تاریخ امروز :
تالار های نیک صالحی - Powered by vBulletin
تبلیغات
تولبار جدید و آپدیت شده مخصوص نیک صالحی آماده دانلود است ، برای دانلود کلیک کنید.
نمایش نتایج: از 1 به 18 از 18

سفالگری

  1. #1
    sharoen آواتار ها
    sharoen آفلاين است كاربر كارامد

    تاریخ عضویت
    Sep 2007
    نوشته ها
    1,841
    تشکر
    1,877
    تشکر شده 2,082 بار در 1,166 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض سفالگری




    سفالگري يکي از مهمترين و قديمي تري هنرهاي دستي بشري است که از دير باز در ايران رونق داشته است .
    چرخ کوزه گر ايراني صفحه گردي است که با پا حرکت مي کند و مانند چرخ کوزه گر انگليسي نيست که به وسيله ميله بارمو حرکت کند، کوزه گر در جهت مخالف حرکت عقربه ساعت با پاي خود چرخ را مي گرداند و با دست به مواد خام کوزه گري که گل رس يا خاک رس است شکلهاي خاص که متبلور ذوق و سليقه نقشي از هنر هاي ايراني را در خود دارد، مي دهد و آثار هنري ارزشمندي ايجاد مي گردد سپس براي ماندگار کردن اين آثار آنها را در کوره هاي پخت مخصوص حرارت داده و در صورت دلخواه با لعاب ويژه اي مي پوشانند .

  2. کاربران : 2 تشکر کرده اند از شما sharoen برای ارسال این پست سودمند:


  3. #2
    استاد آواتار ها
    استاد آفلاين است كاربر عالي
    تاریخ عضویت
    Jun 2008
    سن کاربر
    29
    محل سکونت
    nokia6500
    نوشته ها
    650
    تشکر
    160
    تشکر شده 630 بار در 344 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض

    سفالگری

    سفالگری ساختن ظروف با گل است و به ظرف ساخته شده از این طریق سفال می‌گویند. از مشهورترین سفالینه‌ها می‌توان به کوزه و پیاله سفالین اشاره کرد. قبل از رواج شیشه سفالینه‌ها رایج ترین مظروفات بشر بودند. مرغوب ترین خاک در صنعت سفالگری خاک رس می‌باشد که بدلیل وجود مقادیر بالای آهن در آن ، به رنگ سرخ است. سفالگری از نخستین صنایع بشر می‌باشد. در ایران قدمت سفالینه‌ها به بیش از ۱۰۰۰۰ سال می‌رسد.
    .
    سقراط:
    اگر خاموش باشی و دیگران به سخنت بیاورند بهتر از آنست که در حال سخن گفتن باشی و خاموشت کنند.

  4. کاربران : 3 تشکر کرده اند از شما استاد برای ارسال این پست سودمند:


  5. #3
    استاد آواتار ها
    استاد آفلاين است كاربر عالي
    تاریخ عضویت
    Jun 2008
    سن کاربر
    29
    محل سکونت
    nokia6500
    نوشته ها
    650
    تشکر
    160
    تشکر شده 630 بار در 344 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض

    سفالگـري پـيش از اسلام
    در شش هزار سال پيش ازميلاد اولين نشانه پيدايش کوره پخت، درصنعت سفال ديده می شود و در سه هزار و پانصد سال پيش از ميلاد چرخ سفالگری ساده ای که با دست حرکت می کرد ساخته شد. پيدايش چرخ سفالگری تحوّل بزرگی را در ين صنعت بوجود آورد.
    از آغاز نيمه سده گـذشته باستان شناسان تعـداد زيادي ظروف سفالي و اشياء ديگـر در منطقه اي از مشرق ايران تا عراق و از قـفـقاز با دره سند را از زير خاک بـيـرون آوردند. سفالهـاي پـيش از تاريخ که در اين مـنطقه وسيع يافت شده در شيوه و سبک ساختـن تـقـريـبا با مخـتصر تـغـيـير يکـنواخت و در سطح فـني بطرز اعـجاب انگـيزي پـيـشرفـته است. نخستين نمونه هاي آن از شوش در ايلام که اولين سکونت گـاه ايرانيان در پاي فلات ايران بود بـدست آمد. سـفالهـاي شوش نه تـنهـا مربوط به خود شوش است بلکه سفالينه هـايي که از تـپه موسيان در 160 کيلومتري شوش و از سومر و تـل حلف در عراق و از شمال غربي هـندوستان و بلوچستان، يا از فلات ايران در تـپه گـيان و تـپه حصار و تورنگ تـپه و سيلک، يا در قسمت شرق تا آنائـو که امروز در تـرکستان روسيه است جزو طبقه سفالهاي شوش ناميده مي شود. سفالهـايي که بـنام شوش اول معـروف است مـتعـلق به زماني است که از 3500 تا در حدود 2500 پـيش از ميلاد مسيح مي باشد. در اينجا بايد متـذکـر شد که مردماني با تـمدن نوسنگـي نيز در ايالت کانسوي چـين پـيدا شدند و ظروف سفالي آنهـا ويـژگـيهـايي هـمانـند ظروف سفالي شوش از لحاظ روش و فن توليد دارد.



    سفال نقاشي شده سيالک
    کهـنـترين ظرفي که در ايران يافت شده است، ظرف سياه دود آلوديست که هـمانـند قـديمي تـرين ظروف سفالي است کهن در جاهـاي ديگـر پـيـدا شده است. نخـستيـن ظرفـهـاي سفالي که با روش کربن 14 تاريخ آن بـدست آمده و متعـلق به هـزارهً چـهـارم پـيش از ميـلاد مسيح است در بـين النهـرين يافت شده است. کهـنـتـرين سفالي که در ايران يافت شده مـتعـلق به هـمان دوره است. اين ظرف دست ساز نسبتـاً ابتدايي به دنـبال خود ظرفي سرخ با لکـه هاي سـيـاه نـاشي از پـخـت ناقـص داشـت. پـيـشرفت فـني در حرفه کوزه گري سبب بوجود آمدن سبک جـديـدي شد، اين سبک با تـغـيـيرات و وقـفـه هايي که داشت بـيش از 2000 سال در بعـضي از مناطق فلات ايران دوام کرد.
    معـروفـتـرين پـيـشرفـتهاي فـني در رشته سفالينه سازي از اين قـرار است:
    1 - بـدنه اي از خاک رس ظريف که بدون تـرديد آبـديـده شده است. اين ظرف در کوره پـخـته مي شد و رنگ آن ليموئي، کرم، زرد، صورتي يا گـاهـي اوقات سرخ تـيـره بود. تـيـغـه هاي کـرم يا ليمويي رنگ که پـيـدا شده است نشان مي دهـد که پـخـت آن در اتـمسفـر احـيا کـنـنده اي انجام شده است.
    2 - تمام ظروف داراي ضخامت يکـنواخت است، آنهـايي که بـلنـديـشان بـيش از 10 سانـتـيمتر بود 0.3 سانـتيمتر ضخامت داشتـند و بزرگـترين آنها که پـيـدا شده است 30 سانتي متر ارتـفاع و 0.95 سانتي متر ضخامت داشت.
    3 - گـردي کامل و بعـضي عـلاماتي که در موقع چرخ دادن آن بـدست آمده نشان مي دهـد که لااقـل در آنروز چرخ کوزه گـري با سرعـت کم که پـيـش درآمد چرخـهـاي فعـلي کوزه گـري است به کار برده مي شده است.
    4 - تمام ظروف پـيدا شده در دوغ آب خاک رس بـسـيار نـرمي فـرو برده شده بود که سطح آنهـا را اينـقـدر صاف کرده است.
    5 - يک ماده رنگي که از گـرد اسيد آهـن آبـدار و اکسيد منگـنـز ساخته شده بود درآميخـتهً فوق به کـار بـرده مي شد. در پـخـت دوم اين رنگـهـا سياه و قهـوه اي سير مي شد.
    6 - پـيش از پـايان هـزاره چـهـارم قـبـل از ميـلاد چرخ کـندر و کوزه گـري بصورت چرخ تـند امروزي درآمد. لااقـل اين موضوع در مورد سفالهـايي که سيلک در مرکـز ايران تـپـه حصار در شمال شرقي ايران پـيدا شده است، صدق مي کـند.
    7 - تـقـريـباً در هـمان زمان نوعـي از کوره در ايران بوجود آمد که آتـشخـانه آن در زير محـل سفالهـا بود و يک در آجري آنهـا را از هـم جـدا مي کرد، کوره ها بايد از اين نوع باشـند. تا نظارت و بـررسي اتـمسفـر لازم براي توليد رنگـهـاي کرم و نخودي عـملي باشد. اين نوع کوره هـا هـنوز در سراسر کـشور از طرف کوزه گـران و آجرپـزان به کار برده مي شود و هـنوز هـم رنگ نخودي را براي آجر تـرجـيح مي دهـند.
    8 - سفالهـاي قالبي در تـپه حصار و تـل باکـون در جـنوب ايران پـيـدا شده است. در قـسمتهـاي مخـتـلف کشور قالبهـاي گـلي پخـته شده براي توليد زياد مجسمه هاي متعـلق به سالهـاي 2500 تا 1750 قـبل از مسيح بدست آمده است.
    9 - سفالينه هاي خاکستري رنگ با لعـاب سياه درخشان ابـتـدا در حدود 2000 پـيش از مسيح در تـپـه حصار و در سيلک بوجود آمد. اين سفالهـا که در کورهً احيا کـنـنده پـخـته شده اند، اولين نوع سفالسازي لعـابي است که از آن اطلاع داريم. اينجا بجاست يادآور شويم که لعـابکـاري سفال در قرون وسطي در کاشان مـتـداول گـرديد، و کاشان تـنـها چـند کيلومتر دورتر از سيلک است.
    تـمام اين پـيـشرفـتهـاي فـني در مـدت کـوتاهـي سفالسازي را يکي از حـرفـه هاي سامان يافـته کـرد. و از آن تاريخ تا کـنون به هـمين نحـو باقـي مانده است. اما مهـارت و استادي کوزه گـران باستان تـنـهـا از نظر فـني نبوده است، زيـبايي اين فراورده هـا فوق العـاده است. به کار بردن رنگـيزه هاي اکسيدي با قـلم مـو با حرکات متـوالي کاملا مشهـود است. تـزئينات نقـش حـيوانات و نباتات را تـقـريـبا با طرح هـندسي دقيق نشان مي دهـد.
    .
    سقراط:
    اگر خاموش باشی و دیگران به سخنت بیاورند بهتر از آنست که در حال سخن گفتن باشی و خاموشت کنند.

  6. کاربران : 3 تشکر کرده اند از شما استاد برای ارسال این پست سودمند:


  7. #4
    sharoen آواتار ها
    sharoen آفلاين است كاربر كارامد

    تاریخ عضویت
    Sep 2007
    نوشته ها
    1,841
    تشکر
    1,877
    تشکر شده 2,082 بار در 1,166 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض

    سفال گری پس از سبدبافی جزو كهن ترین صنایع دستی در جهان و یزد محسوب می شود. به گزارش ایسنا، شیوه كوزه گری و سفالینه سازی در ابتدا شامل نقاشی و صیقل زدن بود و نخستین آثار كوزه گری و سفال گری اساسا به رنگ قرمز بوده است.
    در مناطقی از كشور مانند لاجین استان همدان، روستاهای خراسان و شهرستان میبد استان یزد، سفال گری رواج دارد.

    سرامیك سازان برای تهیه گل از سیلیس، شیشه، كائولین و فلدسپات استفاده می كنند و پس از تهیه گل، كار شكل دادن با چرخ سفال گری آغاز می شود و وقتی شكل مورد نظر بهتر شد، آن را مقابل آفتاب می گذارند تا خشك شود.

    در تهیه لعاب، موادی مانند سنگ سیلیس، شیشه، گره یاب و كتیرا مورد استفاده قرار می گیرند.

    ابتدا رنگ سیلیس و شیشه را به كمك دستگاه بالمیل به اضافه مقداری آب، برای جلوگیری از پخش شدن گرد شیشه و سنگ سیلیس در محیء تهیه و سپس محصول به دست آمده را با گیره یاب، كتیرا و مقداری آب مخلوط می كنند و لعاب مورد نظر به دست می آید.

    دستگاه سرامیك سازی از دو ركاب كه به وسیله اهرم عمومی به صفحه فلزی مدورتر متصل است و با پا یا به وسیله دینام برقی به حركت درمی آید، تشكیل شده است. استادكار مقداری گل خمیرشده را روی صفحه قرار می دهد و به آن، شكل مورد نظر را می بخشد.

    بیسكوبیت های تهیه شده را كه حاصل یك بار پخت گل در داخل كوره اند، برای رنگ آمیزی به قسمت مورد نظر منتقل می كنند و پس از لعاب كاری، رنگ آمیزی و نقاشی برای پخت دوباره به كوره برمی گردانند.

    برخی مواقع پس از ساخت، اثر مستقیما لعاب كاری، رنگ و یك بار پخت می شود. سفال گری را نخستین بار حدود ۱۰ هزار سال پیش، زنان اختراع كردند، از صنایع دستی كه با افزودن مواد گوناگون به یكدیگر پدید می آید و جنبه سازنده دارد.

    قدیمی ترین سفالینه ها كه تاكنون شناخته شده و در آفریقای شرقی به دست آمده از پایه سبدی ساخته شده اند كه روی آن را از گل پوشانده و پخته اند و شاید برحسب تصادف، بیش از اندازه نزدیك كوره گذاشته اند

    همچنین شش هزار سال پیش از میلاد، سفال گری در فلات ایران، آناتومی خاوری و شمال عراق رواج فراوانی داشت.





    روزنامه ابرار

  8. #5
    sharoen آواتار ها
    sharoen آفلاين است كاربر كارامد

    تاریخ عضویت
    Sep 2007
    نوشته ها
    1,841
    تشکر
    1,877
    تشکر شده 2,082 بار در 1,166 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض

    سفال


    سفالگـری پـیش از اسلام

    در شش هزار سال پیش ازمیلاد اولین نشانه پیدایش کوره پخت، درصنعت سفال دیده می شود و در سه هزار و پانصد سال پیش از میلاد چرخ سفالگری ساده ای که با دست حرکت می کرد ساخته شد. پیدایش چرخ سفالگری تحوّل بزرگی را در ین صنعت بوجود آورد.
    از آغاز نیمه سده گـذشته باستان شناسان تعـداد زیادی ظروف سفالی و اشیاء دیگـر در منطقه ای از مشرق ایران تا عراق و از قـفـقاز با دره سند را از زیر خاک بـیـرون آوردند. سفالهـای پـیش از تاریخ که در این مـنطقه وسیع یافت شده در شیوه و سبک ساختـن تـقـریـبا با مخـتصر تـغـیـیر یکـنواخت و در سطح فـنی بطرز اعـجاب انگـیزی پـیـشرفـته است. نخستین نمونه های آن از شوش در ایلام که اولین سکونت گـاه ایرانیان در پای فلات ایران بود بـدست آمد. سـفالهـای شوش نه تـنهـا مربوط به خود شوش است بلکه سفالینه هـایی که از تـپه موسیان در ۱۶۰ کیلومتری شوش و از سومر و تـل حلف در عراق و از شمال غربی هـندوستان و بلوچستان، یا از فلات ایران در تـپه گـیان و تـپه حصار و تورنگ تـپه و سیلک، یا در قسمت شرق تا آنائـو که امروز در تـرکستان روسیه است جزو طبقه سفالهای شوش نامیده می شود. سفالهـایی که بـنام شوش اول معـروف است مـتعـلق به زمانی است که از ۳۵۰۰ تا در حدود ۲۵۰۰ پـیش از میلاد مسیح می باشد. در اینجا باید متـذکـر شد که مردمانی با تـمدن نوسنگـی نیز در ایالت کانسوی چـین پـیدا شدند و ظروف سفالی آنهـا ویـژگـیهـایی هـمانـند ظروف سفالی شوش از لحاظ روش و فن تولید دارد.
    ▪ سفال نقاشی شده سیالک
    کهـنـترین ظرفی که در ایران یافت شده است، ظرف سیاه دود آلودیست که هـمانـند قـدیمی تـرین ظروف سفالی است کهن در جاهـای دیگـر پـیـدا شده است. نخـستیـن ظرفـهـای سفالی که با روش کربن ۱۴ تاریخ آن بـدست آمده و متعـلق به هـزارهً چـهـارم پـیش از میـلاد مسیح است در بـین النهـرین یافت شده است. کهـنـتـرین سفالی که در ایران یافت شده مـتعـلق به هـمان دوره است. این ظرف دست ساز نسبتـاً ابتدایی به دنـبال خود ظرفی سرخ با لکـه های سـیـاه نـاشی از پـخـت ناقـص داشـت. پـیـشرفت فـنی در حرفه کوزه گری سبب بوجود آمدن سبک جـدیـدی شد، این سبک با تـغـیـیرات و وقـفـه هایی که داشت بـیش از ۲۰۰۰ سال در بعـضی از مناطق فلات ایران دوام کرد.
    ▪ معـروفـتـرین پـیـشرفـتهای فـنی در رشته سفالینه سازی از این قـرار است
    ۱) بـدنه ای از خاک رس ظریف که بدون تـردید آبـدیـده شده است. این ظرف در کوره پـخـته می شد و رنگ آن لیموئی، کرم، زرد، صورتی یا گـاهـی اوقات سرخ تـیـره بود. تـیـغـه های کـرم یا لیمویی رنگ که پـیـدا شده است نشان می دهـد که پـخـت آن در اتـمسفـر احـیا کـنـنده ای انجام شده است.
    ۲) تمام ظروف دارای ضخامت یکـنواخت است، آنهـایی که بـلنـدیـشان بـیش از ۱۰ سانـتـیمتر بود ۰.۳ سانـتیمتر ضخامت داشتـند و بزرگـترین آنها که پـیـدا شده است ۳۰ سانتی متر ارتـفاع و ۰.۹۵ سانتی متر ضخامت داشت.
    ۳) گـردی کامل و بعـضی عـلاماتی که در موقع چرخ دادن آن بـدست آمده نشان می دهـد که لااقـل در آنروز چرخ کوزه گـری با سرعـت کم که پـیـش درآمد چرخـهـای فعـلی کوزه گـری است به کار برده می شده است.
    ۴) تمام ظروف پـیدا شده در دوغ آب خاک رس بـسـیار نـرمی فـرو برده شده بود که سطح آنهـا را اینـقـدر صاف کرده است.
    ۵) یک ماده رنگی که از گـرد اسید آهـن آبـدار و اکسید منگـنـز ساخته شده بود درآمیخـتهً فوق به کـار بـرده می شد. در پـخـت دوم این رنگـهـا سیاه و قهـوه ای سیر می شد.
    ۶) پـیش از پـایان هـزاره چـهـارم قـبـل از میـلاد چرخ کـندر و کوزه گـری بصورت چرخ تـند امروزی درآمد. لااقـل این موضوع در مورد سفالهـایی که سیلک در مرکـز ایران تـپـه حصار در شمال شرقی ایران پـیدا شده است، صدق می کـند.
    ۷) تـقـریـباً در هـمان زمان نوعـی از کوره در ایران بوجود آمد که آتـشخـانه آن در زیر محـل سفالهـا بود و یک در آجری آنهـا را از هـم جـدا می کرد، کوره ها باید از این نوع باشـند. تا نظارت و بـررسی اتـمسفـر لازم برای تولید رنگـهـای کرم و نخودی عـملی باشد. این نوع کوره هـا هـنوز در سراسر کـشور از طرف کوزه گـران و آجرپـزان به کار برده می شود و هـنوز هـم رنگ نخودی را برای آجر تـرجـیح می دهـند.
    ۸) سفالهـای قالبی در تـپه حصار و تـل باکـون در جـنوب ایران پـیـدا شده است. در قـسمتهـای مخـتـلف کشور قالبهـای گـلی پخـته شده برای تولید زیاد مجسمه های متعـلق به سالهـای ۲۵۰۰ تا ۱۷۵۰ قـبل از مسیح بدست آمده است.
    ۹) سفالینه های خاکستری رنگ با لعـاب سیاه درخشان ابـتـدا در حدود ۲۰۰۰ پـیش از مسیح در تـپـه حصار و در سیلک بوجود آمد. این سفالهـا که در کورهً احیا کـنـنده پـخـته شده اند، اولین نوع سفالسازی لعـابی است که از آن اطلاع داریم. اینجا بجاست یادآور شویم که لعـابکـاری سفال در قرون وسطی در کاشان مـتـداول گـردید، و کاشان تـنـها چـند کیلومتر دورتر از سیلک است.
    تـمام این پـیـشرفـتهـای فـنی در مـدت کـوتاهـی سفالسازی را یکی از حـرفـه های سامان یافـته کـرد. و از آن تاریخ تا کـنون به هـمین نحـو باقـی مانده است. اما مهـارت و استادی کوزه گـران باستان تـنـهـا از نظر فـنی نبوده است، زیـبایی این فراورده هـا فوق العـاده است. به کار بردن رنگـیزه های اکسیدی با قـلم مـو با حرکات متـوالی کاملا مشهـود است. تـزئینات نقـش حـیوانات و نباتات را تـقـریـبا با طرح هـندسی دقیق نشان می دهـد.
    ب) سفالگـری بعـد از اسلام
    تازیان در زمان کوتاهـی سراسر خاک ایران را گـشودند، اشغـال ایران از طرف تازیان ابـتـدا اثـری در کار سفالسازی نـداشت، اما وقـتی که در سال ۷۵۰ میلادی خانواده ایرانی ابوالعـباس بر تخـت خلافت بغـداد تـکـیه زد، فعـالیت فرهـنگی ایرانیـان بار دگـر آغاز گـردید. اسلام بکار بردن ظرفـهـای گـران قـیمت فـلزی به ویـژه زر و سیم را غـدغـن کرده است. از اینرو بار دگـر طبقه حاکمه خریدار ظرفـهـای سفالی شدند و آماده شدند که سفالهـایی که بـسیار خوب آراسته شده و از لحـاظ هـنری در سطح والایی قـرار داشت بخـرند. رفـته رفـته پـیـشیـنه سفالگـری در بـسیاری از مراکز سفالسازی ایران بـنـیاد گـرفت و صاحبان این کارگـاهـها استادان فـن را بکـار گـرفـتـند. نوشته ای که در سنگ محـراب امامزاده یحیی ورامین در نزدیکی تهـران هـست، افـتخـار ساختـن محـراب را به سه کس یعـنی سفالساز، طراح نقـشه و خوش نویس می دهـد.
    ▪ از لحاظ تاریخـی دروه اسلامی به سه بخش تـقـسیم می گردد:
    ۱) دوره اولیه اسلامی تا آغاز سده یازده میلادی
    ۲) دوره میانه اسلامی شامل پادشاهـی سلجوقـیان و مغـولهـا
    ۳) دوره متاخر اسلامی از زمان صفویه تا به امروز

    ۱) دوره اولیه اسلام
    در دوره اولیه اسلام، سفالساز افـتاده و مـتواضع ایرانی در هـمان زمینه پارتـهـا و ساسانـیان کار می کـرد. ظرفـهـای وی بی لعـاب بود و در قـالب فشاری هـا آن را آراسته کرده، تـزیـین می داد و یا ظرفـهایی از لعـاب آبی یا فـیـروزه ای می ساخت. اینگونه قالبهـای فشاری از خاک رس بی لعـاب ساخـته می شد و پـیش از پـخـتـن آن را برای آرایش ظرف کنده کاری می کردند.
    در دوره اولیه سفالگـری ظرفـهـای چـیـنی که از چـین آورده شد سبب تـشویق و تحـریک ایرانیان در توسعـهً صنعـت سفالسازی شد. ثـعالبی و بـیـرونی دو نفـر از مورخین مشهـور دربارهً انواع سفالهـایی که از چـین آورده شد شرحی نگـاشته و مرغوبـیت آن را ستوده اند.
    محـمد بن الحسین می نویسد که فرماندار خراسان در سال ۱۰۵۹ میلادی بـیست تـکه ظروف چـینی از کشور چـین دریافت کرد و آن را به بارگـاه خـلیفهً بغـداد فـرستاد؛ و سفالسازان داخلی را تـشویق به ساخـتن سفالهـایی شبـیه به آن کـرد. در حقـیـقـت در اثـر تـشویق فرمانداران و حـکام محـلی، نوآوری هـا و اخـتراعـات زیادی در فـن بـدل چـینیسازی و تـقـلـید چـیـنیهای دوره تانگ در ایران بوجود آمد. سفالسازان ایرانی در تـقـلـید از چیـنـیهای سبک تانگ در ایران بوجود آمد. سفالسازان ایرانی در تـقـلـید از چـیـنـیهای سبک تانگ آنقـدر استاد بودند؛ که در نظر اول هـمه مصنوع آنهـا را بجای چـینی اصل می گـرفـتـند.
    کوششی که سفالسازان ایرانی در تـقـلید چـیـنـیهای کشور چـین در دوره های اولیهً اسلام کرده اند سبب کشف مجـدد لعـاب مینایی قـلع گـردید. در سدهً هـشتم پـیش از میلاد مسیح آشوریهـا اکسید روی را در لعـابهـای سربی خود برای بدست آوردن رنگ سفـید کـدر به کار برده اند. چون آخرین کار برای این فن در خاور نزدیک را می توان از آجرهای لعـابی که در شوش و تخت جمشید در سدهً پـنجم ساخته شده است ثابت کرد؛ بنابراین وقتی می گوئیم بعـد از ۱۵۰۰ سال دوباره آن را بازیافـتـند بی دلیل نیست. این لعـاب جـدید که سطح کاملا سفـید درست می کرد، کاربرد گـل و رس سفـید را از بـین برد و از ایران به سرعـت به تمام کشورهای اسلامی تا اسپانیا گسترش یافت. در آنجا پایه و اساس سفالسازی اسپانیایی - آفریقایی گردید که در جزیرهً اسپانیایی مایورکا ساخـته می شد؛ از آنجا به نام ماجولیکا به ایتالیا آمد و طولی نکشید که ایتالیا نیز آن را تولید کرد. از ایتالیا به آلمان و هـلـند و انگـلستان رفت. در هـلـند و انگـلستان به نام چـینی آلات دلـفـت معـروف گردید.
    یکی دیگر از اختراعات ایرانیان در صنعـت سفالسازی رنگهـای مینایی بود که قبلا در سال ۸۸۳ میلادی آغاز گـردیده بود. اشیائی که رنگ مینایی بر آنهـا زده شده است - سفالسازان چـینی هـیچگـاه این رنگ را به کار نبرده اند - در کارگاه هـهای کوزه گـری فوسطاط نزدیک قاهـره و در عـراق پـیدا شده است. ولی بـیـشـتر دانشمندان امروزه بر این باورند که رنگ مینایی یک اختراع ایرانی است. رنگ مینایی در اسپانیای افـریقا در کارگاه هـای کوزه گـری معـروف پاتـرنا و والنسیا به کار برده می شد، و در سال ر۱۵۰۰ میلادی به ایتالیا رسید.
    ▪ سه نوع رنگ مینایی وجود دارد
    ۱) رنگ مینایی طلایی ساده روی زمینه سفـید.
    ۲) رنگ مینایی جگـری در زمینه سفـید یا مخـلوط با سایر رنگـهـا.
    ۳) رنگ مینایی چـند رنگ با درخشندگی فلز مس یا نـقره، یا اگـر روکش آن بسیار نازک باشد، رنگ مینایی زرد، قهـوه ای یا زیـتونی بر زمینه سفید.رنگ مینایی در زمان سلاطین سلجوق و مغـول در کاشان به اوج تـکامل خود رسید.
    ۲) دوره میانی اسلام
    در زمان سلجوقـیان ( ۱۰۳۷ - ۱۱۴۷ میلادی ) جهـش چشمگـیری در تـمام هـنرهـا، صنایع و عـلوم پـدید آمد. با اینکه سلجوقیان در اصل ترک بودند ولی خود را با روش زندگی ایرانیان تطبـیق دادند. در مورد سفالسازی این دوره باید گـفت "عصر طلایی چـینی سازیست"؛ در این دوره تمام روشهـای فـنی شناخته شده به کار برده می شد: حـکاکی، برجسته کاری، شبکه سازی، قـلمزنی رنگ زیر یا روی لعـاب، مطلا کاری و میناکاری. چـنین بنظر می آید که در آن دوره نقاشان و طراحان استاد سفالساز را یاوری میکردند و این امری عادی بوده است.
    کوشش مستمر سفالسازان ایرانی برای اینکه بـتوانـند با چـینیهـا و لعـابهای ساخت کشور باستانی چین برابری کـنـند موجب بوجود آمدن دو اخـتراع در ایران گـردید، اولین اختراع ترکیب خمیر نرم با آمیخته زیادی از دُر کوهـی و دیگر کشف مجدد لعـاب قلیانی که برای آخرین بار در مصر باستان بکار می رفت. دانه های دُر کوهـی و خمیر شیشه ای لعـاب قـلیایی را به خاک رس اضافه میکردند، پس از پخـتن رویهً نیمه شفاف و سخت و به هـم چسبـیده ای بدست می آمد، و این هـمانند ماده و خمیری بود که در سدهً هـجدهـم در اروپا به عـنوان خمیر نرم چـینی شناخته شده بود. برای بدست آوردن لعـاب شفاف با اکسید قلع کار می کردند. تـنهً ظرف را اغلب کنده کاری کرده و با لعـاب یکـدست می پوشانـدند، این فـن را لقابی می گـفـتـند.
    متداول شدن لعـابهـای قلیایی سبب شد که فـن رنگ آمیزی جدید بوجود آمد. آمیخـته مس در لعـاب سرب معـمولا رنگ فـیروزه ای تـیره یا سبز زنده بوجود می آوردند؛ ولی هـمین مس در لعـاب قـلیایی رنگ نیلی سیر درست می کرد. لاجورد کاشی (کوبالت) در لعـاب قـلیایی رنگ آبی مشکی (لاجوردی) می ساخت. در نزدیکی قـم و کاشان معـادن لاجورد کاشی (کوبالت) هست و احتمال دارد که استـفاده از کوبالت از هـمانجا آغاز گـردیده باشد. از جمله لعـابهـای دیگری که عـموماً در لعـاب های قلیایی به کار میرفت عـبارتـنداز: فیروزه ای روشن، سبز روشن، یشمی، سرخ ارغوانی و زرد ملایم که اغـلب آرایه زر هـم به آن افزوده می شد. ترکیب طلا در لعـاب یا به صورت زر گـداخـته و یا به حالت سریشی بود.
    با استـفاده از این زرورق، کوزه گـر ایرانی دو شیوه تازه لعـابسازی پـیدا کرد که به نام مینایی و هـفت رنگ شناخـته می شد. برای ساخـتن لعـاب مینایی کوزه گر، خمیر شیشهً قلیایی و رنگیزه ها را در کوره می گـداخت و به صورت لعـاب مورد نیازدر می آورد. پس از خنک شدن آن را گـرد می کردند و هـنگـامی که این لعـاب روی ظرف داده شده و به کـوره برده می شد رنگـش تـغـیـیـر نمی کرد و نقاش و تـزیـینـکار قـبل از وقت می دانست که لعـاب پس از پخـته شدن، چه رنگی خواهـد داشت و هـمین امر سبب شد که دامنهً تعـداد رنگـهـا را گـسترش دهـد.

    هنگامی كه شاه اسمعیل در سال ۱۵۰۱ پس از ۸۵۰ سال فرمانروایی بیگانگان بر تخت نشست و نخستین شاه دودمان صفویه گردید بزرگی و عظمت ایران آغاز گردید و تا دویست سال ادامه داشت .



    هنگامی كه شاه اسمعیل در سال ۱۵۰۱ پس از ۸۵۰ سال فرمانروایی بیگانگان بر تخت نشست و نخستین شاه دودمان صفویه گردید بزرگی و عظمت ایران آغاز گردید و تا دویست سال ادامه داشت . در زمان شاه عباس بزرگ این عظمت به اوج خود رسید (۱۵۸۷ – ۱۶۲۰ . م) آوازهٔ شكوه و جلال دربار شاهنشاهی او به دربارهای اروپا رسید ، و سفیرانی از بسیاری از كشورهای اروپا به پایتخت وی یعنی اصفهان آمدند.
    شاه عباس خود صنعتكار و بازرگانی باهوش بود . استادان فن را از امپراتوری پهناور خود جمع كرد و در اصفهان یا پیرامون آن جای داد و كارگاههای صنعتی شاهی بیشماری بنیاد نهاد . به پیشه وران جزء و صنایع خصوصی نیز كمك می كرد . هنگامی كه از بازرگانان و نمایندگان كمپانی هند شرقی هلند كه دژی در جزیره هرمز در خلیج فارس داشتند شنید كه آنها مشغول تجارت ظروف چینی كشور چین هستند از بازرگانان چینی دعوت كرد كه چینی های زیبای خود را از راه خشكی برای صادرات به اروپا به كشور وی بفرستند و بدین ترتیب كمپانی هلندی را از میدان خارج كرد . خود شاه گردآورندهٔ تعداد زیادی ظروف زیبای چینی بود ، مجموعهٔ چینیهای وی هنوز در آرامگاه خانوادهٔ شیخ صفی در اردبیل وجود دارد .
    این امر نفوذ صنعت چین را دوباره برگرداند و سفالسازان ایرانی باردگر در كار چینی سازی كوشیدند و شیوهٔ كار كاشان را كامل كردند و كائولین سفید نرمی را كه در نایین و علی آباد پیدا شده بود به كار بردند و با لعاب خمیر شیشه قلیایی كه قبلاً گفتیم در هم آمیختند . چون سفالهای ایرانی بدل چینی بود شاه عباس ۳۰۰ كوزه گر چینی را به ایران دعوت كرد تا سفالسازان ایرانی در صنعت چینی سازی آموزش دهند . رهبر این عده مردی بود كه در افسانه های ایرانی را به نام من او هر (man-oo-har) شناخته شده است . جهانگردان اروپایی كه در آن زمان به ایران مسافرت كرده اند مرغوبیت و جنس اعلای فرآورده های داخلی را تحسین كرده اند .
    با تجدید نفوذ چین ظرفهایی متداول گردید كه رنگ زیر لعاب آن آبی بود زیرا ایران معادن زیادی از لاجورد داشت . قطعاتی از چینی پیدا شده كه مربوط به سالهای ۱۵۲۳ ، ۱۵۶۳ ، ۱۵۹۲ است . یكی از استادان آن زمان حاجی محمد (نقاش) بود كه در آغاز سدهٔ شانزدهم در تبریز كار می كرد . از چینیهای معروف سلادون (رنگ سبز بیدی) در آن موقع تقلید شد ، و برای ساختن آن لعاب بسیار صاف سبز ، خاكستری به كار می رفت ولی طرح آن ایرانی اصل بود.
    در سدهٔ هفدهم این نوع ظرف بسیار معروف گردید . ظاهراً تحت سرپرستی استادان چینی فن جدید ظرفهای حكاكی شدهٔ یكرنگ كه با لعاب سبز مات خربزه ای پوشیده می شد در كاشان توسعه یافت . با وجود كوشش فراوانی كه در ساختن بدل چینی می كردند از سایر شیوه ها از قبیل مینای چند رنگ و ظرفهای سیاه نیز غفلت نكردند . در اینجا از ظرفهای بدل چینی حكاكی شدهٔ لعالی كه در نایین تولید می شد باید نام ببریم . این ظروف را در بندر گامبرون (بندرعباس) به بازرگانان اروپایی می فروختند ، و در سدهٔ هفدهم به نام ظرف گامبرون در هند و اروپا به ویژه انگلستان متداول گردید .
    در زمان صفویه شیوهٔ كاشیهای بریده یا كاشی معرق به آخرین درجهٔ تكامل خود رسید و كاشی پیچیده و گران قیمت مینا را كاملاً از میدان بدر برد . در سده های بعد كاشیهای هفت رنگ به جای كاشیهای بریده شده به كار می رفت زیرا ساخت كاشیهای هفت رنگ ارزانتر بود . در سدهٔ هجدهم در شیوهٔ ساخت كاشیهای هفت رنگ پیشرفت شایانی شد .
    در سدهٔ هجدهم و نوزدهم كه شاهان و فرمانروایان ایران ضعیف بودند سقوط كلی در بیشتر صنایع و حرفه ها پدید آمد ولی سفالسازان به ساخت ظرفهای زیبای خود ادامه دادند به طوری كه در دورهٔ شروع نوسازی ایران ، زمان رضاشاه (۱۹۲۵ – ۱۹۴۱ میلادی) توانستند بیشتر كاشیهایی كه از سردرها و گنبدهای مسجدها و امامزاده های قدیمی ریخته بود با كاشیهایی به مرغوبیت كاشیهای قرون وسطی تعمیر كنند .
    در سال ۱۹۶۳ نمونهٔ مواد خامی را كه سفالسازان كنونی نطنز برای ساختن ظرفهای بدل چینـی و مقره های الكتریكی به كار می برند از كوه كركس به دست آمد . تجزیهٔ این نمونه ها نشان داد كه : در ساختن بدل چینی دو مادهٔ خام به كار می رود : یكی سنگ چینی كه عبارت از در كوهی كائولین دار است كه تركیب شیمیائی آن خیلی نزدیك به كائولینیت معروف كرن وال ( Cornwall ) است كه خمیر مایهٔ صنایع چینیسازی انگلیس است .
    این سنگ با سنگ چمخاخ كه سنگی است با دانه های یكدست كوارتزیت و دانه های آن چون تاروپودی بهم تنیده شده است مخلوط می گردد . ظاهراً طرز ساختمان این سنگ طوری است كه ضمن پخت به خوبی به تری دیمیت (Tridymite) تبدیل می شود .
    باید دانست كه مرغوبیت و كیفیت فرآوردهٔ سفالی بستگی به درجهٔ تبدیل این سنگ به تری دیمیت دارد . خبرگان و كارشناسان چینی اروپایی اغلب این عقیده را اظهار داشته اند كه كوزه گر ایرانی با اینكه در سایر شیوه های سفالسازی استاد بود در این رشته فقط توانسته است حداكثر خمیر چینی نرمی كه در حرارت كم پخته می شد بیابد . این انتقاد را نمی توان قبول كرد زیرا مواد خام مناسب برای ساختن چینی در ایران نبود و گرنه ایرانیان در كار ساختن چینیهای اصیل هم موفق می شدند . اولمر نمونه های مواد خام فلدسپات را كه در آن زمان سفالسازان نایینی به كار می بردند در سال ۱۹۰۸ شرح می دهد.
    از اینكه آیا ایرانیان توانسته اند در آن دوره چینی اصل به دست آورند یا نه چیزی نمی دانیم . یكی دیگر از دلایلی كه می گویند سفالسازان ایرانی نمی توانستند چینی بسازند اینست كه آنها كوره های بلند چون كوره های چینی نداشتند ، این دلیل بر اساس این فرض بنا شده است كه كوره های ایرانی نمی توانست حرارت زیادی برای پختن چینی فراهم كند . ولی ما شواهدی بر این ادعا نداریم ، بلكه به عكس مواد خام چینی كه قبلاً صحبت كردیم در كوره های محلی خوب گداخته می شد .

    هنر سفال‌گرى در استان يزد -به‌ويژه در شهر ميبد- داراى طرح‌هاى ويژه‌اى است و از حال و هواى کوير نشأت گرفته است. در اصطلاح محلى به توليدات سفال کواره مى‌گويند. سفال و سراميک‌ ميبد با نقش‌هاى اصيل خورشيد خانم و مرغ و ماهي شهرت فراوان دارد. خورشيد سمبل آفتابِ درخشاان کوير، مرغ نماد گونه‌اى از گنجشکان نواحى کويرى و ماهي کنايه از کم‌آبى اين سرزمين است. طرح سراميک ميبد با نقش خورشيد، مرغ و ماهى در نمايشگاه‌ بين‌المللى مونيخ در سال ۱۹۷۱ ميلادى (۱۳۵۰ هـ.ش) برندهٔ مدال طلا شد و در ساير نمايشگاه‌ها با استقبال بازديدکنندگان و تأييد صاحب‌نظران روبرو گرديد. کوزه‌ها و کاسه‌هاى ساخت استان يزد، به‌ويژه ساخته‌هاى شهر ميبد از ظرافت و زيبايى خاصى برخوردارند و نمونه‌هاى آن در سفال‌هاى ساير نقاط ايران به چشم نمى‌خورد. کواره‌هاى ساخت ميبد عبارتند از: سفال سادۀ بى‌لعاب، سفال لعابدار، اشياى کاشى و سراميک.


    سفال يزد
    - کاشى‌سازى
    کاشى‌سازى عبارت از بکارگيرى کاشى‌هاى زيبا و گوناگون سنتى در معمارى بناها است. اين هنر در استان يزد قدمتى هفتصد ساله دارد. هنرمندان ابتدا اشکال دلخواه کاشى را تهيه و سپس روى آنها را نقاشى مى‌کنند و بعد آنها را لعاب داده و پخت مى‌کنند. انواع کاشى‌ اين استان عبارتند از: کاشى يزدي، کاشى کمک، کاشى شبکه، کاشى شش‌گوش، کاشى حاشيه، کاشى اکمند، کاشى هفت‌رنگ و کاشى جوک.

    بتدا خاک‌رس را مى‌کوبند و الک مى‌کنند. سپس آن را با آب مى‌‌آميزند و مى‌شويند و ناخالصى‌ها را با ته‌نشين شدن از آن جدا مى‌کنند. سپس گل را به‌حال خود رها مى‌کنند تا به صورت يکدستى در آيد. سپس آن را به اطاق خميرگيرى مى‌برند و خوب با دست يا پا و يا با کمک ماشين خميرگيرى ورز مى‌دهند. اکنون خمير آماده فرم‌گيرى است. چرخ سفالگرى روى سطح زمين يا داخل گودالى قرار مى‌گيرد. چرخ‌هاى ابتدايي، پايى هستند که عبارتند از دو تخته گيرد که با چوبى بهم مصتل مى‌شوند. تخته تحتانى با پاى کوزه‌گر مى‌چرخد و تخته فوقانى را مى‌گرداند. سفالگر خمير را روى تخته فوقانى مى‌گذارد و با انگشتان دست شروع به فرم دادن آن مى‌کند. همچنين از ابزارها و تيغه‌هايى کمک مى‌گيرد. پس از فرم دادن به خمير گل و تبديل آن به‌شکل دلخواه آن‌را به محل خشک و گرم منتقل مى‌کنند تا خشک شود. سپس به کوره مى‌برند تا پخته شود. مرحله پخت نيز، شکل‌هاى گوناگونى دارد. در پخت در يک مرحله حرارت کم مى‌دهند تا آب سفال‌ها تبخير شود. سپس به آن حرارت زياد مى‌‌دهند و نهايتاً به‌تدريج حرارت را کم مى‌کنند. اين کوره مى‌تواند در زمين در گودالى باشد يا روى زمين قرار گيرد. در بعضى مناطق از کوره‌هاى روباز استفاده مى‌شود.
    روش مفتول کارى نيز در سفال‌گرى بکار مى‌رود. در اين روش خميرهاى گل را لوله کرده و به شکل مفتول در مى‌آورند و سپس به‌ شکل و فرم دلخواه روى هم مى‌چينند تا کامل شود. روش ديگر قالب‌گيرى است. گل را با غلظت کم در قالب گچى مى‌ريزند تا شکل بگيرد و بعد آن را بيرون آورده و در کوره مى‌پزند.

    مادهٔ اصلى لعاب، سيليس (کواتز يا سنگ چمخاق) است که در اثر حرارت ذوب مى‌شود و به شکل ماده‌اى شفاف در مى‌آيد. علاوه بر سيليس که در طبيعت به وفور يافت مى‌شود، مواد چسبنده‌اى بنام فلاکس به آن اضافه مى‌کنند. اين مواد از جارى شدن سيليس روى ظروف جلوگيرى مى‌کند. ماده ديگرى که در لعاب‌کارى استفاده مى‌شود، براکس است که به آن تنه‌کار يا پاشوره نيز مى‌گويند.

    سفال‌هاى دوره صفويه عبارتند از: سفال‌هايى خاص با تزئينات مشابه با مينياتور و نقش قالى‌ها و منسوجات صفوي، سفالينه‌هاى وارداتى يا ساخته شده به تقليد از ظروف چيني.
    در اواخر قرن دهم چينى‌سازان صفوى موفق شدند بدنه بسيار سفيد و نيمه شفافى مشابه خميره چينى به‌وجود آورند که نسبت به کارهاى چينى برترى چشمگيرى داشت. در قرن دهم هجرى تزئين ظروف به روش چينيان انجام مى‌شد. تصاوير اين ظروف مناظر طبيعي، لک‌لک، طرح‌هاى ترنجى آبى و قهوه‌اى و تصوير حيوانات و پرندگان و ابر و گياهان است. ساخت ظروف سفالي، بدل‌چينى و کاشى دوره صفويه در نيمه دوم قرن دهم و نيمه اول قرن يازدهم هجرى از لحاظ تنوع مشابه آثار گذشته بود. در اواخر قرن دهم توليد و ساخت ظروف سفيد و نيمه‌شفاف در يزد آغاز شد. ظروفى نيز با نقاشى زيرلعاب و با رنگ زرد متمايل به سبز و آبى و قرمز متداول بود که در کرمان ساخته مى‌شد.
    در ميان سفالينه‌هاى دورهٔ صفوى ظروفى با طرح تزئينى جلددار وجود دارد که در زمان شاه‌عباس به‌وسيله سفالگران اصفهانى ساخته شده و عبارتند از بطرى‌هاى گلابى‌شکل با گردن باريک و جام‌ها و گلدان‌ها و فنجان‌هاى کوچک جلادار با رنگ‌هاى مختلف طلايي، قهوه‌اي، مسى روى زمينه سفيد، آبى تيره، آبى روشن و زرد.



    اسلوب‌ کاشى دوره صفويه در زمان شاه‌عباس عبارت از کاشى‌هاى مربع لعابدارى بود که در کنار کاشى نوع موزائيک دوره ايلخانى و تيمورى در مساجد و مدارس به‌کار گرفته مى‌شد.

    پس از پايان سلسله صفويه صنعت سفالگرى رو به انحطاط نهاد و علت آن ورود آثار فراوانى در سبک‌هاى اروپايى به ايران بود. در زمينه سفال و چيني، نفوذ طرح‌ها، رنگ‌ها و اندام‌هاى اين کالاها، ظروف ايرانى را دستخوش هنرهاى صادراتى قرار داد.



    دقت و ظرافتى که در دوران صفويه نسبت به تهيهٔ ظروف سفالين به‌کار مى‌رفت، در اين دوره ديگر رعايت نشد و در نتيجه ظروف وارداتى به هنر ظروف سفالين اصيل ايرانى لطمه وارد ساخت. با توسعه و گسترش روابط تجارى ممالک اروپايى با ايران و نفوذ اقتصادى در بازار ايران، روز به روز صنعت سفال لعاب‌دار و کاشى رو به رکود پيش رفت. تنها شهرهاى ايران که در آن زمان کارگاه‌هاى سفالگرى داشتند عبارت بودند از کرمان، نطنز، ساوه، کاشان، قم، خراسان و بعضى شهرهاى آذربايجان که بعضاً سفال لعاب‌دار و کاشى مى‌ساختند و تا پايان دورهٔ قاجار دوام آوردند، اما بعد به‌دليل عدم توانايى در رقابت با کالاهاى وارداتى تعطيل شدند. ظرف قرن دوازدهم و سيزدهم هجرى قمرى ايران را از نقطه طرح، اندام و تزئينات و لعاب به دو دسته مى‌توان تقسيم کرد: ظروفِ ساخت چين يا تقليد شده از ساخته‌‌هاى چين و ظروف با نقش و طرح‌هاى دوران صفوي.



    سفالينه هاى دوره قاجاريه

    بعضى از ظروف که با طرح‌هاى اصيل ايرانى تزئين شده‌اند، از نقوش توليدات و سفالينه‌هاى زرين‌‌فام دوران‌هاى گذشته تقليد کرده‌اند، اما رنگ و طرح آنها نتوانسته است با آثار متعالى گذشته برابرى کند.
    گروه ديگرى از ظروف با لعاب فيروزه‌اى و قلم سياه نقش شده‌اند؛ اين نقش‌ها عبارتند از طرح اسليمى و شاخ و برگ درختان به سياق نقوش دوران صفويه و نيز نقش خورشيد خانم که از جمله طرح‌هايى است که بر روى بيشتر ظروف دوران قاجاريه تصوير شده است.
    اما رفته رفته تکنيک و شيوە‌هاى هنر سفالگرى متعالى و کهن از ياد و خاطرهٔ سفالگران زدوده شد، تا جايى‌که سفالگران، کوره‌هاى سفالگرى را بيشتر در جهت ساخت آثار يوميه از قبيل کوزه‌هاى ساده حلقه‌هاى چاه بدون لعاب آتش کردند و به‌جز چند نمونهٔ تقليدى و شناخته‌شده سفال لعاب‌دار و چينى و کاشى‌هاى هنرمندانه از خود بر جاى ننهادند. از هم‌گسستگى اين صنعت همچنان تا دوران معاصر ادامه يافت و از آن همه شکوه و جلال سفال‌گرى تمدن اسلامى تنها کوره‌هايى ابتدايى و ويران برجاى ماند.
    امروزه براى پخت محصولات چيني، سراميک و سفال انواعى از کوره‌ها وارد ايران شده که با اسامى کوره، فرن، بريز، تنور-شاخوره، دش و دم و داشت مشهور هستند. روش پخت چينى و سفال پيشرفت زيادى کرده و کوره‌هاى جديد بيشتر با کمپرسور و فشار، سوخت را که معمولاً نفت يا گاز است منتقل مى‌کنند. کوزه‌هاى جديد برقى نيز وارد شده که داراى تنظيم‌کننده بوده و به کليد قطع و وصل و اتوماتيک مجهز هستند.
    امروزه کوره‌ها دائمى هستند و در هر نوبت پخت به‌طور مکرر طرف و مصنوعات سفالى و چينى را مى‌پزند. شکل کوره‌ها چهارگوش و به مقتضاى نوع محصول داراى طاقچه و امثال آن است.
    لالجين ده بزرگى از بخش بهار همدان است که در هيجده کيلومترى شمال آن واقع شده است و پيشهٔ مردمان آن عموماً سفالگرى است. امروز در لالجين بيش از ششصد کارگاه سفالگرى داير است و سوخت اغلب اين کارگاه‌ها نفت يا نفت گاز است. روش تهيه لعاب در کارگاه‌هاى سفالگرى لالجين به طريق سستى صورت مى‌گيرد.
    با تشکيل ادارهٔ هنرهاى زيباى کشور و سپس تأسيس وزارت فرهنگ و هنر در سال ۱۳۴۳، کوشش بسيارى به‌عمل آمد تا سفالگرى و کاشى‌سازى ايران کهن احيا شود. ابتدا آزمايشگاه کاشى و چينى‌سازى با وسايل و ابزار مدرن به‌وجود آمد تا مواد اوليه، ترکيبات شيميايى مواد، چگونگى عمل آنها در حرارت‌هاى مختلف، طرز ساختن بدنه و لعاب درجات انقباض و انبساط در برابر حرارت، درصد جذب آب و ساير مسائل دقيقاً شناسايى شوند. حدود ۳۵ نوع خاک نقاط مختلف کشور آزمايش شد و آزمايشگاه روى لعاب‌ها شروع به پژوهش کرد. مراحل ديگر شامل سفال‌سازي، گل‌کاري، شکل‌پذيري، ورز دادن و ... نيز بررسى شد. و بالاخره يکى از کارهاى اصلى ساختن لعاب و عمل‌ آوردن آن بود که لعابى براق و شيشه‌اى را از آميزش چند نوع مواد معدنى به‌دست آورد.

    در اغلب شهرهاى ايران کارگاه‌هاى سفالگرى وجود دارد که تعدادى از آنها مختص سفال‌هايى است که مورد مصرف محلى دارند. اما در بعضى ديگر از مناطق سفال‌هايى ساخته مى‌شود که به شهرهاى بزرگ منتقل شده و در فروشگاه‌ها به عموم عرضه مى‌شود. اين سفال‌ها وجه مشخصه‌اى داشته و از يکديگر متمايز مى‌باشند. اين تمايز به‌علت ويژگى‌هاى خاص بومى و نقوش محلى هر ناحيه است.

    لالجين همدان
    اين منطقه به‌دليل داشتن خاک خوب از مراکز عمدهٔ سفال‌گرى است. خاک لالجين رسى و سفال‌هاى اين منطقه بدون نقش و با لعاب يک‌دست به بازار عرضه مى‌شود. فرآورده‌هاى آن عبارتند از سرويس‌هاى کامل غذاخوري، پارچ، ليوان، پايه آباژور، گلدان، مجسمه و اشياء تزئيني.
    رنگ لعاب‌هاى همدان اغلب لاجوردي، آبي، سرمه‌اي، حنايي، زرد، سبز، فيروزه‌اى و قهوه‌اى است. در لالجين انواع گلدان‌هاى قالبى با نقوش برجسته نيز ساخته مى‌شود.

    تبريز و زنور
    در زنور در نزديکى تبريز نوعى خاک سفيد مرغوب يافت مى‌شود. در اين مناطق سرويس‌هاى غذاخوري، گلدان، شمعدان، زيرسيگاري، سرويس چاى‌خوري، قاب، قدح و ... ساخته مى‌شود. اين سفال‌ها به دو صورت ساده و منقوش عرضه مى‌شود. سفال‌هاى ساده تقريباً هميشه به رنگ فيروزه‌اى است که خاص منطقه است و سفال‌هاى منقوش که با طرح‌هاى ساده‌اى روى زمينه سفيد سفال را تزئين داده و شيئى را با يک لعاب بى‌رنگ پوشانيده و مى‌پزند.

    ميبد يزد
    در اين منطقه خاک سفيد استفاده مى‌شود و بيشتر انواع ظروف، کاسه و بشقاب، زيرسيگاري، شکلات‌خورى و غيره مى‌سازند. نقوش روى سفال‌ها شامل تصوير خورشيد است که خورشيد خانم گفته مى‌شود و ديگر تصوير گل‌هاى تزئينى و ماهى و پرنده است. اين نقوش با رنگ‌هاى آبي، سبز و زرد و خطوط ظريف سياه نقاشى مى‌شود و از زيبايى و اصالت خاص برخوردار است.

    آستارا
    در آستارا و بخش‌هايى از لنگرود سفالگران با نوعى خاک رس قرمز و با کمک قالب‌هاى مخصوص نوعى محصول سفالى ساخته مى‌شود که در پوشش سقف مورد استفاده قرار مى‌گيرد.

    در دورهٔ تيمورى باز هم تأثير صنايع سفال‌سازى چين بر ايران ادامه يافت و افزون گرديد. کاشى‌کارى موزائيک ادامه يافت و سطوح بزرگ‌ترى را پوشاند. تزئينات کاشى‌ها عبارت است از اژدهاى چينى با پيکر بلند به رنگ سياه و آبى کبالت، مناظر طبيعى از قبيل ابر به رنگ آبى و بعضى ظروف به رنگ سياه و تزئينات نباتي. داخل و خارج مساجد و مقابر با کاشى‌کارى‌هايى که بيشتر طرح اسليمى و نباتى و ترنج دارد و زمينهٔ آبى با نقوش سفيد، زرد، فيروزه‌اى و سبز تزئين شده است. از آثار کاشى‌کارى اين دوره مسجد کبود تبريز است. سفال و بدل چينى در دورهٔ تيمورى راه انحطاط پيمود و دليل آن سرازير شدن کالاهاى چينى از چين به‌سوى ايران است. اين کالاها بسيار ارزان وارد مى‌شد و همين امر باعث مى‌شد که بيشتر ظروف سفالى از خانه ثروتمندان بيرون برود و جاى آنها را کالاهاى چينى اشغال کند. تنها ظروف سدهٔ نهم هجرى تعدادى کاسه و بشقاب است که در شمال غربى ايران و تبريز ساخته مى‌شد. در زير لعاب سبز يا فيروزه‌اى اين ظروف نقش و نگارى به رنگ سياه وجود دارد و روى آن شکل نباتات و طرح‌هاى اسليمى به سبک ايرانى ترسيم شده است.




    كاشيكاري مسجد جامع كبير، يزد

    در آغاز اين دوره تحول زيادى در توليد و تزئين سفال و کاشى که در پايان دوره سلجوقى به دوران طلايى و تکامل خود رسيده بود به‌وجود نيامد. مراکز پراکنده ساخت سفال به استثناى ري، توليد ظروف سفالى و کاشى‌هاى دوره سلجوقى را ادامه دادند و کاشان و سلطان‌آباد و سلطانيه و ساوه و نيشابور از مراکز عمده سفال‌سازى ايلخانان مغول شدند. شيوۀ جديدى شبيه نقاشى زير لعاب به‌رنگ سياه و آبى و تزئين برجسته متداول شد و تحت تأثير نفوذ طرح‌ەايى از منابع سفال‌سازى چين و ترسيم ترکيبات جانورى و پرندگان و مناظر طبيعي، فن نقاشى روى لعاب وارد صنعت سفال‌سازى ايران شد.



    در سدهٔ هشتم هجرى عناصر چينى کاملاً وارد صنعت سفال‌سازى ايران شد و جا افتاد. گروه ديگرى از ظروف ايلخانى نيز با تزئين برجسته زير لعاب آبى و فيروزه‌اى به‌شکل گلدان و عناصر تزئينى پرنده، ابر، گلدان و اژدها، همه نشان‌دهندهٔ تأثير صنعت سفال‌سازى و کاشى چين بر ايران بوده‌اند.



    در اين دوره سفال معروف به موزائيک نيز ساخته شد که عبارت بود از قطعات کوچک به‌شکل و اندازه بريده شده که ترکيب قطعات آنها در کنار هم از پشت با گچ و سيم به يکديگر پيوسته مى‌شد

  9. تشکرها از این نوشته :


  10. #6
    hamed_shamsnia آواتار ها
    hamed_shamsnia آفلاين است کاربر ویژه بخش گل و گیاه
    تاریخ عضویت
    Jun 2007
    سن کاربر
    29
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    4,106
    تشکر
    5,782
    تشکر شده 6,943 بار در 2,297 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض

    به نظر من سفال و سفال گری در ایران اون ارزش واقعی خودش رو داره از دست میده

    خیلی خوب میشه اگه با فرهنگ سازی و تدابیر خاص این هنر رو باری دیگر در میان مردم رواج بدیم


    با تشکر حامد

  11. کاربران : 2 تشکر کرده اند از شما hamed_shamsnia برای ارسال این پست سودمند:


  12. #7
    Razak آواتار ها
    Razak آفلاين است همکار قدیمی تالار هنر
    تاریخ عضویت
    Jul 2008
    سن کاربر
    14/2/1364
    نوشته ها
    3,399
    تشکر
    13,843
    تشکر شده 9,603 بار در 5,456 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض سفالگری

    سفالگری ساختن ظروف با گل است و به ظرف ساخته شده از این طریق سفال می‌گویند. از مشهورترین سفالینه‌ها می‌توان به کوزه و پیاله سفالین اشاره کرد. قبل از رواج شیشه سفالینه‌ها رایج ترین مظروفات بشر بودند. مرغوب ترین خاک در صنعت سفالگری خاک رس می‌باشد که بدلیل وجود مقادیر بالای آهن در آن، به رنگ سرخ است. سفالگری از نخستین صنایع بشر می‌باشد.خاستگاه آن را گر چه به درستی آشکار نیست ولی از روی یافته‌های کهن سرزمین باستانی سومر می‌دانندوالبته به تازگی کشف تمدن جیرفت تردیدهایی در مورد این نظریه ایجاد کرده است/تمدن معروف به کنار صندل که طبق اخرین کاوشها قدمت ان به شش هزار سال پیش می‌دانندولوحی که در جیرفت کشف شد برای مطالعه به امریکا وفرانسه فرستاده شد که توسط استادان شیکاگو و پاریس رمزگشایی شد که نتایج نشان داد این منطقه ۳۰۰ سال از خط نوشتاری تمدن شوش قدیمی تر است.

    پیشینه سفالگری :
    ساختن ظروف سفل متعلق به زمانی است که انسان در دشت زندگی می‌کرد و روستای اولیه شکل گرفته‌است و یکجا نشینی بوده‌است. این ظروف معمولا برای نگهداری مواد غذایی ساخته شده‌است. ظروف سفالی خاصیت فاسد نشدنی دارد اما از سویی به دست آوردن این ظروف امکان تعبیر و تفسیر بخشهای مهمی از زندگی انسانهای اولیه را فراهم آورده‌است. مراحل ساخت و تحول ظروفهای سفالی عبارتند از:
    • دست ساز
    • چرخ ساز که به صورت کند وتند
    • ساختن ظروف سفالی به شکل مجسمه یا حجم‌های ترکیبی، یعنی علاوه بر حفظ کاربری ظروف سفالی آنها را به شکل مجسمه‌هایی از حیوانات یا حجم‌های ترکیبی، که نشانه‌گر نوع نگرش آنها به جهان هستی است می‌ساختند. مطالعه در مورد زمان آغاز و پیدایش خط بدون بررسی نقوش حک شده روی ظروف سفالی امکان پذیر نبوده‌است. به ویژه ظروف مربوط به هزاره‌های ۵ و ۶ پیش از میلاد در این میان نقش غیر قابل انکاری دارد.
    واقع گرایی انسان اولیه در هنر از آغاز نقاشیهای غار تا به تصویر کشیدن گیاهان، حیوانات و انسان، بر روی ظروف سفالی تا آغاز خط و کتابت یک پروسهٔ طولانی است. تا زمانی که سفالگری دست ساز بوده‌است. دید واقع گرایانه به نقوش حکمفرما است. یعنی خط تصویر نگار علی رغم آغاز شدن از بین النهرین که از مصر با هیروگلیف به اوج رسیده‌است. روند تحول نقوش روی سفال که نهایتا به اختراع خط اندیشه نگار یا ایدئوگرام می‌انجامد. روندی چند هزار ساله‌است که تا پیش از هزاره پیش از میلاد، یعنی زمان سفالهای دست ساز بوده‌است. از اوایل هزارهٔ دوم قبل از میلاد نقوش روی سفالها علاوه بر این که مشاهدات را نشان دهد. با اشارات هم همراه بوده‌اند. از هزاره دوم پیش از میلاد خط اندیشه نگار شکل گرفته‌است. خطی که رمز آلود است، خلاصه‌تر است و سریعتر نوشته می‌شود.

    پیشینه سفالگری در ایران :
    در ایران قدمت سفالینه‌ها به بیش از ۱۰٬۰۰۰ سال می‌رسد.
    کهنترین ظرفی که در ایران یافت شده‌است، ظرف سیاه دود آلودیست که هـمانند قدیمی ترین ظروف سفالی است کهن در جاهـای دیگـر پیدا شده‌است. نخستین ظرفهای سفالی که با روش کربن 14 تاریخ آن بـدست آمده و متعـلق به هـزارهً چهارم پیش از زایش مسیح است در میانرودان یافت شده‌است. کهنترین سفالی که در ایران یافت شده متعلق به هـمان دوره‌است. این ظرف دست ساز نسبتـاً ابتدایی به دنـبال خود ظرفی سرخ با لکـه‌های سـیـاه نـاشی از پـخـت ناقـص داشـت. پـیـشرفت فـنی در حرفه کوزه گری سبب بوجود آمدن سبک جـدیـدی شد، این سبک با تغییرات و وقفه‌هایی که داشت بیش از ۲۰۰۰ سال در بعـضی از مناطق فلات ایران دوام کرد.
    از اوایل هزاره پیش از میلاد ما شاهد ظرفهای سفالی ساخته شده در فلات مرکزی ایران در مناطق کوهستانی زاگرس هستیم. مانند تپه گیان و گودین تپه یا ظروف منقوش فارس و خوزستان در مناطق کوهستانی زاگرس دیده شده‌است. تنها دلیل این امر این بوده‌است: از آنجایی که زنان عمده ترین تولید کنندگان سفال بوده‌اند با ازدواج به قبایل متعلق به همسران خود مهاجرت کرده و به این ترتیب تکنیک ساخت ظروف سفالی و تزیین آن را به مناطق دیگر منتقل می‌کردند.

    شوش مهد سفالگری :
    در شش هزار سال پیش از میلاد اولین نشانه پیدایش کوره پخت درصنعت سفال دیده می‌شود و در سه هزار و پانصد سال پیش از میلاد چرخ سفالگری ساده‌ای که با دست حرکت می‌کرد ساخته شد. پیدایش چرخ سفالگری تحوّل بزرگی را درین صنعت بوجود آورد.
    از آغاز نیمه سده گـذشته باستان شناسان تعـداد زیادی ظروف سفالی و اشیاء دیگـر در منطقه‌ای از مشرق ایران تا عراق و از قفقاز با دره سند را از زیر خاک بیرون آوردند. سفالهـای پـیش از تاریخ که در این مـنطقه وسیع یافت شده در شیوه و سبک ساختـن تـقـریـبا با مخـتصر تـغـیـیر یکـنواخت و در سطح فـنی بطرز اعـجاب انگـیزی پـیـشرفـته‌است. نخستین نمونه‌های آن از شوش در ایلام که نخستین سکونت گـاه ایرانیان در پای فلات ایران بود بـدست آمد. سـفالهـای شوش نه تـنهـا مربوط به خود شوش است بلکه سفالینه‌هـایی که از تپه موسیان در ۱۶۰ کیلومتری شوش و از سومر و تل حیف در عراق و از شمال غربی هندوستان و بلوچستان ، یا از فلات ایران در تپه گیان و تپه حصار وتورنگ تپه و تپه سیلک ، یا در بخش شرق تا آنائو که امروز در ترکستان روسیه‌است جزو طبقه سفالهای شوش نامیده می‌شود. سفالهـایی که بـنام شوش نخست معـروف است مـتعـلق به زمانی است که از ۳۵۰۰ تا در حدود ۲۵۰۰ پـیش از میلاد مسیح می‌باشد. در اینجا باید متـذکـر شد که مردمانی با تـمدن نوسنگی نیز در ایالت کانسوی چین پـیدا شدند و ظروف سفالی آنهـا ویـژگـیهـایی هـمانـند ظروف سفالی شوش از لحاظ روش و فن تولید دارد.

    سفالگری در ایران :
    سفال یکی از قدیمیترین ساخته های دست بشر است که در تمام طول عمر وی از قدیمیترین ایام تاکنون مورد استفاده قرار گرفته است . به این جهت درگاهنگاری دورانهای پیش از تاریخ نقش مهمی دارد. ساخت سفال با گذشت زمان به نسبت تغییر فرهنگهای پیش از تاریخی و تجربه اندوزی اقوام بشری از نظر جنس، فرم، رنگ و نقش دچار تغییراتی چشم گیر شده است. این تغییرات عاملی تعیین کننده در تقسیم بندی انواع سفالهای پیش از تاریخی و بعد از آن در مورد چگونگی ساخت اولین سفال بدست انسان نظرات مختلفی ارائه شده است. عده ای ریشه سفال را در صنعت سبد بافی می دانند و معتقدند برای اولین بار گلهای اندود کننده کف سبدهای گیاهی پس از خشک شدن و یا قرار گرفتن در آتش و سوختن چوبهای سبد، الهام بخش سفال سازی بوده است. عامل پیدایش صنعت سفال سازی هر چه باشد در این مورد شکی نیست که سفالهای اولیه دست ساز و خشن و ماده چسبندگی آنها شن و گیاهان خرد شده بود است
    در حدود ده هزار سال پیش که انسان‌های ساکن بین النهرین زندگی غار نشینی و دوران جمع آوری غذا را پشت سر گذارده و به دوران تولید غذا شروع نموده بودند و در پهنه دشت بصورت اجتماعات اولیه کشاورزی مستقر شده بودند، تمدنی را بوجود آوردند که از مشخصات آن ساخت سفال های ظریف و زیبای نخودی و قرمز رنگ است. این تمدن همراه با خصوصیات دیگر آن در این منطقه شکوفا گردید و به تدریج در دنیای پیش از تاریخ در منطقه وسیعی گسترش یافت. آثار و بقایای این نوع سفال از شرق دریای مدیترانه تا دره رود سند در حفاری های باستان شناسی در مناطق باستانی آشکار گردیده است.
    یکی از سنتهای مشخص سفالگری فلات ایران سفال قرمز رنگ منقوش می باشد که در طول هزاره های ششم و پنجم ق.م. در حاشیه کویر در فلات مرکزی ایران شکل گرفت و متداول شد. این سفال ها دست ساز و برنگ قرمز و دارای خمیری مخوط با پودر شن یا گیاهان خرد شده می باشد. این نوع سفال طی حفریات باستان شناسی از محوطه های باستانی چشمه علی، قره تپه شهریار ، اسماعیل آباد ، تپه زاغه ، سیلک و حصار شناسائی شده اند.
    مهم‌ترین تحمل در صنعت سفالگری که این صنعت را بکلی دگرگون ساخت اختراع چرخ سفالگری است که در هزاره چهارم ق.م. اتفاق افتاده سفالگران ابتدا از چرخهای کند گردش یا بطئی استفاده کرده و سپس به چرخهای پرسرعت و تند گردش که امروز نیز مورد استفاده کارگاههای سفالگری سنتی است دست یافتند.
    از اوائل هزاره سوم ق.م. نوع دیگری سفال از مناطق شمال فلات ایران به سمت داخل فلات نفوذ می کند که به سفال خاکستری معروف است. این نوع سفال چرخساز می باشد و از نظر سبک ساخت و تزیینات تحت تأثیر ظروف فلزی هم عصر خود قرار گرفته است . سفال خاکستری با تکنولوژی بالا و در کوره ای مخصوصی که سفالگر بخوبی در آن کنترل حرارت و میزان اکسیداسیون فعال را اعمال می کرده است پخته شده اند. فرهنگ سفال خاکستری از اوائل هزاره سوم ق.م. در مناطق باستانی یانیک تپه اردبیل ، تورنگ تپه گرگان ، تپه حصار دامغان شناسائی شده است. سفال خاکستری براق در طول عصر آهن یعنی از اواسط هزاره دوم ق.م. به بعد در اکثر نقاط فلات ایران گسترش یافت و در همین دوره به اوج زیبائی ، ظرافت و پیشرفت تکنیکی در ساخت و پخت و و تزیین رسید. از نیمه های هزاره اول ق.م. با رونق فلزکاری صنعت سفالگری رو به افول می رود بطوریکه در دوران تاریخی سفالهای ساخته شده عمدتاً بسیار خشن و بدون نقش هستند و از ظرافت سفالهای پیش از تاریخی خبری نیست.
    پری كوچك غمگينی را مي شناسم كه در اقيانوسی مسكن دارد
    و دلش را در يك نی لبك چوبين می نوازد آرام آرام
    پری كوچك غمگينی كه شب از يك بوسه می ميرد
    و سحرگاه از يك بوسه به دنيا خواهد آمد.

  13. تشکرها از این نوشته :


  14. #8
    Razak آواتار ها
    Razak آفلاين است همکار قدیمی تالار هنر
    تاریخ عضویت
    Jul 2008
    سن کاربر
    14/2/1364
    نوشته ها
    3,399
    تشکر
    13,843
    تشکر شده 9,603 بار در 5,456 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض

    سفالگری در لالجین :

    لالجین (در سال ۱۳۴۴) ده بزرگی است از بخش بهار همدان که در هجده کیلومتری شمال آن واقع شده و حدود ۶۲۰۰ تن جمعیت دارد و شغل اکثر مردمان آن سفالگری است.

    چگونگی سفالگری :
    خاک سفالینه‌ها را از زمینهای اطراف ده برمی دارند و آن را «خاک کوزه» یا «خاک قصبه» می‌نامند. این خاک ارزشی ندارد و در ازای حمل آن به کارگاه، فقط باری یک تا دو ریال به مالداران می‌پردازند. این خاک را که به صورت کلوخهای بزرگ و کوچک است، باتخماق چوبی می‌کوبند و پس از آنکه ریز شد، غربال کرده، در اطاقی کوچک به نام «تُرپاقْدان» (خاکدان) انبار می‌کنند.

    ساختن گل :
    همچنین قسمتی از خاک کوبیده را در داخل لانجین آب می‌ریزند و با بیلی آن را به هم می‌زنند تا به صورت دو غاب گل یا «لُوا» در آید. سپس تدریجاً با ظرفی از دوغاب مذکور برمی‌دارند و در الکی که شخصی دیگر در دست نگه داشته، می‌ریزند تا حوض کم‌عمق آجری (با دیواره‌ای به ارتفاع۱۰-۱۵ سانتیمتر) پر شود. دوغاب مذکور پنج تا شش روز در آن حوض می‌ماند تا به صورت گل درآید. برای آنکه بتوان به آسانی گل را از حوض بیرون آورد و به داخل کارگاه منتقل کرد، سه روز پس از ماندن «لُوا» در حوض با چوب یا میله‌ای بلند چهارخانه‌های شطرنجی بر سطح دوغاب نیمه سفت می‌کشند. گل داخل حوض با گذشت زمان کم کم از محل ترسیم خطوط متقاطع ترک برمی دارد تا آنکه روز پنجم یا ششم به شکل خشتهایی از گل بسیار نرم درمی آید. آنگاه خشتهای گل را به کارگاه منتقل می‌کنند. برای اینکه این گل خشک نشود در اطاق سرد و نمناک و سرپوشیده‌ای که دیوارهای کلفت و چند سوراخ هواکش در سقف دارد و برای همین کار ساخته شده می‌گذارند.

    ورز دادن گل :
    چند پسر خردسال در اطاقی که گل نیم خشک را در آن گذاشته‌اند و به ورز دادن تکه‌های آن می‌پردازند. و برای حال آوردن آن هشت تکه را لگد مال می‌کنند هر بار آن را نخست پهن و هموار سپس گرد و گلوله می‌نمایند. نشانه حال آمدن گل چسبناک شدن آن است.

    افزارهای سفالگری:
    ۱ـ سنگ «گل فشاری» تخته سنگ همواری است به درازای یک متر و پهنای نیم و آن را به ترکی «پالچوق باسَن» می‌نامند. این تخته سنگ در دست راست سفالگر گذاشته شده‌است و پسر بچه‌ای پشت سر آن ایستاده و از گل ورز داده برمی دارد و روی آن گوله‌های کله قندی می‌سازد و به سفالگر که نزدیک او پشت دستگاه نشسته‌است می‌دهد. روی سنگ «گل فشاری» را همیشه نمناک نگه می‌دارند و چون رفته رفته گل به آن می‌چسپد هر چند گاه یک بار با کار تراش (شرح آن در زیر داده شده‌است) گل‌های آن را می‌تراشند و پاک می‌کنند.
    ۲ـ کار تراش کارتراش یا کلتراش افزاری است برای تراشیدن و پاک کردن گل از سنگ گل فشاری (در بالا یاد شد). این افزار دو تکه دارد: الف ـ تیغه‌ای پهن و آهنی و راست گوشه و تخت به درازای پانزده سانتی متر و پهنای ده سانتی متر که از یک درازا در دسته چوبی کار تراش فرو برده شده‌است. ب ـ دسته چوبی: چوبی است استوانه‌ای به بلندای بیست سانتی متر و از یک سو درازا در میان شکافی به درازی پانزده سانتیمتر دارد که تیغه کار تراش در آن جای گرفته‌است.
    ۳ـ کاسه لعابی: در دست چپ سفالگر در گودال کوچکی در نزدیکی دستگاه یک کاسه لعابی را جای داده‌اند و در آن آب ریخته‌اند. سفالگر هنگام کار، با آب این کاسه دستهای خود را تر می‌کند تا گل به آن نچسبد.
    ۴ـ سوزن «اینَه»: سوزنی است به درازای شش سانتی متر با دسته‌ای کوتاه و چوبی به درازای چهار سانتی متر که برای کم کردن و برش دادن و خط انداختن گلی که بر روی دستگاه است و می‌خواهند از آن چیزی بسازند بکار می‌رود.
    ۵ـ تیماج: پاره چرمی است راست گوشه به درازای ده سانتی متر و پهنای دو سانتی متر.سفالگر برای هموار کردن لبه سفالین آن را تا می‌کند و انگشت‌های شست و نشانی خود بر لبه سفالینه چنان نگاه می‌دارد که یک بخش آن در درون سفالینه و بخش دیگر در بیرون جای بگیرد. با چرخیدن دستها «تیماج» لبه سفالینه را یکسان هموار می‌کند.
    ۶ـ موشْتَه: افزاری است مسی، نازک، تخت، به شکلی که در تصویر شماره پنج نشان داده شده‌است درازای آن هشت سانتی متر و پهنای آن (در پهن ترین بخش) ۵ سانتی متر است و آن را هنگام کار و چرخیدن دستگاه برای هموار شدن بیرون سفالیه در جایی که خمیدگی دارد نگاه می‌دارند.
    ۷ـ تراش: افزاری است آهنی و تخت به درازای ۱۵ سانتی متر و پهنای آن (در پهن ترین بخش) ۳ سانتی متر و مانند میخ سر کج (میخ طویله) است. این افزار را در تراش دادن سفالینه به کار می‌برند.
    ۸ـ چرخ: دستگاهی است از چند جزء زیر که در یک محفظه گلی آجری (تقریباًبه شکل میزی که سه سوی آن بسته باشد ) جای دارد و تنها بخشی از صفحه بالایی آن از سوراخی که درون این محفظه‌است دیده می‌شود، سفالگر بر یک سه پایة چوبی یا بر یک نشیمن گلی در پشت این محفظه می‌نشیند و گلی را که می‌خواهد از آن سفالینه بسازد در جایی از این محفطه که سوراخ است بر روی صفحه چرخ می‌گذارد.
    الف ـ یک صفحه گرد از از چوب گردو به کلفتی ۵ سانتی متر و پیرامون ۹۴ سانتی متر که گل را برای ساختن سفالینه روی آن می‌گذارند بخشی از این صفحه از سوراخ محفظه گلی که در بالا گفتیم پیداست. این صفحه را (سر چرخ) «چرخ باشی»می‌نامند.
    ب ـ یک صفحه گرد دیگر از چوب گردو به کلفتی ۷ سانتی متر و پیرامون ۲۲۰ سانتی متر که از میان آن یک چوب کلفت استوانه‌ای (نگاه کنید به ج)گذشته‌است این صفحه به فاصله ۷۵ سانتی متر در زیر سر چرخ جای دارد و سفالگر هنگام کار با یک پا به روی آن می‌زند و از این زدن، چرخ را به گردش در می‌آورد. الف ـ چرخ باشی ب ـ تصویر قسمت (ب) ج ـ چوب استوانه‌ای دـ میله آهنی د ـ میله آهنی ه ـ بلبرنیگ زـ پاره چوب کوتاه وـ پاره چوب بلند
    ج ـ یک چوب استوانه‌ای به کلفتی ۴ سانتی متر و به درازای ۴۰ سانتی متر که از میان صفحه زیرین (نگاه کنید به ب)می‌گذرد و بخش بزرگی از آن در بالای این صفحه و بخش کوچکی از آن در زیر این صفحه جای دارد. از میان این چوب یک میله آهنی به شرح زیر (نگاه کنید به د) می‌گذرد.
    د ـ یک میله آهنی استوانه‌ای به درازای یک متر که از میان چوب استوانه‌ای که در بالا یاد شد (نگاه کنید به ج) و سر بالای آن در «سرچرخ» فرو رفته و سر دیگر آن در یک بلبرینگ (نگاه کنید به ه) در درون زمین جای دارد.
    ه ـ یک بلبرینگ که در زمین جای دارد و سر میله آهنی (نگاه کنید به د) در آن می‌گردد. پیش از این بلبرینگ یک تکه چوب سخت بکار می‌بردند. درون این چوب را خالی می‌کردند و در آن روغن چراغ می‌ریختند تا میله آهنی به نرمی و آسانی بچرخد.
    و ـ یک پاره چوب چهار بر و بلند که دو سر آن به دو دیواره محفطه گلی فرو رفته و از زیر سر چرخ می‌گذرد و میله آهنی (نگاه کنید به د )در یک فرو رفتگی هلالی که در میان آن است می‌گردد. میان این چوب و سر چرخ و چوب استوانه‌ای (ج) اندکی فاصله‌است.
    زـ پاره چوب چهار بر پهن و و کوتاهی که به میان چوب (و) در جایی که آن چوب فرو رفتگی دارد و میله آهنی از آن می‌گذرد کوبیده شده‌است. میل آهنی از میان چوبهای (و) و (ز) می‌گذرد. پیوند دو صفحه گرد و میله‌های چوبی و آهنی چنان است که هرگاه یکی از آنها را به جنبش در آورند تمام به چرخش درمی‌آید.
    ۹ـ قالب: سفالی است گرد به اندازه «سر چرخ» ولی کمی نازکتر هنگام کار قالب را روی «سر چرخ» و گل سفالینه ساخته شد آن را با قالب از روی سر چرخ بر می‌دارند و کنار می‌گذارند. هر سفالگر قالب‌های فراوان دارد زیرا برای ساختن هر سفالینه یک قالب لازم است.
    ۱۰ـ زیر قالب (قالِبْ آلتی) برای اینکه قالب روی «سر چرخ» درست می‌کنند و میان آن دو می‌گذارند.
    چگونگی کار سفالگری نخست سفالگر پشت دستگاه روی یک صندلی یا چهار پایه چوبی یا یک سکوی کوچک می‌نشیند و پای راست خود را بر صفحه زیرین چرخ می‌گذارد و با جنبشی چرخ را به گردش در می‌آورد. سپس یکی از چانه‌های کله قندی گل را بر قالبی که «روی سر چرخ» گذاشته شده‌است می‌گذرد و دیواره آن را با انگشتان دو دست آهسته آهسته به سوی پایین می‌کشد و به روی قالب که با آب تر کرده‌است می‌چسباند. برای اینکه گل به قالب نچسبد پس از گذشتن آن کمی خاک نرم در میان رویه قالب می‌پاشد ولی بقیه رویه آن را با آب تر می‌کند. این خاک نرم نمی‌گذارد که گل به قالب بچسبد و اگر بچسبد پس از خشک شدن شدن ترک بر می‌دارد.
    پس از آنچه در بالا یاد شد، سفالگر با بالا بردن دو دست خود درکنار دیواره گل، آن را هموار و کم کم گلهای زیادی را از آن جدا می‌کند و رفته رفته به شکلی که می‌خواهد در می‌آورد. برای خالی کردن درون گل و نازک کردن دیواره آن، شست دست چپ را در میان آن می‌گذارد و اندک اندک تا آنجا که می‌تواند فرو می‌برد. دست راست او همواره به دیواره گل است تا نریزد. پس از اینکه گل به شکل ظرفی که می‌خواهد در آمد آن را با «مُشْتَ» هموار می‌کند و گلهای زیادی را در لبه ظرف گرد آمده‌است با سوزن می‌گیرد و لبه ظرف را با «تیماج» به شرحی که پیش از این یاد شد هموار می‌کند. دراین هنگام کار ساختمان ظرف، در یک مرحله به پایان رسیده‌است. آن را با قالب از روی چرخ بر می‌دارد و در جایگاه سر پوشیده‌ای که چند هواکش درسقف دارد و در جایگاه سر پوشیده‌ای که چند هواکش درسقف دارد می‌چیند. سفالینه دوازده ساعت در آنجا می‌ماند تا اندکی خشک شود و پس از آن و با افزارهایی که در بالا یاد شد می‌تراشد و نقشهایی در آن پدید می‌آورد. پس از تراش، ظرف را یک شبانه روز در جایی از کارگاه که آفتاب نمی‌تابد می‌گذارند تا نترکد و سپس آن را برای خشک شدن، یک هفته در آفتاب می‌گذارند و پس از آنکه خشک شد به کوره می‌برند و برای پختن در کوره می‌چینند، پس پختن، سفالینه را لعابکاری می‌کنندو دوباره به کوره می‌برند تا لعاب آن بپزد.
    کوره: کوره سفالگری گلی و دو آشکوبه‌است. آشکوبه پایین آن برای افروختن آتش و پختن رنگ است و آشکوب بالا سوراخهای فراوان دارد که از آنها شعله و گرما به ظرفها می‌رسد. دورادور آشکوب بالا سه ردیف طاقچه‌است. این طاقچه‌ها شیارهایی در دیوار کوره‌است که تیغه‌های سفالی در آن فرو برده شده‌است. بر روی این تیغه‌ها ظرفهایی را که می‌خواهند بپزند می‌چینند.

    رنگهای سفالگری :
    سفالگران لالجین رنگهای زیر را می‌شناسند و برای لعاب دادن سفالهای خود به کار می‌برند:
    رنگ سبز ـ برای درست کردن رنگ سبز ماده‌های زیر را به کار می‌برند:
    ۱ـ قلیا ـ و آن گیاهی است که در شوره زار می‌روید. قلیای سفالگران باید شیرین باشد. قلیای شور را در ساختن صابون به کار می‌برند. قلیا رادر کوره‌ای چنان می‌سوزانند که شعله ور نشود و به هم بچسبد و به رنگ سیاه در آید. هر بار قلیای سوخته را سفالگران شش تا هفت ریال می‌خرند و آن را می‌کوبند و نرم می‌کنند.
    ۲-سنگ سفید – سنگهای سفید را از بستر رودخانه پیرامون لا لجین فراهم میکنند و سفالگران هر باری از آن را یست و پنج ریال می‌خرند و آن را می‌کوبند و خرد می‌کنند.
    ۳ـ شیشه ـ ده من قلیا و ده من سنگ سفید را کوبیده را درهم می‌کند و برخاکستر نرمی که در پیرامون آتش کوره‌است می‌ریزند تا آب شود. ماده‌ای که از گداخته و در هم شدن قلیا و سنگ به دست می‌آید « شیشه » می‌نامند.
    ۴ـ سرب پخته ـ سه من را در تابه‌ای ( « تابه» را به گویش خود « توا(۱)» می‌نامند) می‌ریزند و آن تابه را در کوره می‌گذارند. سرب کم کم آب می‌شود و پس از آن که تمام آن گداخته شد کمی کمتراز یک من قلع در آن می‌اندارند تا پس از آب شدن با سرب آمیخته گردد. بر روی این همبسته گدازان چیزی مانند خاکستر پدیدار می‌شود که آن را با سیخی به کنار تابه می‌کشند و آن رفته رفته خود را می‌گیرد و به رنگ زرد زرنیخی در می‌آید و این کار چندان ادامه می‌یابد که تمام همبسته به همان صورت در آید. ماده‌ای که به این روش در کنار تابه فراهم آمده بسیار داغ است و کمی قلع در آن می‌اندازند تا به بینند جرقه‌ای از آن می‌جهد یا نه. اگر جست می‌گویند سرب پخته‌است و آن را آهسته آهسته در ظرفی به نام « چیقاوان» که دو دسته چوبی می‌گذارند تا خنک شود.
    ۵ـ مس سوخته ـ مقداری مس ( دَم قیچی) را بر خاکستر پیرامون آتش کوره می‌ریزند تا بسوزد. از سوختن آن، ماده‌ای مانند خاکستر به دست می‌آید که « مس سوخته» نامیده می‌شود.
    ۶ـ لاجوردـ مقداری لاجورد طبیعی را ( که آن را لاجورد خارجی می‌نامند) بر سنگی می‌ریزند و سپس سنگ دیگری می‌سایند و کم کم آب به آن می‌افزایند تا به صورت آبگون در آید.
    ۷ـ پستاهی ـ دو من شیشه ( نگاه کنید به بالا)، دو من سرب پخته و یک من سنگ سفید را درهم می‌کنند و آن را در دستگاهی به نام اسیاب بیرون می‌آید سفید چرکین است و آن را یک « معیار» یا یک « پستاهی» می‌نامند.
    ساختن رنگ سبز ـ۱۸۰ مثقال لاجورد در هم و در آسیاب آمیخته و نرم میکنند. ماده آبگونی که به دست می‌آید رنگ سبزی است که می‌خواهند ولی در این هنگام سفید و چرکین است و سبزی ان پس از پخته شدن سفال در کوره پدیدار می‌شود. این آبگون را از کنان می‌گذارنند تا برای رنگ آمیزی آماده شود.
    رنگ زرد ـ دومن سنگ سفید و دو من سرب پخته را باهم می‌آمی‌زند و در « توا» می‌ریزند وآن را در کوره می‌گذارند تا به صورت خمیر در آید. سپس آن را با سیخی از « توا» بیرون می‌آورند و در ظرف پر از آبی می‌ریزند. چون این آب سرد وآن خمیر داغ است به زودی خمیر در آب به صورت ماده‌ای خشک و پوک در می‌آید که آن را می‌کوبند در آسیاب با آب نرم و آبگون می‌کنند و از کتان می‌گذارنند.
    رنگ قهوه‌ای ـ یک پستاهی و نیم من « ملغ»(۲) کویبده در آسیاب می‌ریزند و با افزودن آب، آبگونی درست می‌کنند و سپس آن را از کتان می‌گذرانند. اگر « ملغ» بیش از نیم من باشد رنگ سیاه، و اگر کمتر باشد رنگ سرکه‌ای از آن به دست می‌آید.
    رنگ لاجوردی ـ هشت من سرب پخته و یک من قلع را در کوره آب می‌کنند و می‌گذارند سرد شود و سپس آن را می‌کوبند و دو من از این کوبیده را با یک من سنگ سفید و دومن شیشه و ۳۶ مثقال لاجورد می‌آمی‌زند و با آب در آسیاب نرم می‌کنند و آن را از کتان می‌گذرانند. کوزه‌های ترشی و مربا با رنگهای گوناگون.
    لعاب‌کاری برای لعاب کاری ( رنگ لعابی دادن به سفالینه‌های کوچک، انها را در رنگی که می‌خواهند فرو می‌برند تا همه جای آنها از لعاب پوشیده شود و سپس رنگ کَعْبْ آنها را پاک می‌کنند تا هنگام پختن که سفالیینه‌ها را روی هم می‌چینند به یکدیگر نچسبد. برای لعاب کاری ظرفهای بزرگ، رنگ را با کاسه کوچکی روی می‌ریزند.
    برای این که بدانند غلظت رنگ به اندازه‌است یا نه نخست یک سفالینه را در آن فرو می‌برند و بیرون می‌آورند و سپس با خراشیدن رنگی که بر روی آن نشسته و دیدن قطر آن رنگ میزان غلظت را در می‌یابند. اگر غلظت زیاد بود به اندازه لازم آب می‌افزایند و اگر کم بود رنگ را در آفتاب یا نزدیکی کوره می‌گذارند تا اندکی از آن آب بخار شود. البته این روش لعابکاری در ظرفهائی به کار می‌رود که سراسر آنها باید یک رنگ باشد و نقش و نگار نداشته باشد. در لعاب کاری لانجین و کوزه که هم بزرگ و هم کلفت هستند، لعابی از پستاهی و ۱۸۰ مثقال سرب پخته به کار می‌برند و ماده دیگری به آن نمی‌افزایند.

    پختن سفالینه :
    پیش از آن که کوره را روشن کنند استاد در کوره می‌رود و شاگردان سفالینه‌های لعاب زده را یکی یکی به او می‌دهند و او آنها را روی طاقچه‌ها می‌چیند. استاد سفالینه‌ها را چنان می‌چیند که آنهائی را رنگ مشگی دارند به آتش نزدیک تر و آنهائی که رنگ زرد خورده‌اند از آتش دور تر باشد و نیز دقت می‌کنند که سفالینه‌ها از هم فاصله‌ای داشته باشند تا به هم نچسبند زیرا اگر هنگام پختن به هم بچسبند پس از آن از هم جدا نمی‌شوند. برای این که ظرف‌های بر هم چیده به هم نچسبد، سه شاخه‌ای سفالین به نام « سه پایه»( نگاه کنید به شکل) به کار می‌برند. شکل سه پایه‌ها گاهی کمی با هم فرق و بستگی به نوع سفالینه‌ها دارد. چون جای سه پایه پس از پختن در ظرفها باقی می‌ماند، برای پختن سینی وظرف سفالینی به نام « قابلمه» می‌گذارند. این کار دشوار است و جا و گرمای بیشتری می‌خواهد ورنگ ظرفها را گران تر می‌فروشند. کَعْبْ این گونه ظرفها لعاب ندارد زیرا اگر لعاب داشته باشد به قابلمه می‌چسبد و از آن جدا نمی‌شود. پس از چیدن همه ظرفها، کوره را روشن می‌کنند و گرمای آن را کم کم بالا می‌برند. پس از آن که ۱۰ ساعت از روشن کردن کوره گذشت، استاد چوبی را سوراخ در کوره به درون آن فرو می‌برند، گرمای کوره این چوب را شعله ور می‌کند و او در روشنائی آن چوب، ظرفها را می‌بیند. اگر لعاب آنها هموارو یکسان و درخشان باشد، رنگ را خوب و رسیده می‌داند و اگر تار باشد گرمای کوره را بیشتر می‌کند تا رنگ برسد. اگر در دادن گرما دقت نشود رنگ خراب می‌شود و سفالینه بی ارزش خواهد شد. پس این بخش از کوزه گری بسیار مهم است و به گفته استا د صادق، تمام هنر کوزه گری در همین جاست. پختن ظرفها دوازده تا چهارده ساعت به درازا می‌کشد، پس از آن کوره را خاموش می‌کنند و برای سردشدنش سوراخ بالای آن را یک شبانه روز باز می‌گذارند. سفالگران لالجین بشقاب، سینی، نمکدان، زیر سیگاری، استکان، فنجان، کوزه آب، خمره‌های کوناگون و دیزی و …… می‌سازند. برای این که لانجین که ظرف بزرگ است سبک تر در آید و زودتر بپزد به گل آن کاه الک کرده می‌افزایند. لانجین را خام لعاب می‌دهند وپس از لعاب دادن در کوره می‌پزند. دیزی را از خاک سرخ می‌سازند ولعاب به آن نمی‌زنند. کوزه‌های آب همیشه بی لعاب ساخته می‌شود. درون خمره‌های سرکه و ترشی و مربا را لعاب می‌زنند.
    پری كوچك غمگينی را مي شناسم كه در اقيانوسی مسكن دارد
    و دلش را در يك نی لبك چوبين می نوازد آرام آرام
    پری كوچك غمگينی كه شب از يك بوسه می ميرد
    و سحرگاه از يك بوسه به دنيا خواهد آمد.

  15. #9
    Razak آواتار ها
    Razak آفلاين است همکار قدیمی تالار هنر
    تاریخ عضویت
    Jul 2008
    سن کاربر
    14/2/1364
    نوشته ها
    3,399
    تشکر
    13,843
    تشکر شده 9,603 بار در 5,456 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض

    1- مراحل تاريخي هنر سفالگري
    تاريخ آثار سفالي به دست آمده از گنج دره تپه و غار کمربند به حدود 8000 سال قبل از ميلاد مي رسد. اين سفالها دست ساز بوده در ساخت آنها فقط از خاک موجود در طبيعت استفاده شده است.

    در مرحله دوم (هزاره پنجم و ششم قبل از ميلاد) به سفالهاي «چشمه علي»، «تپه زاغه»، «تپه سيلک» و «اسماعيل آباد» برمي خوريم که مانند سفالهاي دوره اول خشن، با شکلها و تزئينات ساده، در اندازه هاي کوچک و با پخت ناقص ساخته شده اند. در ساخت آنها براي چسبندگي بهتر گل، از کاه خرد شده يا علف خشک استفاده کرده اند. در دوره بعد به واسطه استفاده «چرخ سفالگري» سفالها، ظرافت بيشتري پيدا کرده اند.


    2- لعابکاري
    لعابکاري را «کاسيتها» از بابل که قرنها در تصرف آنها بود به ايران آوردند. قديمي ترين نمونه تزئينات سفالي لعابداري که در ايران به دست آمده به «معبد چغازنبيل» و عهد عيلام ميانه منسوب است.


    3- اولين ماده مصرفي در ساخت ظروف سفالي
    گل رس يا خاک رس


    4- انواع خاک رس موجود در طبيعت
    1. خاکهاي اوليه :
    خاکهايي است که در کنار سنگهاي مادر رسوب نموده، به وسيله آب يا باد جابه جا نشده، به طور نسبي خالص باقي مانده است.

    2. خاکهاي ثانويه :
    خاکهايي است که بر اثر عوامل طبيعي مانند باد و باران و جريانهاي موقت يا دايمي رودخانه ها از محل اوليه منتقل و در اينجا به جايي با مواد آلي و اکسيدهاي مختلف مخلوط شده است. اين نوع خاکها در مقايسه با خاکهاي اوليه خلوص کمتري دارند اما از چسبندگي بيشتري برخوردار است.


    5- موارد و مصالح مورد استفاده در سفالگري از نظر کميت فيزيکي
    1. مواد اوليه پلاستيک (شکل پذير يا رُسها) :
    به خاکهايي گفته مي شود که خاصيت «پلاستي سته» دارند. يعني خاصيتي که ماده را قادر مي سازد تا در اثر يک نيروي خاري بدون شکست و گسستگي تغيير شکل داده، بعد از حذف يا کاهش نيرو، همچنان شکل خود را حفظ کند.

    2. مواد اوليه غيرپلاستيک :
    خاصيت تغيير شکل ندارند.


    6- مواد اوليه غير پلاستيک
    1. پر کننده ها :
    مانند سيليس، سنگ چخماق و تالک، مواد غيرپلاستيکي هستند که به بدنه افزوده مي شوند. معمولاً داراي نقطه ذوب بالا و مقاومت شيميايي خوبي هستند.

    2. گداز آورها :
    مانند فلدسپات، اکسيدهاي سديم، پتاسيم، بور يا باريم که در بدنه و لعاب سازي به کار مي رود. گداز آورهاي مورد استفاده در سراميک سازي، بسيار متنوع اند.


    7- ابزار و وسايل توليد و کار هر يک
    سنگ خرد کن :
    براي تبديل قطعه هاي سنگ بزرگ به خرده سنگ استفاده مي شود.

    آسياب :
    براي پودر کردن مواد معدني به کار مي رود.

    الک :
    براي دانه بندي، تميز کردن و جداسازي مواد از يکديگر از الک استفاده مي کنند.

    مخلوط کن :
    به هم زدن دوغابهاي سراميکي و ورز دادن خمير سراميک با مخلوط کن انجام مي گيرد.

    خشک کن :
    براي خشک کردن دوغاب بدنه هاي خام قبل از پخت آنها را در خشک کن قرار مي دهند.

    کوره :
    بدنه هاي خام و لعابدار را در کوره مي پزند.

    چرخ سفالگري :
    براي ساخت ظرفهاي سفالي از چرخ سفالگري استفاده مي شود.
    ابزار کوچک چرخکاري: وسايلي است که براي شکل دادن ظرفهاي سفالي، هنگام چرخ کاري به کار مي رود.


    8- روشهاي توليد سفال
    1. روشهاي دست ساخت
    2. روشهاي ساخت ظروف با چرخ سفالگري
    3. روش ساخت دوغابي


    9- روشهاي دست ساخت
    اين روش بيشتر حالت حجمي دارد و مانند مجسمه سازي در آن عمل مي شود. روشهاي توليد دستي به گونه هاي زير قابل اجراست:
    1. فشاري :
    در اين روش ابتدا مقداري گل را به صورت گلوله اي در آورده، سپس با انگشت شست، سوراخي در وسط آن ايجاد مي کنند. با گردش انگشت شست در سوراخ، دهانه ظرف را باز نموده، سپس با کمک ساير انگشتان، شکل دلخواه را به وجود مي آورند.

    2. مارپيچ يا فتيله اي :
    پس از ورز دادن گِل و پهن کردن آن به وسيله وردنه يا دست، آن را گلوله نموده، به صورت فتيله در مي آورند. سپس نوارهاي گل را به شکل دلخواه روي هم قرار داده، با ليسه صاف مي کنند تا شکل مورد نظر به دست آيد.


    10- روش ساخت ظروف با چرخ سفالگري
    در ساخت ظروف با چرخ سفالگري دو نوع چرخ به کار مي رود:
    1. چرخ سفالگري کُند :
    ساده ترين شکل آن دو صفحه چوبي است که زير صفحه بالايي حالت مقعر دارد، به طوري که صفحه زيرين، ثابت است و صفحه رويي مي چرخد و گل را شکل مي دهد.

    2. چرخ سفالگري تند :
    با استفاده از اين چرخ، سفالگر به کمک پا، صفحه زيرين يا طبق چرخ را به گردش در آورده، با دو دست گل را در صفحه رويي شکل مي دهد. اين روش در سفالگري بيشترين توليد را به خود اختصاص داده است.


    11- روش ساخت دوغابي
    در شکل دادن فرآورده هاي سراميکي از ابزاري به نام قالب استفاده مي شود. نکته اساسي، تفاوت جنس قالب و خاصيت فيزيکي بدنه مورد استفاده است.


    12- روش پرس خمير در قالب
    در گذشته جنس بعضي از قالبها، رس پخته و روش شکل دهي به صورت پرس خمير گل در قالب بوده است. در توليد فرآورده هاي سراميکي برحسب نوع سادگي و پيچيدگي کار مي توان از انواع قالبهاي گچي استفاده کرد. اين قالبها عبارتند از ساده، يک تکه و چند تکه.


    13- روش ريخته گري دوغابي
    در اين روش، مواد سراميکي را مي توان به شکل دوغاب درآورده و استفاده کرد. دوغاب ريخته شده در قالب گچي پس از زمان معيني به علت تماس با ديوار گچي، جداره اي را تشکيل مي دهد. در اين هنگام دوغاب اضافي از قالب تخليه مي شود.


    14- کار پرداخت
    سفالگراني که با چرخ، کار مي کنند، يک روز پس از ساخت ظروف، کار «پرداخت» را به ويژه براي قسمتهاي بيروني ته ظرف با ابزار روي چرخ انجام مي دهند. پرداخت کردن ظروف به سفالگر، اين امکان را مي دهد که قسمتهاي اضافي و زيادي بدنه را تراشيده، علاوه بر يکنواختي در ضخامت بدنه، براي ظرف پايه کف حلقوي ايجاد کند.


    15- انواع تزئين بدنه هاي سراميکي
    1. تزئين روي بدنه خام
    2. تزئين با رنگ و لعاب


    16- تزئين روي بدنه خام
    الف) نقش بريده يا مشبک :
    بريدن نقش به وسيله ابزار برنده و نيز از روي بدنه خام را «نقش بريده» مي نامند.

    ب) نقش کنده يا حکاکي :
    کندن نقش بر روي سطح بدنه خام را «نقش کنده» مي نامند.

    ج) نقش افزوده يا برجسته کاري :
    افزودن نقش بر روي بدنه خام را نقش افزوده مي نامند.


    17- تزئينات با رنگ و لعاب
    تزئينات نهايي روي بدنه هاي سراميکي با اکسيدهاي رنگي انجام مي شود. تزئين به وسيله لعابهاي رنگي، چهار گونه است:
    1. سفالينه هاي يک رنگ :
    از متداول ترين ظروفي است که ساخت آن تقريباً از ابتداي هزاره اول قبل از ميلاد مورد توجه قرار گرفته است. در دوره اسلامي پوشش ظروف با لعاب يکرنگ ادامه پيدا کرده و رنگهاي لاجوردي، آبي، سبز، زرد، قهو ه اي و بيشتر از همه لعاب فيروزه اي ديده مي شود.

    2. تزئين زير لعاب :
    در اين نوع تزئين معمولاً نقاشي، کنده کاري يا نقش برجسته در زير لعاب ديده مي شود.

    3. نقاشي هفت رنگ :
    سفالگران دوره سلجوقي پس از موفقيت در ساخت ظرفهاي مختلف به نوعي سفالينه که بين هنرمندان اسلامي به «نقاشي رو لعاب» يا «هفت رنگ» معروف است، دست يافتند. امروزه از اين روش در ساخت ظروف و به ويژه کاشي در ابعاد وسيع استفاده مي شود.

    4. کاشي لعاب پران :
    بر روي سر در مسجد نطنز نوار کتيبه اي با زمينه نخودي و حرف فيروزه اي مشاهده مي شود. اين کتيبه که ساخت آن به شيوه «لعاب پران» مشهور است، استفاده زيادي در تزئينات ظريف کاشي کاري دارد.


    18- انواع کوره هاي سفالي
    1. کوره هاي ابتدايي :
    که اجاق و اتاق آنها از هم جدا نيست يعني مواد سوختي هم در همان محلي قرار دارد که سفالها براي پختن، چيده مي شود. کنترل ما در اين کوره ها مشکل، اتلاف حرارت زياد، ضايعات کوره نيز زياد و غير قابل پيش بيني است.

    2. کوره هاي پيشرفته :
    که اجاق و اتاق کوره از يکديگر جداست. اين کوره ها چه در داخل زمين و چه در روي آن ساخته شوند، حرارت آنها قابل کنترل و ضايعات آنها قابل پيش بيني است.


    19- عوامل مؤثر در پخت سفال
    خروج يا تبخير آب فيزيکي و شيميايي مواد، سوخت مواد آلي، تکميل سوخت بدنه، واکنشهاي شيميايي، تغييرات حجمي فشار کوره.
    پری كوچك غمگينی را مي شناسم كه در اقيانوسی مسكن دارد
    و دلش را در يك نی لبك چوبين می نوازد آرام آرام
    پری كوچك غمگينی كه شب از يك بوسه می ميرد
    و سحرگاه از يك بوسه به دنيا خواهد آمد.

  16. تشکرها از این نوشته :


  17. #10
    sharoen آواتار ها
    sharoen آفلاين است كاربر كارامد

    تاریخ عضویت
    Sep 2007
    نوشته ها
    1,841
    تشکر
    1,877
    تشکر شده 2,082 بار در 1,166 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض

    سفال كلپورگان[IMG]http://i31.*******.com/szu1c8.jpg[/IMG][IMG]http://i32.*******.com/34e3ndk.jpg[/IMG][IMG]http://i31.*******.com/2itk76a.jpg[/IMG][IMG]http://i31.*******.com/2r3lajc.jpg[/IMG][IMG]http://i26.*******.com/2w7001k.jpg[/IMG][IMG]http://i27.*******.com/r1em3o.jpg[/IMG][IMG]http://i28.*******.com/11rbtj6.jpg[/IMG][IMG]http://i28.*******.com/14vjhut.jpg[/IMG][IMG]http://i29.*******.com/2vkdb41.jpg[/IMG][IMG]http://i26.*******.com/1z2egb4.jpg[/IMG][IMG]http://i30.*******.com/28ltnvl.jpg[/IMG]

  18. تشکرها از این نوشته :


  19. #11
    مونا!! آواتار ها
    مونا!! آفلاين است كاربر عالي
    تاریخ عضویت
    Mar 2008
    محل سکونت
    nokia 1100
    نوشته ها
    701
    تشکر
    1,155
    تشکر شده 1,244 بار در 568 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض سفالگری

    در شش هزار سال پیش ازمیلاد اولین نشانه پیدایش کوره پخت، درصنعت سفال دیده می‌شود و در سه هزار و پانصد سال پیش از میلاد چرخ سفالگری ساده ای که با دست حرکت می‌کرد ساخته شد. پیدایش چرخ سفالگری تحوّل بزرگی را در ین صنعت بوجود آورد.

    از آغاز نیمه سده گـذشته باستان شناسان تعـداد زیادی ظروف سفالی و اشیاء دیگـر در منطقه ای از مشرق ایران تا عراق و از قـفـقاز با دره سند را از زیر خاک بـیـرون آوردند. سفالهـای پـیش از تاریخ که در این مـنطقه وسیع یافت شده در شیوه و سبک ساختـن تـقـریـبا با مخـتصر تـغـیـیر یکـنواخت و در سطح فـنی بطرز اعـجاب انگـیزی پـیـشرفـته است. نخستین نمونه های آن از شوش در ایلام که اولین سکونت گـاه ایرانیان در پای فلات ایران بود بـدست آمد. سـفالهـای شوش نه تـنهـا مربوط به خود شوش است بلکه سفالینه هـایی که از تـپه موسیان در 160 کیلومتری شوش و از سومر و تـل حلف در عراق و از شمال غربی هـندوستان و بلوچستان، یا از فلات ایران در تـپه گـیان و تـپه حصار و تورنگ تـپه و سیلک، یا در قسمت شرق تا آنائـو که امروز در تـرکستان روسیه است جزو طبقه سفالهای شوش نامیده می‌شود. سفالهـایی که بـنام شوش اول معـروف است مـتعـلق به زمانی است که از 3500 تا در حدود 2500 پـیش از میلاد مسیح می‌باشد. در اینجا باید متـذکـر شد که مردمانی با تـمدن نوسنگـی نیز در ایالت کانسوی چـین پـیدا شدند و ظروف سفالی آنهـا ویـژگـیهـایی هـمانـند ظروف سفالی شوش از لحاظ روش و فن تولید دارد.

    سفال نقاشی شده سیلک
    کهـنـترین ظرفی که در ایران یافت شده است، ظرف سیاه دود آلودیست که هـمانـند قـدیمی‌تـرین ظروف سفالی است کهن در جاهـای دیگـر پـیـدا شده است. نخـستیـن ظرفـهـای سفالی که با روش کربن 14 تاریخ آن بـدست آمده و متعـلق به هـزارهً چـهـارم پـیش از میـلاد مسیح است در بـین النهـرین یافت شده است. کهـنـتـرین سفالی که در ایران یافت شده مـتعـلق به هـمان دوره است. این ظرف دست ساز نسبتـاً ابتدایی به دنـبال خود ظرفی سرخ با لکـه های سـیـاه نـاشی از پـخـت ناقـص داشـت. پـیـشرفت فـنی در حرفه کوزه گری سبب بوجود آمدن سبک جـدیـدی شد، این سبک با تـغـیـیرات و وقـفـه هایی که داشت بـیش از 2000 سال در بعـضی از مناطق فلات ایران دوام کرد.
    معـروفـتـرین پـیـشرفـتهای فـنی در رشته سفالینه سازی از این قـرار است :
    1- بـدنه ای از خاک رس ظریف که بدون تـردید آبـدیـده شده است. این ظرف در کوره پـخـته می‌شد و رنگ آن لیموئی، کرم، زرد، صورتی یا گـاهـی اوقات سرخ تـیـره بود. تـیـغـه های کـرم یا لیمویی رنگ که پـیـدا شده است نشان می‌دهـد که پـخـت آن در اتـمسفـر احـیا کـنـنده ای انجام شده است.
    2- تمام ظروف دارای ضخامت یکـنواخت است، آنهـایی که بـلنـدیـشان بـیش از 10 سانـتـیمتر بود 0.3 سانـتیمتر ضخامت داشتـند و بزرگـترین آنها که پـیـدا شده است 30 سانتی متر ارتـفاع و 0.95 سانتی متر ضخامت داشت.
    3- گـردی کامل و بعـضی عـلاماتی که در موقع چرخ دادن آن بـدست آمده نشان می‌دهـد که لااقـل در آنروز چرخ کوزه گـری با سرعـت کم که پـیـش درآمد چرخـهـای فعـلی کوزه گـری است به کار برده می‌شده است.
    4- تمام ظروف پـیدا شده در دوغ آب خاک رس بـسـیار نـرمی‌فـرو برده شده بود که سطح آنهـا را اینـقـدر صاف کرده است.
    5- یک ماده رنگی که از گـرد اسید آهـن آبـدار و اکسید منگـنـز ساخته شده بود درآمیخـتهً فوق به کـار بـرده می‌شد. در پـخـت دوم این رنگـهـا سیاه و قهـوه ای سیر می‌شد.
    6- پـیش از پـایان هـزاره چـهـارم قـبـل از میـلاد چرخ کـندر و کوزه گـری بصورت چرخ تـند امروزی درآمد. لااقـل این موضوع در مورد سفالهـایی که سیلک در مرکـز ایران تـپـه حصار در شمال شرقی ایران پـیدا شده است، صدق می‌کـند.
    7- تـقـریـباً در هـمان زمان نوعـی از کوره در ایران بوجود آمد که آتـشخـانه آن در زیر محـل سفالهـا بود و یک در آجری آنهـا را از هـم جـدا می‌کرد، کوره ها باید از این نوع باشـند. تا نظارت و بـررسی اتـمسفـر لازم برای تولید رنگـهـای کرم و نخودی عـملی باشد. این نوع کوره هـا هـنوز در سراسر کـشور از طرف کوزه گـران و آجرپـزان به کار برده می‌شود و هـنوز هـم رنگ نخودی را برای آجر تـرجـیح می‌دهـند.
    8- سفالهـای قالبی در تـپه حصار و تـل باکـون در جـنوب ایران پـیـدا شده است. در قـسمتهـای مخـتـلف کشور قالبهـای گـلی پخـته شده برای تولید زیاد مجسمه های متعـلق به سالهـای 2500 تا 1750 قـبل از مسیح بدست آمده است.
    9- سفالینه های خاکستری رنگ با لعـاب سیاه درخشان ابـتـدا در حدود 2000 پـیش از مسیح در تـپـه حصار و در سیلک بوجود آمد. این سفالهـا که در کورهً احیا کـنـنده پـخـته شده اند، اولین نوع سفالسازی لعـابی است که از آن اطلاع داریم. اینجا بجاست یادآور شویم که لعـابکـاری سفال در قرون وسطی در کاشان مـتـداول گـردید، و کاشان تـنـها چـند کیلومتر دورتر از سیلک است.
    تـمام این پـیـشرفـتهـای فـنی در مـدت کـوتاهـی سفالسازی را یکی از حـرفـه های سامان یافـته کـرد. و از آن تاریخ تا کـنون به هـمین نحـو باقـی مانده است. اما مهـارت و استادی کوزه گـران باستان تـنـهـا از نظر فـنی نبوده است، زیـبایی این فراورده هـا فوق العـاده است. به کار بردن رنگـیزه های اکسیدی با قـلم مـو با حرکات متـوالی کاملا مشهـود است. تـزئینات نقـش حـیوانات و نباتات را تـقـریـبا با طرح هـندسی دقیق نشان می‌دهـد.

  20. #12
    مونا!! آواتار ها
    مونا!! آفلاين است كاربر عالي
    تاریخ عضویت
    Mar 2008
    محل سکونت
    nokia 1100
    نوشته ها
    701
    تشکر
    1,155
    تشکر شده 1,244 بار در 568 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض مناطق مهم سفالگرى در ايران

    لالجین همدان
    لالجین به سبب برخورداری از خاك به صورت یكی از مراكز عمده سفالگری درآمده است. خاك لالجین رسی و بیشتر سفالهای این منطقه بدون نقش و با لعاب یكدست به بازار عرضه می‌شود. محصولات این منطقه بسیار متنوع و از حیث خاك و لعاب نسبتاً مرغوبتر از سایر نقاط ایران است. رنگ لعابهایی كه در همدان ساخته می‌شود اغلب لاجوردی، آبی، سرمه ای، حنائی، زرد، سبز، فیروزه‌ای و قهوه‌ای است. سفالهای همدان گاه به طریقه رو رنگی نقاشی می‌شود و گاه با نقوشی كه به صورت مقعر روی سفال ایجاد می‌گردد، منقوش می‌شود و هنگام لعاب دادن نقاط گودتر از لعاب پر شده و در نتیجه به صورت خطوط پر رنگ‌تری دیده می‌شود. تكنیك ساخت سفالهای لالجین بیشتر چرخكار است اما كارهای قالبی به روشهای فشاری و دوغابی نیز انجام می‌شود و گاهی بدنه‌های خام به روشهای كنده، بریده و افزوده تزئین می‌شوند.

    میبد یزد
    در این منطقه سفالگری با خاك سفید انجام می‌شود و پس از ریختن، سطوح سفال را با لایه‌ای از خاك سفید خالص‌تر كه تركیباتش در هر منطقه فرق می‌كند و به صورت دوغاب درمی‌آید، می‌پوشانند و سپس با رنگهای متنوع نقاشی می‌كنند و در نهایت تمام سطح سفال را با لعاب شفاف بی رنگ پوشانیده و می‌پزند. نقوشی كه روی سفالهای میبد به چشم می‌خورد یكی تصویر خورشید است و به صورت زن نقاشی می شود كه اصطلاحاً خورشید خانم نامیده می‌شود و دیگر تصویر گلهای تزئینی و ماهی و پرنده است. تكنیك ساخت سفالهای میبد چرخكاری و همچنین ریخته گری دوغابی است.

    كلپورگان
    پیشینه هنرسفالگری در مناطق باستانی بلوچستان به عصر پارینه سنگی و پیش از تاریخ می‌رسد. در شهر سوخته و در 3200 سال پیش از میلاد مسیح تولید سفال بسیار چشمگیر بوده است. تولیدات سفالهای كلپورگان شباهت بسیاری به سفالهای به دست آمده از كاوشهای باستان شناسی در هزاره سوم پیش از میلاد دارد. شاید بارزترین وجه تمایز سفال كلپورگان با سایر موارد مشابه طریقه ساخت این سفال است كه همچنان براساس الگوهای قدیمی و باستانی ساخته می‌شود. روش ساخت این نوع سفال، مرسوم به روش لوله‌ای (فتیله‌ای) است. این سفال بدون لعاب و با نقوشی سیاه رنگ تزیین می‌شود.
    سفالگری در كلپورگان كاری خاص زنهاست و مردها فقط كارهای سنگین مثل آوردن خاك از معادن و آماده كردن گل را انجام می‌دهند. آنان ترجیح می‌دهند كه سفالگری را به همان شیوه سنتی خود انجام دهند و كار ساختن سفال صرفاً با دست انجام می‌گیرد و ندرتاً از چرخ دستی نیز كمك می‌گیرند.

    شهوار میناب
    شیوه تولید سفال در شهوار میناب بسیار جالب و بدیع است. كوره‌های زمینی كه از شاخ و برگ درختان شكل گرفته و نیز ابتدایی بودن ابزار و روش‌های تولید در این منطقه یادآور شیوه تولید سفال در دنیای باستان است و اینكه تولید سفال در شهوار میناب به مرحله پیش از اختراع چرخ پایی تعلق دارد. محصول كارگاه‌های سفالگری بومی این روستا ظرف های ذخیره آب است كه جهله نامیده می‌شود. ساخت «جهله» با روش ساده چرخكاری است. شكل و طرح چرخهای سفالگری در شهوار مربوط به حدود 3 هزار سال قبل از میلاد است.

    مند گناباد
    در جنوب استان خراسان واقع است و نقوش سفال های آن شبیه به نقوش سفال مناطقی چون میبد یزد، استهبان فارس و شهرضای اصفهان است.
    ظروف مند گناباد كه اكثراً بصورت قاب و قدح است دارای حاشیه‌هائی ساده در لبه ظرف و نقوش ریز و كوچك پرنده و گل و برگ تزئینی در وسط می‌باشد و در بسیاری موارد نیز تمام سطح داخلی یا خارجی و یا هر دو را از نقوش پرنده و گل و برگ پر می‌كنند.


    تبریز و زنوز
    در زنوز كه در نزدیكی تبریز واقع شده یك نوع خاك سفید مرغوب یافت می‌شود. سفال سازی در زنوز و تبریز با همین خاك و یك شكل انجام می‌گیرد. در این مناطق سرویس‌های زیبای غذاخوری، گلدان، پایه آباژور، شمعدان، زیر سیگاری، سرویس چایخوری، قاب و قدح و مجسمة جانوران ساخته می‌شود. سفال های آن به دو صورت ساده و منقوش عرضه می‌گردد.

    قم
    محصولات سفال قم شامل: سفال‌هایی با روش چرخكاری و ریخته‌گری دوغابی و خرمهره با لعاب فیروزه‌ای است.
    یكی از بازماندگان حقیقی صنعت سفالسازی 6000 ساله، پیشه مهره‌سازی است كه چیزی جز مهره‌های فیروزه‌ای رنگ تولید نمی‌كند. ساختن و سوراخ كردن مهره ها توسط كارگران جوان كارگاه انجام می‌شود و وقتی كه خشك شدند آنها را در لعاب قلیایی كه رنگیزة آن اكسید مس فرو می برند. پس از عملیات پخت همه این مهره‌ها به رنگ فیروزه‌ای در می‌آیند .
    ساختن این مهره‌ها در انحصار قم است و از آنجا به همه ایران فرستاده می‌شود.

    مازندران
    رنگ سفال ها پس از پخت قرمز اخرایی است كه این بدلیل وجود تركیبات آهن در گل این منطقه می‌باشد. در مازندران از چرخهای برقی و پایی استفاده می‌شود و كوره‌ها با سوخت هیزم، نفت سفید و گاز مورد استفاده قرار می‌گیرند، محصولات بیشتر ظروف هستند كه در كلاگر محله جویبار به صورت شبكه‌بری (مشبك) تولید می‌شوند و همچنین چند كارخانه به صورت مكانیزه سفال سقف (بام پوش) تولید می‌كنند.

    گیلان
    در بیشتر نقاط گیلان سفالگری سنتی رواج دارد و بیشتر ظروف كاربردی ساخته می‌شود كه مهمترین آن ظرفی است به نام (گمج) كه در 3 اندازه: یك مرغی و سه مرغی و همچنین به شكلهای دسته دار، درپوش دار و با لعابی سبز تولید می‌شود.

    سمنان
    استان سمنان امروزه یكی از مراكز سفالگری ایران محسوب می‌شود و سفالگران بسیاری در شهرهای سمنان، شاهرود، گرمسار و دامغان فعالیت می‌كنند كه بیشتر آنها در شهرستان سمنان متمركز هستند. روش كار آنان چرخكاری، قالبی (فشاری و دوغابی) و ساخت سفالهای دست ساز است. در این استان خاكهای رس مناسبی هم برای سفالگری وجود دارد و سفالگران آثارشان را در كوره‌های سنتی و برقی پخت می‌كنند.

    ساوه
    سفالگری، به خصوص كوزه گری، از گذشته دور در این منطقه رواج داشته است. در زمان سلجوقیان، ساوه یكی از مراكز مهم سفالگری بود.
    امروزه چند كارگاه سفالگری به شكل سنتی (چرخكاری) و قالبی، به تولید سفال در ساوه مشغولند.

    شهرضا
    در شهرضا با دو نوع خاك كار می‌كنند، یكی خاك رس كه متعلق به خود شهرضا است و دیگر خاك سفید كه از نقاط دیگر به این منطقه آورده می‌شود. در شهرضا اشیاء متنوعی از قبیل كاسه و بشقاب، سرویس چایخوری، گلدان، زیر سیگاری، شمعدان، لیوان و غیره می‌سازنند.
    سفالهای این منطقه به صورت منقوش عرضه می‌شود و نقاشی‌های آنها به چند سبك مختلف می‌باشد

  21. #13
    مونا!! آواتار ها
    مونا!! آفلاين است كاربر عالي
    تاریخ عضویت
    Mar 2008
    محل سکونت
    nokia 1100
    نوشته ها
    701
    تشکر
    1,155
    تشکر شده 1,244 بار در 568 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض

    اولین ماده مصرفی در ساخت ظروف سفالی
    گل رس یا خاک رس است
    خاک رس به چند صورت در طبیعت وجود دارد:
    1. خاکهای اولیه :
    خاکهایی است که در کنار سنگهای مادر رسوب نموده، به وسیله آب یا باد جابه جا نشده، به طور نسبی خالص باقی مانده است.
    2. خاکهای ثانویه :
    خاکهایی است که بر اثر عوامل طبیعی مانند باد و باران و جریانهای موقت یا دایمی رودخانه ها از محل اولیه منتقل و در این جا به جایی با مواد آلی و اکسیدهای مختلف مخلوط شده است. این نوع خاکها در مقایسه با خاکهای اولیه خلوص کمتری دارند اما از چسبندگی بیشتری برخوردار است.


    موارد و مصالح مورد استفاده در سفالگری از نظر کمیت فیزیکی به چند دسته تقسیم می شوند:

    1. مواد اولیه پلاستیک (شکل پذیر یا رُسها) :
    به خاکهایی گفته می شود که خاصیت «پلاستی سته» دارند. یعنی خاصیتی که ماده را قادر می سازد تا در اثر یک نیروی خاری بدون شکست و گسستگی تغییر شکل داده، بعد از حذف یا کاهش نیرو، همچنان شکل خود را حفظ کند.
    2. مواد اولیه غیرپلاستیک :
    خاصیت تغییر شکل ندارند

    مواد اولیه غیر پلاستیک به چند دسته تقسیم می شوند:

    1. پر کننده ها :
    مانند سیلیس، سنگ چخماق و تالک، مواد غیرپلاستیکی هستند که به بدنه افزوده می شوند. معمولاً دارای نقطه ذوب بالا و مقاومت شیمیایی خوبی هستند.
    2. گداز آورها :
    مانند فلدسپات، اکسیدهای سدیم، پتاسیم، بور یا باریم که در بدنه و لعاب سازی به کار می رود. گداز آورهای مورد استفاده در سرامیک سازی، بسیار متنوع اند.


    ابزار و وسایل تولیدسفال:

    سنگ خرد کن :
    برای تبدیل قطعه های سنگ بزرگ به خرده سنگ استفاده می شود.
    آسیاب :
    برای پودر کردن مواد معدنی به کار می رود.
    الک :
    برای دانه بندی، تمیز کردن و جداسازی مواد از یکدیگر از الک استفاده می کنند.
    مخلوط کن :
    به هم زدن دوغابهای سرامیکی و ورز دادن خمیر سرامیک با مخلوط کن انجام می گیرد.
    خشک کن :
    برای خشک کردن دوغاب بدنه های خام قبل از پخت آنها را در خشک کن قرار می دهند.
    کوره :
    بدنه های خام و لعابدار را در کوره می پزند.
    چرخ سفالگری :
    برای ساخت ظرفهای سفالی از چرخ سفالگری استفاده می شود.
    ابزار کوچک چرخکاری: وسایلی است که برای شکل دادن ظرفهای سفالی، هنگام چرخ کاری به کار می رود.


    بررسی كیفیت مواد اولیه كاربردی:
    مواد اولیه مناطق مختلف كیفیات و خصوصیات متفاوتی دارند و هر كدام برای ساخت نوع خاصی از محصول و شیوه تولید مورد استفاده قرار می گیرند . به طور مثال محل مورد استفاده برای كاردستی ، چرخكاری و قالبی باید دارای قابلیتهای متناسب با آن شیوه باشد .
    1- ارتن ور Earthen Ware
    قطعه ای از سرامیك را نامند كه بین 850 درجه سانتیگراد تا 1000 درجه سانتیگراد آتش دیده و دارای تخلخل نامرتب باشد . در زبان فارسی به اشیاء ارتن ور « سفال » گفته میشود . ولیكن این لغت در برخی مواقع فقط به اشیاء سرامیكی سرامیكی بدون لعاب اطلاق میگردد . در زبان عرب نیز ( خزف ) نامیده شده و آن عبارتست از پوسته آهكی نوعی از حیوان دریایی . این نوع سرامیك را فرانسویان فیانس (Faience ) نامگذاری كرده اند . در سرامیك سازی فرانسه ( فایانلس ) به سفال لعابدار منقوش گفته می شود . در زبان انگكلیسی ارتن ور (Earthen Ware) نامیده می شود . ( معنای تحت الفظی ارتن ور به نام بدنه خاكی است ) . در انگلیسی كلمه پاتری (Pottory) در این مورد بكار می رود در صورتیكه معنای لغوی پاتری از دو كلمه پات (Pot) به معنای ظرف و اری (Ery) به معنای كار كردن و ساختن تشكیل شده است . كه مجموعاً به معنای ظرفسازی و به معنای خاص جنبه سرامیك سازی دارد . در خاتمه نزدیكترین لغتی كه به پاتری وجود دارد كلمه (كوزه گری ) است . در زبان آلمانی نیز (Steingert) نامیده شده است .
    ارتن ور خود از لحاظ تركیب به چندین نوع تقسیم شده كه به شرح ذیل می باشد :
    الف ـ ارتن ور طبیعی Natural Earthen Ware
    كه معمولا از یك نوع ماده اولیه ودارای حداكثر ناخالصی است.
    ب ـ ارتن ور ظریف Fine Earthen Ware
    عبارت است از قطعه ایی كه مركب ازمواد اولیه پرچسب و كم چسب و دارای حداقل ناخالصی است.
    ج ـ ارتن ور تالكی Earthen Ware Talc
    كه نوعی از ارتن ور با استحكام زیاد است و بعلت ریزی دانه های تالك محصول مرغوبی را بدست می دهد.
    دـ ارتن ور نیمه شیشه ای Semivitruse Earthen Ware
    كه از تركیب سه ماده اصلی تشكیل شده و دارای تخلخلی متوسط بوده وحاوی درصد جذب آب كم می باشد. این نوع ارتن ور سفید رنگ برخی اوقات شفاف نیز بوده و بعلت عدم وجود اتصال ( آلومینیوم سیلیكات) بین ذرات بسیارترد و شكننده می باشد. بدین لحاظ اكثر اوقات با چینی اصل اشتباه شده و در زبان عرف بنام بدل چینی مشهور است.
    2- استون ور Stone Ware
    قطعه ایی است لعابدار و یا بدون لعاب كه قسمت اعظم آن از مواد دیرگداز تهیه شده و تا نیمه شیشه ای شدن ( درجه بحرانی ) گرما دیده و در درجات c˚1200 تا c˚1300 در مسیر حرارت قرار گرفته است.
    استون ورها عموماً شفافیتی ندارند و كاملاً مات هستند ولی از استحكام عالی برخوردار هستند. در فارسی نام تجاری آن (چینی سنگی) می باشد. در فرانسه (Cres) ودر آلمانی (Steinzeng) نامیده میشود .
    استون ورها به انواع ذیل تقسیم می گردند:
    الف ـ استون ور طبیعی S. Natural
    كه از یك نوع خاك با حداكثر ناخالصی تهیه می شود.
    ب ـ استون ور ظریف S. Fine
    كه از مخلوطی از خاكهای پرچسب و كم چسب تشكیل شده و پوشش مثلثی ایجاد می كند .
    ج ـ استون ور صنعتی غیر متخلخل Tecnnical S.
    كه از مواد خام خالص و كنترل شده تهیه و بدقت مخلوط و حرارت دیده و با حداقل تخلخل بیشتر در صنایع شیمیایی استفاده می شود.
    دـ استون ور جاسپر Jasper S.
    كه از آنها به مقدار فراوان از تركیبات باریم استفاده شده است.
    هـ ـ استون ور بازالت Basalt S.
    كه از بدنه آنها از مقادیر زیادی اكسید آهن استفاده شده است.
    3ـ چینی China
    این نوع سرامیك دارای بدنه ای كاملاً سفید و شفاف با درصد تخلخل كم و گاهی صفر است. لعاب چینی همواره ترانسپرانت و شیشه ای می باشد . درجه پخت این محصول بین c˚1200 تا c˚1450 می باشد . چینی از مواد اولیه مرغوب و كاملاً خالص تهیه شده است .
    چینی ها از لحاظ تركیب مواد به انواع ذیل تقسیم می گردند:
    الف ـ چینی هتل Hotel China
    دارای تركیبی سه ماده ایی است كه شامل اكسید آلومینیوم و سیلیس فراوان بوده و به اضافه مقدار درصدی كم از آهك كلسینه شده كه در شرایطی ویژه حرارت دیده ودارای تخلخلی بسیار پائین می باشد:
    معمولاً علامت مشخصه چینی هتل آنست كه نسبت به سایر چینی ها بسیار ضخیم تر می باشد.
    ب ـ چینی خانگی House hold China
    كه تمام تولید آن مانند چینی هتل است ولی با ساختی ظریفتر و نازكتر كه باعث ایجاد شفافیت در بدنه ظرف می گردد.
    ج ـ چینی استخوانی Bone China
    كه شامل مقادیر فراوانی خاكستر استخوان می باشد كه باعث تولید شفافیت بهتری در بدنه ظرف می گردد. چینی های استخوانی اكثراً در انگلستان ساخته می شوند.
    د ـ چینی فریت Frit China
    كه شامل مقادیری گدازنده فلاكس (Fluxe) است كه سبب شفافیت بدنه می گردد. نام بالیك ور (BellekWare) نیز در همین زمینه به كار می رود. چینی های مشهور له ناكس (Lenox) در آمریكا نیز از این نمونه است.
    توضیح آنكه ایرانیان نیز در قرن نهم میلادی این تكنیك را بررسی و تجزیه نمودند .
    هـ ـ چینی سخت High Strenght China
    دارای تركیبی هستند كه در آن آلومین به مقدار زیاد جانشین كوارتز شده است.
    ت ـ چینی آشپزخانه ای Kitchen Ware
    كه دارای ضریب انبساط حرارتی كم بوده و اغلب شامل مقادیری كرودریت (Cordierite) یا اكسید لیتم بصورت مواد معدنی مختلف در آنها وجود دارند. اون ور (Oven Ware) نوعی از چینی های آشپزخانه ای مخصوص داخل فر است و نوعی دیگر ظروف مقاوم در برابر شعله (Flame Ware) می باشد كه پخت غذا بر روی حرارت آزاد را میسر می كند.
    4- پرسیلن Porcelain
    پرسیلن ها یك بدنه كاملاً سخت و شفاف سرامیكی اند كه معمولاً دارای تركیبات سه ماده ایی می باشند . این نوع اجسام ابتدا در حرارت ( c˚900 الی c˚ 950) آتش داده شده و سپس لعابی كه معمولاً شفاف است با درجه حرارت بالاتر ( بین 1300 الی 1500) بر روی آن داده می شود. در مورد بعضی از پرسلین ها مانند پرسیلن های الكتریكی هردوی این اعمال در یك جا انجام می گیرد. در زبان فنی عرفی اكثر قطعات فنی و مهندس و نیز چینی های بدون لعاب را كه دارای درصد تخلخل صفر باشد پرسلین می نامند.
    5- سرامیك های خالص Special Ceramics
    بخشی از این نوع سرامیك برای قطعات غیر مادی جهت صنایع الكترونیك بوده كه شامل تیتانیت ها (Titanite) و فریت ها (Ferrites) می باشد. همچنین سایر قسمتها شامل بدنه های دیرگداز بسیار نرم . اجسام شیمیائی ، پرسلین های دندانپزشكی . بدنه های مقاوم در برابر شوكهای حرارتی . ابزارهای برش سرامیكی و بدنه های انتقال دهنده اشعه مادون قرمز می باشد.


    انواع خاكهای سرامیكی:
    به طور كلی خاكهای سرامیكی به دو گروه تقسیم می شود : نوع اول و نوع دوم
    خاكهای نوع اول:
    خاكهای نوع اول خاكهائی هستند كه در كنار صخره های مادر كه فلدسپات باشد بوجود بیایند و هنوز بوسیله باد یا آب به سایر نقاط برده نشده باشند . سنگهای فلدسپاتی تحت تاثیر آبهای زمین كه به داخل آن نفوذ می كند مواد محلول خود را از دست می دهند و متلاشی می شوند و گاهی نیز بخار یا گازهای موجود در زمین این كار را انجام می دهند و در نتیجه خاكی بوجود می آورند كه كائولن نام دارد. خاكهای نوع اول سرامیك خالص اند و چیزی با آنها مخلوط نشده است ، رنگ این نوع خاك ها نیز سفید است.
    خاكهای نوع دوم:
    خاكهای نوع دوم آن خاكهائی هستند كه از زادگاه اصلی خود توسط باد و باران به سایر نقاط برده شده است. مقدار خاكهای نوع دوم در طبیعت خیلی بیشتر از خاك های نوع اول است.
    انتقال خاك توسط آب تاثیر زیادی بر روی آن دارد . زیرا در حین جریان داشتن در داخل رودخانه ها ذرات آن ریزتر می شود . وقتی كه از سرعت آب رودخانه كاسته می شود مواد سنگین آن رسوب می كنند و در جائی كه كاملاً ساكن می گردد ذرات بسیار ریز ته نشین می شود. این نوع خاكها در حین عبور از مكانهای مختلف نسبت به كائولن ناخالص می شوند و تركیبات پیچیده تری بخود می گیرند . در این نوع گلها موادی نظیر كوارتز ، میكا ، آهن و مواد دیگری نظیر كربن یافت می شود. خاكهای نوع دوم از نظیر تركیب با هم تفاوت دارند . در بعضی از انواع آنها كه كائولن دست دوم است آهن وجود ندارد ولی این كائولن بسیار كمیاب است. بال كلی كه یكی از انواع این گلهاست و به عنوان چسب مصرف می شود و دارای مقداری آهن است. پس بطور كلی می توان گفت گل سرامیك ماده ای است كه از سیلیس و آلومینا و آب تركیب شده باشد و وقتی حرارت ببیند سخت و محكم گردد.


    انواع خاكهای سرامیكی:
    كائولن:
    شرایط مختلف زمین شناسی باعث ایجاد گل هائی با خواص فیزیكی و شیمیائی مختلفی شده است. سفال سازان فقط آنهائی را مورد استفاده قرار می دهند كه برای كار آنها مناسب باشد.
    یكی از انواع مهم گل سرامیك كه مورد استفاده زیادی دارد كائولن است . این گل تا اوایل قرن 18 در اروپا مورد توجه نبود و بعداً در سرامیك سازی طرف توجه قرار گرفت.
    ولی در چین ظروف چینی سفید در اوایل 200 پیش از میلاد و یا جلوتر ازآن ساخته می شد. ایجاد كوره هائی كه درجه حرارت آنها 1200 درجه باشد به همراه ساختن ظروف چینی ظریف و شفاف در چین در حدود 600 سال بعد از میلاد اتفاق افتاد . از این نظر چینی ها هزار سال جلوتر از اروپائیها بوده اند. كائولن در چین بیشتر از هر جای دیگری یافت می شود . چسبندگی كائولن چینی نیز نسبتاً زیاد است وبرای كار بسیار مناسب می باشد . سرامیك سازان چینی در ابتدا ظروف سفید ولی كم دوامی از كائولن می ساختند ولی پس از چندین صدسال تجربه توانستند كوره هائی با درجه حرارت بالا به وجود بیاورند و یا چیزهائی به كائولن اضافه كنند تا بتوانند چینی واقعی را كه سخت و نسبتاً شفاف است بسازند . كائولن از گلهای نوع اول است و خود از تجزیه فلاسپات در مجاورت رطوبت هوا و آب به وجود می آید ، ذرات آن نسبتاً درشت و در مقایسه با گلهای نوع دوم چسبندگی آن بسیار كم است . كائولن كلی نسبتاً خالص است و موادی نظیر آهن در آن یافت نمی شود .كائولن در 1800 درجه ذوب می شود و چسبندگی آن نیز كم است . برای اصلاح آن مواد دیگری به آن اضافه می كنند .
    بال كلی:
    بال كلی بر خلاف كائولن دارای دانه های بسیار ریز و آهن زیاد بوده و خاصیت چسبندگی آن خیلی بیشتر است . نقطه ذوب بال كلی پایین تر از نقطه ذوب كائولن است . بال كلی و كائولن هر دو ممكل هم هستند و به همین جهت آنها را با هم مخلوط می كنند . بال كلی از گلهای نوع دوم است و در 1300 درجه متراكم و محكم می شود. درصد انقباض بال كلی 20% است و آن را برای اصلاح گلهایی كه چسبندگی كمتری دارند مصرف می كنند ولی مقدار آن نباید بیشتر از 15 % باشد . رنگ بال كلی خاكستری است زیرا كربن آن زیاد است ولی این كربن در موقع پختن می سوزد و تأثیری روی پخته آن ندارد . بعضی از انواع بال كلی فاقد كربن است و به همین جهت رنگ آنها سفید می باشد .
    گل نسوز:
    اینگل در مقابل حرارت دوام زیادی دارد و بعضی از انواع آن چسبناك وبعضی دیگر فاقد چسبندگی است. رنگ این گل پس از پختن قهوه ای تیره میشود . از این گل برای ساختن آجر نسوز و كوره های ذوب فولاد استفاده می كنند ، این گل اگر با گلهای دیگر مخلوط شود وتكسچر ( بافت ) خاصی به آنها می دهد .
    گل استون ور:
    استون ور بین 1200تا1300 درجه سانتیگراد پخته شده واز گلهای نوع دوم محسوب می شود و رنگ پخته آن از خاكستری روشن تا قهوه ای تیره تغییر می كند .
    گل معمولی سرامیك ( اژتن ور ) :
    این نوع گل دارای مقدار زیادی آهن بوده و در حرارت 950 تا 1100 درجه پخته می شود . ظرفهای معمولی سرامیك و كاشی ها را با این گل می سازند .

    خاكهای رسی در ایران :
    شناسائی و استخراج خاكهای رسی در ایران به طور كلی وضعیت علمی مشخص نداشته است . در زمانهای گذشته وجود سفالگری سنتی در كشور به علت احتیاج جامعه رونق فراوان یافته بود ودر مقابل به علت عدم دسترسی به خاكهای سفید پخت ، تشخیص و تحقیق و بررسی خاكهای مذكور كه از مرغوبیت خاصی برخوردار بودند ممكن نگردیده است .
    از طرفی پس از صنعتی شدن كشور و احداث كارخانه های مختلف با تكنولوژی پیشرفته در 30 سال اخیر( كه منجر به تولید انبوه شده است ) و مساعدت كارشناسان خارجی نسبت به شناخت و طبقه بندی خاكهای مختلف ، هماهنگی و استاندارد نمودن مواد مذكور به طور عام میسر نگردیده و تاكنون به صورت پراكنده در دسترس می باشد .
    در حال حاضر به جز معدن كائولن زموز مرند كه از طریق سازمان زمین شناسی و سایر مراكز پژوهشی و صنعتی مورد بررسی قرار گرفته است ، سایر معادن از لحاظ علمی دارای شناسنامه مشخص نیست و مداركی كه مفید در این زمینه باشد . بسیار محدود و نادر است .

    با در نظر گرفتن امكانات موجود از نظر عدم دسترسی به مراجع و مراكز و اسناد مربوط در ایران مؤلف فقط به كمك مقالات و یادداشتهای منتشرشده وتوجه تجربیات شخصی خود در این زمینه مطالب مذكور را جمع آوری نموده . كائولین زنوز مرند ـ خاك منطقه كوشك نصرت ـ خاك زنجان ـ ایلیت زنجان ـ خاك قواشه سمنان ـ خاك درجزین سمنان ـ خاك میانه ( قره آقاج ) ـ خاك آباده ـ خاك تاكستان قزوین ـ خاك عبدل آباد قزوین ـ خاك زاویه ساوه ـ خاك هشترود ـ خاك نی نی اصفهان ـ خاك سر كویر ـ خاك آبعلی ـ خاك بوئین زهرا ـ خاك آبگرم زنجان .


  22. #14
    مونا!! آواتار ها
    مونا!! آفلاين است كاربر عالي
    تاریخ عضویت
    Mar 2008
    محل سکونت
    nokia 1100
    نوشته ها
    701
    تشکر
    1,155
    تشکر شده 1,244 بار در 568 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض

    اساساً چهار مرحله عمل برای ساختن انواع ظروف سفالی وجود دارد:

    1- آماده ساختن گل: كه شامل ورز دادن گل قبل از شروع كردن به كار می‌باشد.
    2- شكل دادن به آن: بعد از ورز دادن گل برای كار آماده شده و با استفاده از چرخ یا به طریق دستی به آن فرم می‌دهیم.
    3- تزئین: بعد از اینكه شیء مورد نظر ساخته با استفاده از روش های تزئین كه در ذیل شرح داده شده، به زیبایی و جلوه آن اضافه خواهد شد.
    4- حرارت دادن: در مرحله نهایی شیء ساخته شده را در كوره حرارت می‌دهیم.


    روش‌های تزئین
    1-
    برجسته كاری به كمك قلم مو به وسیله مخلوط گل سائیده و كتیرا.
    2- روش كنده‌كاری با چاقو قسمت‌هایی را گود می‌كنند.
    3- باسمه كاری به وسیله مهر.
    4- Sgraffito پوشش سفال به وسیله دو قشر لعاب با رنگ‌های مختلف و روی پوشش خارجی با وسیله نوك تیز نقش را حك می‌كنند.
    5- به كارگیری لعاب بر روی بدنه: پاشیدن ـ نقاشی كردن ـ غوطه ور ساختن ظرف در لعاب و یا روش موم گیری كل ظرف را موم می‌گیرند و جای نقشها را خالی كرده و سپس با رنگهای لعابی پر می‌كنند و حرارت می‌دهند و نقاطی كه با موم پوشیده شده بود سفید می‌شود.


    اشكال هندسی كوزه‌ها
    استوانه‌ای، بیضی، كروی، مخروطی معمولاً ظروف سفالین تركیبی از دو شكل یا بیشتر كه زیبائی ظروف بستگی به تركیب مناسب این اشكال و ارتباط اجزاء آنها با یكدیگر دارد. مثلاً سر ظروف با بدنه آن یا گردن صراحی با بدنه آن.


    كوره
    نیاز به بیان این مطلب نیست كه در هنگام انتخاب كوره بایستی نهایت دقت را بعمل آورد. چون كوره قلب كارگاه تولید سرامیك است و بیشترین سرمایه گذاری در هر كارخانه را به خود اختصاص می‌دهد. عواملی كه باید در انتخاب كوره در نظر گرفته شوند عبارتند از:
    1- فرآورده ای كه باید پخته شود
    2- میزان تولید
    3- كیفیت تولید
    4- دمای پخت
    5- زمان پخت
    6- نوع شعله
    7- نوع سوخت
    8- تناسب ظرفیت بخش شكل دهی با ظرفیت كوره
    9- محل استقرار و تأسیسات زیر بنایی
    شرایط زمین و ...

  23. #15
    مونا!! آواتار ها
    مونا!! آفلاين است كاربر عالي
    تاریخ عضویت
    Mar 2008
    محل سکونت
    nokia 1100
    نوشته ها
    701
    تشکر
    1,155
    تشکر شده 1,244 بار در 568 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض

    آسیب شناسی مواد اولیه وعمل آوری آن:
    موادی كه در گل سفال و سرامیك ایجاد اشكال می كنند. مثل : نمكها ، ماسه ، آهك و ... و جداسازی آنها از طریق شستشو و یا الك كردن با الكهای ریز دانه ( حدوداً 120 مش )
    نیاز به مواد افزودنی ، بر اساس نوع محصول و شیوه های تولید .
    مثل : شاموت ( خاكة سفال) ، لوئی (الیاف گیاهی) و ...

    روشهای عمل آوری و آماده سازی گل

    ورز دادن و یك دست كردن گل : از بین بردن فضاهای خالی (هوا)
    آماده سازی دوغاب: مخلوط كردن مواد و آب به طوركامل و همچنین تعیین غلظت مناسب دوغاب
    نگهداری مناسب گل : محل نگهداری : نوع نگهداری با كمك مواد مختلف مثل نایلن مزیت استفاده ازگلهای مانده و كهنه
    برطرف كردن اشكالات لعاب . مثل : ترك خوردن، پوسته شدن ، جوش زدن و ...
    كه معمولاً ناشی از عواملی مثل : عدم هماهنگی بدنه و لعاب ، غلظت نامناسب لعاب ( ضخامت) و حرارت نامناسب می باشد كه بیشتر مربوط به شیوه های نامناسب بكارگیری لعاب است.
    آسیب شناسی شیوه های تولید:
    مشكلاتی كه در حین خشك شدن گل بوجود می آید ( ترك خوری )
    مهمترین عامل ترك خوری بدنه ها = عدم هماهنگی ضخامت بدنه در نقاط مختلف ظرف
    لزوم بكارگیری اتاق خشك كن برای خشك كردن مناسب محصولات
    مشكلاتی كه در مرحله پخت محصولات در كوره می آید (شیب حرارتی)

    نوع كوره و تاثیر آن بر كیفیت محصول ( بررسی ایرادات وهمچنین مزیت كوره ها نسبت به یكدیگر)
    روشهای بكارگیری لعاب
    در تمامی روشهایی بكارگیری لعاب ، باید به ضخامت لعاب بروی بدنه توجه داشت.
    ضخامت زیاد و یا كم در لعاب های مختلف مشكلات زیادی ایجاد می كند

  24. تشکرها از این نوشته :


  25. #16
    mahdigaz آواتار ها
    mahdigaz آفلاين است كاربر عالي
    تاریخ عضویت
    Jan 2009
    سن کاربر
    آینده نزدیک
    محل سکونت
    HTC
    نوشته ها
    802
    تشکر
    1,132
    تشکر شده 1,094 بار در 622 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    Lightbulb سفالگري و سراميك سازي

    منظور ازسفال، بدنه‌هايي است كه با خاكهاي ثانويه، كه در اثر جابه‌جايي خلوص كمتري دارند و درجه پخت آنها نيزكمتر است، مثل خاك رس ساخته مي‌شوند. سراميك به بدنه‌هايي گفته مي‌شود كه از خاكهاي اوليه، كه به سبب ثابت بودن محل خاك از خلوص بيشتر و درجه پخت بالاتري برخوردارند، مثل كائولين و خاك سفيد ساخته مي‌شوند.
    گفتني است كه واژه‌هاي «سفال» و «سفالينه» كه اهل فن و در موارد كلي ديگر، آن را به كار مي‌برند، بر هر نوع بدنه اطلاق مي‌شود.



    يكي از قديمي‌ترين صنايع بشري، سفالگري است كه به اعتقاد بيشتر محققان و نيز به پشتوانه اشياء به دست آمده ازكاوشهاي باستان‌شناسي، زادگاه آن ايران بوده و ازكشورمان به ديگر نقاط جهان راه يافته است. به اعتقاد گيرشمن، ايران‌شناس و محقق برجسته فرانسوي، نخستين نمونه‌هاي اشياء سفالين، به ساكنان كوهستانهاي بختياري تعلق دارد كه حدود 8000 پيش از ميلاد و بدون استفاده از چرخ سفالگري ساخته شده است. از نمونه‌هاي به دست آمده مي‌توان دريافت كه در آن زمان، سفالسازان از كوره پخت سفال نيز بي‌اطلاع بوده‌اند و احتمالاً ظروف سفالين را در كنارهمان آتشي كه براي پختن گوشت شكارمهيا مي‌كردند مي‌پختند. سفالينه‌هاي دوران مورد بحث، به تقليد از سبدهاي بافته شده با تركه درختان ساخته شده و در بسياري موارد، سبد به صورت قالبي براي ساخت ظروف سفالين به كار رفته است.
    افزون بر آن و ضمن كاوشهاي باستان‌شناسي، آثار باارزشي از منطقه اسماعيل‌آباد، خوروين، تپه سيلك، شوش و غيره به دست آمده كه به هزاره‌هاي ششم، پنجم و چهارم پيش از ميلاد تعلق دارد. اين اشياء گاه نقشهاي ساده و طرحهاي زيبايي بر پيكر دارند.
    در 3500 پيش از ميلاد با اختراع چرخ ساده سفالگري و استفاده از آن در شكل بخشيدن به ظروف سفالين، تحولي جديد در اين صنعت به وجود آمد و موجب شد تا محصولات از نظر شكل متنوع‌ تر و از نظر ساخت ظريف‌تر شود و توليد آن نيز افزايش يابد.
    از شوش سفالهايي متعلق به 2700 سال پيش از ميلاد به دست آمده است كه به يقين، با چرخهاي كامل سفالگري توليد و در حرارتي مناسب (حدود 1000 درجه سانتي‌گراد) پخته شده‌اند
    به دنبال تكميل چرخهاي سفالگري، تحول ديگري در اين صنعت به وقوع پيوست و صنعتگران سفالساز موفق به تهيه انواع لعاب قليايي و تزيين ظروف با آن شدند.
    لعاب عبارت است از لايه نازك سيليكاتي كه براي افزايش مقاومت و قابليتهاي مصرفي،‌ زيبايي و جلوگيري از نفوذ رطوبت، سطح داخلي يا خارجي يا سطوح داخلي و خارجي يك بدنه سفالي يا سراميكي را پوشش مي‌دهد و داراي سه نوع قليايي، سربي، فريت است. لعاب با اكسيدهاي رنگزاي فلزي به رنگ موردنظر درمي‌آيد و پس از انجام مرحله لعاب‌كاري، ضروري است كه ظروف يا بدنه‌ها براي پخت نهايي به كوره برده شود.
    در حدود 1500 پيش از ميلاد، به سبب گسترش فلزكاري و تهيه انواع ظروف از فلز، ساخت ظروف سفالين تا حدودي از رونق و رواج پيشين افتاد و بيشترين تلاش به ويژه در دوره هخامنشي مصروف توليد آجرهاي لعاب‌دار مي‌شد كه نمونه‌هايي از آن در كاخ آپادانا و كاخ شوش مورد استفاده قرار گرفته و ضمن كاوشهاي باستان‌شناسي به دست آمده است.
    دردوره اشكانيان دوباره سفالگري دچار تحول شد و استفاده از لعاب قليايي در ميان صنعتگران رواج يافت. سفالگري در دوره مذكور، بيشتر از روي نمونه‌هاي كشف شده در نواحي مختلف بين‌النهرين مانند سامرا، تيسفون و بابل، شناخته مي‌شود كه تركيبي است از سفالهاي گذشته و نيز سفالهايي كه در همان زمان ساخت آنها در ديگرنقاط جهان رايج بوده است.
    در دوره ساساني، سفالگري ايران پيشرفت چنداني نكرد، زيرا صنعتگران بيشتر به توليد مصنوعات فلزي گرانبها روي آوردند و از سفال تنها در مواردي معدود و براي توليد محصولاتي محدود استفاده مي‌شد. با آغاز دوران اسلامي، به سبب روح سادگي و پرهيز از تجمل پرستي فرهنگ اسلامي، منع مذهبي استفاده از فلزات گرانبها براي ساخت ظروف و همچنين به دلايل اقتصادي، صنعت سفالسازي مورد توجه بيشتري قرار گرفت. آثار متعدد به جاي مانده از نخستين دوره‌هاي پس از ورود اسلام، از آن جمله، سفالينه‌هايي كه در حفاريهاي نيشابور و ري به دست آمده، نمايانگر مهارت سفالگران ايراني در دوره مورد بحث است.
    نقوش ظروف سفالين اين دوره بيشتر شامل كاسه، بشقاب، تنگ و غيره طرحهاي گل و گياه به شكل هندسي و نيز نقوش انساني است.
    طي قرون پنجم تا هفتم قمري (= دوره سلجوقيان)، فصل نويني در هنرها و صنايع ايراني گشوده شد و ضمن تعالي و تكاملي كه فلزكاري، گچبري و بالاتر از همه معماري را نصيب گرديد، صنعت سفالگري نيز تحول و دگرگوني چشمگيري يافت و شهرهايي چون نيشابور، جرجان، ري و كاشان به صورت مراكز عمده سفالگري كشور درآمد.
    دردوره سلجوقي ظروف لعابي سفيدرنگ، ظروف لعاب‌دار يك رنگ، ظروف با نقش قالبي، ظروف با نقش كنده‌كاري شده و لعاب رنگارنگ، ظروف معروف به لعابي، ظروف طلايي يا زرين فام، ظروف داراي نقاشي زيرلعاب، ظروف سراميكي مينايي و ظروف معروف به «لاجوردي» ساخته شد.
    در دوره مغولها، ساخت نوعي كاشي به نام «كاشي معرق» آغاز، و از آن پس زينت‌بخش اماكن متبركه و ديگر ساختمانهاي فرهنگي و گاه ساختمانهاي مسكوني شد.
    دردوره صفويه، ساخت ظروفي با عنوان «بدل چيني» رايج شد و آن حاصل تبادل نظر سفالگران چيني و ايراني و نيز آموزش سفالگران چيني به سفالگران ايراني در زمينه استفاده مناسب تر از خاك سفيد درتوليد محصولات بود. ضمن آنكه ساخت سفالينه‌هايي با نقوش درخت و گل و گياه و گاهي نيز با نوشته‌هاي كوفي، فارسي و عربي در ايران رواج يافت. در دوره صفويه، ساخت و استفاده از كاشيهاي هفت رنگ، معرق و مَعْـقِلي گسترش بسيار يافت و در تزيين و زيباسازي ابنيه مذهبي و تاريخي به كار برده شد.
    از حدود 12 ق. به تدريج از رونق سفالگري ايران كاسته شد و اين زوال تدريجي همچنان و تا قرن كنوني ادامه يافته است؛ گو اينكه محصولات سفال و سراميك همچنان در مناطق مختلف توليد و حتي درزندگي روزمره مردم ايران نيز نقش داشته است. در حال حاضر، توليد سفال، سراميك و كاشي در مناطق مختلفي از كشورمان به شيوه‌هاي گوناگون از آن جمله‌ با بهره‌گيري از چرخ سفالگري رواج دارد و طي سالهاي پس ازپيروزي انقلاب اسلامي، شاهد رونق سفالگري رواج دارد و طي سالهاي پس از پيروزي انقلاب اسلامي، شاهد رونق سفالگري در مناطقي مانند لالجين همدان، ميبد يزد و تهران بوده‌ايم. اين «هنر ـ صنعت» در ديگرمراكز مهم توليد، مانند مند گناباد، كلاگر محله جويبار، تبريز،‌ زنوز، اصفهان، شهرضا، نطنز، سياهكل لاهيجان و… كماكان به حيات خود ادامه داده ا
    با تو آن روز که شطرنج محبت چیدم - ماتی خود ز تو در بازی اول دیدم

  26. #17
    nadimeh آفلاين است تازه وارد
    تاریخ عضویت
    Oct 2009
    نوشته ها
    2
    تشکر
    1
    تشکر شده 0 بار در 0 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض

    با سپاس از همه دوستان ،خصوصا دوستانی که در انتهای مطالب به منبع مورد نظر نیز اشاره می کنند.

  27. #18
    zhopiter2012 آواتار ها
    zhopiter2012 آفلاين است كاربر ساده
    تاریخ عضویت
    Dec 2009
    سن کاربر
    20
    نوشته ها
    21
    تشکر
    2
    تشکر شده 2 بار در 2 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض

    مرسی مطلب جالبی بود

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
قدرت گرفته از ویبولتین ،اکنون ساعت 09:00 PM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.
کليه حقوق اين سايت متعلق به  شرکت فرهنگ سازان  است.هر گونه استفاده از مطالب اين سايت پيگرد قانوني دارد
سئو و بهينه سازي : سئو
Powered by vBulletin® Version 4.2.2 Copyright © 2014 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved