاخره مرگ اندام هاي هوايي بالاي ناحيه آلوده مي باشد. درختان آلوده ممكن است به تدريج ضعيف شوند و طي چندين سال ازبين بروند و يا در همان فصل زراعي كه علائم هوايي ظاهر مي شوند، بميرند.
    فيتوفترا در بافتهاي آلوده به صورت ميسليوم، اووسپور يا كلاميدوسپور زمستان گذراني ميكند. گونه هاي فيتوفترا مي توانند تا چند سال در خاك زنده بمانند و بيماري هاي ناشي از آنها در شرايط مرطوب تشديد مي شود.
    كنترل:
    ـ رعايت بهداشت زراعي : ضدعفوني وسايل مورد استفاده ( عامل بيماري حتي به وسيله كفش ها هم مي تواند در باغ پخش شود )
    ـ آگاهي از سابقه كشت زمين و بيماري هاي آن چون فيتوفترا داري دامنه ميزباني وسيعي است و عدم كشت در زمين هاي آلوده.
    ـ اصلي ترين راه كنترل فيتوفترا مديريت صحيح آبياري باغ است. بايد از كشت در خاكهايي كه در معرض غرقاب شدن هستند خودداري كرد و نازل هاي سيستم آبياري را دور از تنه درختان نگه داشت. بهبود وضع زهكشي زمين اثرات مطلوبي خواهد داشت. ( كشت در خاكهاي سبك با زهكشي سريع )
    ـ هيچ نوع كنترل شيميايي براي فيتوفترا در زيتون انجام نمي شود ( البته در برخي موارد در نهالستان ها از متالاكسيل استفاده مي كنند ولي در باغهاي زيتون خير ).

  12. #10
    hamed_shamsnia آواتار ها
    hamed_shamsnia آفلاين است همکار قدیمی
    تاریخ عضویت
    Jun 2007
    سن کاربر
    29
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    4,107
    تشکر
    5,782
    تشکر شده 6,947 بار در 2,298 ارسال
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض بیماری های درختان زیتون 3

    سيستم ريشه اي زيتون سطحي است و قادر به تحمل خاكهاي غرقاب شده نيست و حتي در خاكهاي عميق هم فقط 90 تا 120 سانتيمتر در خاك نفوذ مي كند. بخش هاي هوائي درخت داراي شاخه هاي اصلي مجتمع و متراكم، ميانگره هاي كوتاه و برگهاي متراكم است كه اگر با هرس راه باريكي در شاخه ها باز نكنيم، مانع از رسيدن نور به مركز درخت مي شوند.
    كنار هر برگ در زيتون جوانه هاي گل دهنده وجود دارند. اين جوانه ها در فصل جاري به وجود مي آيندو در فصل رشد بعدي جوانه مي زنند. هر گل آذين شامل 15 تا 30 گل است كه اين تعداد به نوع كلتيوار و شرايط زراعي آن سال بستگي دارد. اگر در كنار همه برگها يك گل آذين بوجود بيايد، هر سر شاخه پتانسيل توليد چند صد گل را خواهد داشت.ولي تنها پنج درصد از اين گلها به ميوه تبديل مي شوند.
    زيتون توسط باد گرده افشاني مي شود. در نتيجه گلدهي در شرايط بارندگي، دما ي بالا و بادهاي خشك منجر به آسيب ديدن فرايند تشكيل ميوه مي گردد. بيشتر كلتيوار هاي زيتون در حالت تك كشتي (monoculturing) هم توليد ميوه مي كنند ولي محصول آنها در شرايط cross_pollination بهتراست. برداشت زيتون درپاييز يا زمستان صورت مي گيرد.
    سطح زير كشت زيتون در ايران حدود 67 هزار هكتار است كه از هر هكتار باغ آبي ( 10 سال به بالا ) به طور متوسط 5 تن محصول برداشت مي شود و در باغهايي كه مديريت مناسبي دارند تا 10 تن هم زيتون قابل برداشت است. زيتون با توجه به شرايط محيطي و نوع كلتيوار بعد از 5 تا 8 سال به بار مي نشيند و گياهي است كاملا صنعتي . 20% از محصول زيتون كشور براي تهيه كنسرو و بقيه براي توليد روغن استفاده مي شود.

    بيماري هاي زيتون :

    1 ) گره زيتون : Olive Knot

    عامل بیماری :
    Pseudomonas syringae p.v savastanoi
    رده بندی عامل بیماری : Bacteria , Gracilicutes , Pseudomonadales , Pseudomonadaceae
    در برخی منابع عامل بیماری Pseudomonas savastanoi معرفی شده است.
    بیماری ایجاد شده توسط این باکتری در فرانسه به سل زیتون (Tuberculosis of olive ) معروف است و علاوه بر زیتون روی درختان زبان گنجشک(Ash) نیز ایجاد بیماری می کند( شانکر درختان زبان گنجشک ) .

    علائم:
    روی درختان گالهايی قابل مشاهده اند که که تقريبا در تمامی بافتها و بخشهای گياه از جمله دمبرگها (Petiole) و پهنک برگ(Lamina) هم بوجود می آیند. آلودگی های اوليه باعث ايجاد فرورفتگی هايی می شوند که در اثر متلاشی شدن سلول ها بوجود می آيند. سپس بعد از اينکه درخت در بهار شروع به رشد می کند، تكثير بافتهاي اطراف اين فرو رفتگي ها باعث بوجود آمدن گا ل يا گره در اين نقاط مي گردند. گره ها در اثر هيپرپلازي بافتها در ساقه هاي جوان، نقاط رشد و قسمتهاي قطع شده بوجود مي آيند.در واقع تكثير زياده از حد سلولهاي ميزبان در اثر توليد ايندول استيك اسيد (IAA) توسط سلولهاي باكتري است. بعد از گذشت چند ماه گره ها ظاهري اسفنجي و نامنظم پيدا مي كنند و سپس سخت و قهوه اي مي شوند. در شاخه هاي كوچك ، گره ها به 2 سانتيمتر هم مي رسند. اين گره ها باعث برگ ريزي و از بين رفتن شاخه هاي گل دهنده شده و منجر به كاهش محصول مي شوند. در ضمن گره ها باعث كاهش اندازه ميوه ها و مقدار روغن و نيز از بين رفتن طعم ميوه ها مي گردند.از ميان واريته هاي كشت شده واريته Manzanillo از همه حساس تراست.

    اپيدميولوژي :
    باكتر يها با آب باران در كل درخت پخش مي شوند( مقدار آلودگي با ميزان بارندگي رابطه دارد) و فقط از راه زخم مي توانند وارد بافتهاي درخت شوند. باكتري ها معمولا از جاي افتادن برگها، تركهاي ناشي از سرمازدگي، ضربات، هرس، تگرگ و حتي بادهاي شديد نفوذ مي كنند. جاي افتادن برگها بين 10- 7 روز پس از افتادن آنها حساس است. بنابراين بيشترين خطر متوجه درختاني است كه در طول دوره بارندگي، منافذ زيادي براي ورود باكتري دارند.

    كنترل :
    كنترل گره زيتون شامل هرس تابستانه براي ازبين بردن اينوكولوم ( گره هاي روي درخت ) و حفاظت از درخت با باكتري كشهاي مسي ، قبل و در طول دوره بارندگي است. ( مس تنها ماده اي است كه براي كنترل گره زيتون ثبت شده است ). تركيبات مسي از آلوده شدن منافذ درخت جلوگيري مي كنند ولي باعث ازبين بردن گره ها نمي شوند.
    چون توليد آلودگي ارتباطي با سن درخت ندارد، بنابراين مبارزه سالانه را از اولين پاييز بعد از كاشت درخت شروع مي كنيم. در ضمن بايد توجه داشت كه درختان جوان به شدت به يخبندان حساسند و يخبندان باعث بوجود آمدن تركهاي زيادي در پوست آنها مي شود كه باكتري از طريق آنها مي تواند آلودگي ايجاد كند. بنابراين استفاده از سموم مسي در درختان جوان براي كاهش تكثير اينوكولوم و جلوگيري از آلودگي هاي بعدي، بسيار مفيد خواهد بود.
    باكتري هاي گره زيتون توسط آب باران از گره هاي موجود به منافذ منتقل مي شوند. بنابراين بايد قبل از شروع فصل بارندگي از سموم مسي استفاده كرد. در ضمن اين روش بهترين راه مبارزه با لكه طاووسي زيتون نيز هست. آزمايشات نشان داده اند كه يكبار سمپاشي در سال عليه گره زيتون كافي نيست. حداقل دوبار سمپاشي در سال، يكي در پاييز و ديگري در اوايل بهار، مورد نياز است.
    ميزان حفاظت تركيبات مسي از درخت، بسيار بستگي به مقدار اينوكولوم موجود در دوران آلودگي دارد. بنابراين بهترين روش اين است كه مقدار اينوكولوم را كاهش دهيم. سمپاشي ساليانه با مس در به حداقل رساندن ميزان اينوكولوم بسيار موثر است. بنابراين وقتي شرايط محيطي براي شيوع آلودگي مناسب مي شود ( مثلا بعد از يخبندان ) اپيدمي بوجود نخواهد آمد. در حالتي كه اينوكولوم باكتري روي درختان زياد است، ميزان محافظت تركيبات مسي حداقل است. پس لازم است هر سال سمپاشي را انجام دهيم.
    اگر در زمستان دما زير 20- درجه برود، پوست درخت آسيب ديده، ترك مي خورد .اين تركها نقاط ايده آلي براي نفوذ باكتري اند و بايد با سموم مسي پوشيده شوند. زماني كه باكتري در تركهاي ناشي از سرمازدگي تكثير شود، مقدار اينوكولوم به شدت افزايش پيدادخواهد كرد و كنترل بسيار مشكل خواهد شد. پس بعد از يخبندان هم سمپاشي لازم است.
    اينكه از چه نوع سم مسي استفاده كنيم، چندان مهم نيست. Nordox ، Kocide و مخلوط بردو همگي تقريبا به يك ميزان باعث كنترل گره زيتون مي شوند. مهم استاندارد بودن سم و مناسب بودن زمان سمپاشي است. در ضمن اين موضوع براي مبارزه با لكه طاووسي زيتون هم صدق مي كند.
    روش دوم مبارزه هرس كردن است ولي بايد توجه داشت كه هرس كردن وقتي بيشترين تاثير را دارد كه ميزان اينوكولوم در باغ كم باشد. در باغهايي كه به شدت آلوده اند،هرس كردن مناسب به منظور از بين بردن اينوكولوم امكان پذير نيست. در اين حالت تنها روش ممكن، هرس شاخه هاي اصلي كل درخت يا بخشي از آن است ، به اين منظور كه در فصل رشد بعدي شاخه هاي جديدي شروع به رشد كنند.
    علي رغم آنچه كه به نظر مي رسد، پاييز بدترين زمان براي هرس درختان زيتون است. نكات زير را قبل از هرس كردن در نظر داشته باشيد :
    _ حساسيت به يخبندان (Freeze Sensitivity) : كنوپي بوجود آمده در تابستان گذشته مي تواند شاخه هاي نازك و كوچك را از دماي بسيار پايين حفاظت كند. انجام هرس براي خلوت كردن كنوپي، اين حفاظ را از بين خواهد برد و درختان هرس شده طي يخبندان بعدي بسيار شديدتر از درختان هرس نشده آسيب خواهند ديد و به شدت توسط گره زيتون آلوده خواهند شد كه كنترل آن بسيار مشكل است.
    _ مديريت اندازه درخت (Managing Crop Size) : هرس روش بسيار مناسبي براي كنترل اندازه درخت است به ويژه وقتي كه كم كردن حجم درخت مد نظر نيست. بنابراين بهترين كار اين است كه تا بهار، تا وقتي كه مقدار رشد جوانه انتهايي قابل اندازه گيري است، صبر كنيد. سپس ميزان شدت هرس را انتخاب كنيد.
    _ گره زيتون : همانطور كه گفته شد، هرس قبل يا در طول دوره بارندگي باعث ايجاد زخمهايي در درخت مي شود كه براي توليد آلودگي مناسبند. باران باكتري ها را در طول درخت جابجا مي كند و آلودگي گسترش مي يابد.
    پس بهتر است هرس را در تابستان انجام دهيم. در ضمن وسايل هرس را بايد بعد از هرس هر درخت ضد عفوني كرد.

  13. کاربر مقابل از hamed_shamsnia عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:


  14. #11
    omidmd آواتار ها
    omidmd آفلاين است كاربر ساده
    تاریخ عضویت
    Dec 2009
    سن کاربر
    21
    محل سکونت
    samsung s3600
    نوشته ها
    13
    تشکر
    0
    تشکر شده 5 بار در 5 ارسال
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض

    با سلام چند تاسوال داریم 1_ چند تا درخت الو سیاه و زرد الو داریم که تنه های اصلی انها پر از صمغ میشوند الو زرد میوه خوبی میدهد اما الو سیاه کم میوه و میوه های کم کیفیت میدهند مشکل چیست و راه حل مشکل چیست2_امسال به تنه های بادامها نوی جانور(شپشک قرمز)چسبیده است که خیلی هم زیاد هستند راه حل مشکل چیست3_برگهای بعضی از بادامها پیچیده شده اند و داخل انها شپشهای سبزی رفته است که توی گلها هم رفته اند راه حل چیست4_راه مبارزه با کرم سر شاخ چیست همان کرمهایی که در شاخه بادام وزردالو و الو سیاه میروند و وقتی که شاخه را میچینی وسط شاخه یک خط سیاه است. لازو به ذکر است خاک مورد نظر کمی شنی و هوای نسبتا گرم وهر 24 روز اب به صورت غرق ابی ابیاری میشوند که درکنار باغ پسته هستند و در کرمان-سیرجان هست تشکر.

  15. کاربر مقابل از omidmd عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:


  16. #12
    Angel 10 آواتار ها
    Angel 10 آفلاين است كاربر ساده
    تاریخ عضویت
    Jan 2010
    نوشته ها
    22
    تشکر
    7
    تشکر شده 32 بار در 16 ارسال
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط omidmd نمایش پست ها
    با سلام چند تاسوال داریم 1_ چند تا درخت الو سیاه و زرد الو داریم که تنه های اصلی انها پر از صمغ میشوند الو زرد میوه خوبی میدهد اما الو سیاه کم میوه و میوه های کم کیفیت میدهند مشکل چیست و راه حل مشکل چیست2_امسال به تنه های بادامها نوی جانور(شپشک قرمز)چسبیده است که خیلی هم زیاد هستند راه حل مشکل چیست3_برگهای بعضی از بادامها پیچیده شده اند و داخل انها شپشهای سبزی رفته است که توی گلها هم رفته اند راه حل چیست4_راه مبارزه با کرم سر شاخ چیست همان کرمهایی که در شاخه بادام وزردالو و الو سیاه میروند و وقتی که شاخه را میچینی وسط شاخه یک خط سیاه است. لازو به ذکر است خاک مورد نظر کمی شنی و هوای نسبتا گرم وهر 24 روز اب به صورت غرق ابی ابیاری میشوند که درکنار باغ پسته هستند و در کرمان-سیرجان هست تشکر.
    درود بر شما
    بنده در حل اطلاعاتم شما رو راهنمایی می کنم .
    1 _ تراوش صمغ ار تنه زیاد مهم نیست و طبیعیه ، در مورد آلو سیاه کم شدن میوه ها به عوامل مختلفی بستگی داره مثلا :
    آبیاری نا مناسب ، خاک نا مرغوب ، حرس نا مناسب و تعداد درختان .
    در خاک اونها بهتره که مقداری کود حیوانی اضافه بشه ، بهتره فواصل آبیاری کوتاه تر بشه ، مثلا هر 10 روز یکبار . در زمان شکوفه دادن درخت ، اگه میبینی که برخی از شاخه های پایینی درخت اصلا شکوفه نمیده ، اونا رو به خاطر بشپار و یا با یه پارچه و یا رنگ روی شاخه علامت بزن تا در زمستان بریده بشن . وقتی این درختان در مناطق گرمی قرار میگیرند ، به آب بیشتری هم احتیاج دارند و به همین علت معمولا درختانی که بوسیله سیستم آبیاری قطره آبیاری میشن ، نسبت به اونهایی که به روش غرق آبی ، آبیاری شدن ، مقاوم تر و پر محصول تر هستند . در زمان شکوفایی درخت آبیاری از اهمیت بیشتری برخورداره ، که در این زمان باید کاهش پیدا کنه .
    2 -3-4_ بادام معمولا نیاز به رسیدگی و سم پاشی به موقع داره ، بدترین آفت که حتی ممکنه موجب از دست رفتن درخت بشه ، کرم بادام هستش که درون تنه زندگی می کنه و درخت رو از داخل می خوره ، برای شپشک ها باید سم مناسب رو تهیه کنید و روی تنه بپاشید . برای بادام باید دو مرحله سم پاشی انجام داد ، یکی در زمستان که این سم برای مبارزه با کرم تنه هستش . حشره بالغ در زمستان و ماه اسفند در داخل تنه تخم ریزی می کنه و لارو اون از داخل درخت رو می خوره ، با توجه به منطقه ای که شما قرار دارید باید سم پاشی رودتر انجام بشه ( در اوایل بهمن ) و دقت کنید که تمامی شاخه ها و تنه به خوبی سم پاشی بشن . برای مبارزه با اون شپش های سبز نیز بعد از ریختن شکوفه ها باید سم پاشی انجام بگیره ، اینها لارو نوعی حشره بالدار هستند که در زمان شفیره شدن برگ رو لوله کرده و برای خود خانه می سازند و در درون آن تبدیل به حشره بالغ می شوند ، تعداد کم این حشرات زیان بار نیست .
    با توجه به شنی بودن خاک ، بهتره که مقدار آبیاری کمتر و فواصل اون کوتاه بشه .
    امیدوارم تونسته باشم کمکی بهتون کرده باشم .
    موفق باشید ...

  17. #13
    Shikra آواتار ها
    Shikra آفلاين است مدیر بخش پرندگان و گل و گیاه

    تاریخ عضویت
    Nov 2009
    نوشته ها
    1,140
    تشکر
    2,459
    تشکر شده 4,627 بار در 1,085 ارسال
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط omidmd نمایش پست ها
    با سلام چند تاسوال داریم 1_ چند تا درخت الو سیاه و زرد الو داریم که تنه های اصلی انها پر از صمغ میشوند الو زرد میوه خوبی میدهد اما الو سیاه کم میوه و میوه های کم کیفیت میدهند مشکل چیست و راه حل مشکل چیست2_امسال به تنه های بادامها نوی جانور(شپشک قرمز)چسبیده است که خیلی هم زیاد هستند راه حل مشکل چیست3_برگهای بعضی از بادامها پیچیده شده اند و داخل انها شپشهای سبزی رفته است که توی گلها هم رفته اند راه حل چیست4_راه مبارزه با کرم سر شاخ چیست همان کرمهایی که در شاخه بادام وزردالو و الو سیاه میروند و وقتی که شاخه را میچینی وسط شاخه یک خط سیاه است. لازو به ذکر است خاک مورد نظر کمی شنی و هوای نسبتا گرم وهر 24 روز اب به صورت غرق ابی ابیاری میشوند که درکنار باغ پسته هستند و در کرمان-سیرجان هست تشکر.
    سلام دوست عزیز
    نکاتی که دوستمون براتون توضیح دادن درسته نکته مهم اینه که وجود این همه آفت با هم به مفهوم اینه که این درختان حداقل به مدت چند سال (به لحاظ دفع آفات ) رسیدگی نشده اند الان که حتما باید سم پاشی انجام بشه اما سم پاشی در این فصل نمی تونه جلوی خسارت کامل را بگیره عموما باغداران چند بار در سال عمل سم پاشی را انجام می دهند که مهمترینش در زمستان قبل از بیدار شدن گیاه می باشد (این باعث میشه تا با گرم شدن هوا و آغاز فعالیت آفات درختان مقاومت بیشتری از خودشان نشان دهند)

    نکته دیگه این است که شما فرمودید این گیاهان در کنار باغ پسته هستند سوال من از شما اینه آیا کاشت این درختان به منظور تولید محصول اقتصادی بوده یا اینکه به صورت حصار یا دیوار گیاهی کنار یا اطراف پسته کشیده شده است؟
    اگر مساحت زیاد و محصول این درختان به منظور افزایش درآمد است که باید حتما به سم پاشی منظم در امسال و سالهای آینده ادامه دهید اگر نه شاید نیاز نباشه که حساسیت به خرج دهید در قدیم رسم بوده دور باغهای مهم (مثل پسته ، باغ سیب و یا غیره...) یک سری گیاه می کاشتند به نام گیاه تله این گیاهان عموما درختانی هستند که آفات و شته ها را به خود جلب کرده و مانع حمله وسیع این آفات به درختان اصلی می شوند درختان جنس آلو هم برای این کار مناسبند شما دقت کن ببین هدف از کاشت درختان در کنار باغ پسته چی بوده ؟
    در مورد پیچیدگی نوک شاخه های درخت باید بگم که ممکنه درختان بیماری آتشک گرفته باشند این بیماری ویروسی است و باعث لوله شدن برگهای انتهایی می شود وقتی هم که برگها لوله شوند شته ها از فرصت استفاده کرده و آنها هم به گیاه حمله ور می شوند درمان آتشک بسیار سخت است راه حل اینه که شما درختان را بر اساس نوع سم و دستور العمل سم (با دوره های تکراری که معمولا مخصوص هر سم است( سم پاشی نمایید اگر از بین نرفت به مبتلا بودن گیاهان به بیماری آتشک (به اتشک گلابی هم معروف است) شک کنید
    در ضمن سن درختان آلو از یک حدی که بیشتر بشه ترشح صمغ در آنها زیاد میشه و محصول درخت هم کم میشه
    موفق باشید
    ...


    آلبوم
    پرنده هاي من

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
قدرت گرفته از ویبولتین ،اکنون ساعت 10:24 AM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.
کليه حقوق اين سايت متعلق به  شرکت فرهنگ سازان  است.هر گونه استفاده از مطالب اين سايت پيگرد قانوني دارد
سئو و بهينه سازي : سئو
Powered by vBulletin® Version 4.2.2 Copyright © 2014 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved